پس از پیروزی انقلاب، برای سامان دادن بیشتر به امور شهدا و خانواده های آنان، با فرمان امام (قدس سره) بنیاد آغاز به کارکرد که با آغاز جنگ تحمیلی و بیشتر شدن تعداد شهیدان، وظیفه و تکلیف بنیاد شهید سنگین تر شد. تا اینکه در تاریخ 19/2/83 با درخواست مسؤولان نهادهای ایثارگری بر اساس فرمان مقام معظم رهبری و طبق مصوبه شورای عالی اداری، تجمیع نهادهای ایثارگری در ساختاری یکپارچه در بدنه دولت به تصویب رسید و بنیاد شهید و امور ایثارگران شکل گرفت.
امروز ما باید ببینیم، چرا دنیا به امتیازات و تسهیلات کسانی که به جنگ می روند و یا از دفاع از کشورشان آسیب می بینند، توجه زیاد دارد؛ چون هر کشوری در هر زمانی به ایثار و فداکاری نیاز دارد و این با امنیت ملی هر کشوری ارتباط مستقیمی دارد. پس از دفاع مقدس که مهمترین ره آورد آن امنیت ملی بود، خدمات رسانی به بازماندگان جنگ همیشه با گله مندی همه اقشار مواجه بوده است.
***
پیش از این، گهگاهی تماسهای تلفنی از سوی ایثارگران داشتیم که درباره سرانجام و سرنوشت نهایی لایحه خدمات رسانی ایثارگران می پرسیدند.لایحه ای که تاکنون مسکوت مانده است و در رفت و آمدهای قانونی، از نا کجا آباد سر در آورده است.
چندی است، تماس ها و گلایه ها در این باره بسیار بیشتر نیز شده است.محتوای گلایه ها کم و بیش یکسان است.
مانند این که: «ما زنده بودنمان دردسر است، مردی که نه جان سالم و نه کار دارد و نمی تواند سرپرست خانواده باشد، به چه دردی می خورد؟ !بگویید تکلیف ما را روشن کنند.» و یا این که: «ما شدیم سربار و اسباب دردسر خانواده مان ! اگر نبودیم، دستکم مجبور نبودند، هزینه نان بخور و نمیر خانواده را خرج مداوای جانبازشان کنند. آخر چرا مسؤولین ما را نمی بینند!؟».
و یا، «ما شرمنده اهل و عیالمان هستیم تقصیر آنها چیست که پدرشان همان اول به فکر درصد جانباری نبود و عقلش قد نداد این روزها را پیش بینی کند، فکر نمی کردم روزی عوارض شیمیایی عود کند و ما از فراموش شدگان باشیم و شرمنده زنده ماندن!».
پرسش های پی در پی ایثارگران، گزارشگر «عشقستان» را وادار به تماس با شماری از مسؤولان و قانونگذاران می کند، اما متأسفانه، پاسخ همان حرفهای تکراری است و بس.راستش دیگر خجالت می کشیم یک سری وعده سرخرمن را پس از این همه سال منعکس کنیم. پس وقتی امیدمان برای دادن خبرهای خوش کمرنگ می شود، می رویم سراغ «یوسف مجتهد»، کارشناس ارشد مدیریت و فقه و حقوق اسلامی که از جامعه ایثارگری و علاقه مند به کار حقوقی در حوزه ایثارگران است.در این راستا گفتگو کردیم با یوسف مجتهد، جانباز 60 درصد، فوق لیسانس مدیریت و فقه حقوق اسلامی که به دلیل کار مستمردر بنیاد و آشنایی با قوانین و حقوق ایثارگران مدتی نماینده ایثارگران در پیگیری قوانین مربوط به لایحه جامع ایثارگران بوده است. «مجتهد» هم اکنون به صورت غیررسمی با نهادهای ایثارگری همکاری دارد.
وی انتقادات زیادی نسبت به خدمات رسانی به بازماندگان و آسیب دیدگان جنگ دارد و در این باره می گوید:ما از دوران انقلاب که شهدا و مجروحان زیادی داشت، وارد دوران درگیری با ضد انقلاب شدیم. هنوز رها نشده، به جنگ متصل شدیم. حتی در دوران جنگ یک دفاع در مقابل دشمن بیرونی و یک دفاع در داخل کشورداشتیم. امروز هم که درگیری با اشرار و ضد انقلاب داریم؛ یعنی می شود گفت، 34 سال است که ایران هر روز شهید و مجروح دارد.
مجتهد درباره نارضایتی بیشتر ایثارگران نسبت به چگونگی خدمات رسانی مسوولان نسبت به این قشر آسیب دیده می گوید: من به جرأت می توانم بگویم که تمامی ایثارگران از جمله خانواده شهدا و جانبازان و ... صبورترین آدمها در این دوران بوده اند. سالها من مسؤولیت اجرایی در قبال این عزیزان داشتم و شرایط را درک می کردم.
آنچه که ایثارگران توقع دارند، آن است که وقتی قانونی در ارتباط با بازماندگان و آسیب دیدگان جنگ تصویب می شود، با آن چیزی که واقعاً اجرا می شود، فاصله خیلی زیادی دارد. ایثارگران می گویند، وقتی ما را رسانه ای می کنید هی قانون تسهیلات، امتیازات و ... را تصویب و اعلام می کنید یا آن را اجرا نمایید یا شرایط را طوری در جامعه تبیین کنید که مردم گمان نکنند همه خدمات به سمت اینها سرازیر است.
وی می افزاید: ما چند صد هزار ایثارگر داریم، از خانواده شهدا (والدین، خواهر و برادر، همسر و فرزندان) و جانبازان(همسر و والدین و فرزندان) و آزادگان، به اضافه رزمندگان و خانواده هایشان که شاید حدود 12 میلیون نفر می شوند که هیچ کدام فراتر از قوانینی که وضع شده و می شود، توقع دیگری ندارند.
قوانین عمیق نیست، سطحی است
این حقوقدان در ادامه بحث با اشاره به مشکلات وخلاهای قانونی که در قانون خدمات رسانی به بازماندگان جنگ وجود دارد، می گوید: ما پس از دوران انقلاب اگر بررسی می کردیم، تجربه های بسیاری در رسیدگی به بازماندگان جنگ در کشورهای مختلف مثل آلمان و کره و ترکیه و شوروی و ... وجود داشت. آنها قوانین مدون شده در این مورد دارند که بسیار موفق و اجرایی بوده است و امروز ما فاصله زیادی با قوانین آنها داریم. وی در ادامه می گوید: تعداد قوانین وضع شده در ایران برای ایثارگران بسیار زیاد است، اما مثل اقیانوسی است که عمق آن به اندازه یک بند انگشت می باشد؛ یعنی قوانین عمیق نیست سطحی است، برای همین هم اجرایی نمی شود؛ یعنی ما در هر سه موضوع قانونگذاری، اجرا و نظارت مشکل داریم. وقتی قانونی نوشته می شود که پشتوانه مالی ندارد و هیچکس متولی آن نیست، معطل می ماند؛ مثلا می نویسیم پالایش جانبازان شیمیایی، اما پیش بینی نمی کنیم که یک جانباز شیمیایی چقدر هزینه لازم دارد تا پالایش شود و به این ترتیب به دلایل زیاد قوانین بدون اجرا یا با اجرای ناقص بر زمین می ماند. مجتهد، مقصر اصلی همه این بی سر و سامانی را از متولی این امر، بنیاد شهید و امور ایثارگران می داند و می گوید: من می گویم بنیاد دو وظیفه اساسی دارد. اول خلاهای قانونی را در ارتباط با خدمات درمانی و معیشت کارشناسی کند، ضمن اینکه خدمات نویی را هم که در دنیا ظهور می کند، بررسی کرده و قانون جدید تبیین کند و پس از کارشناسی ارائه دهد؛ یعنی بنیاد خلاهای قانونی را از طریق نمایندگان مجلس و دولت در قالب طرح و لایحه پیگیری کند تا به تصویب برسد. دوم اینکه، قوانین موجد حق جامعه ایثارگری را پیگیری کند و نظارت داشته باشد تا کامل اجرا شود.
بنیاد باید اصلاح شود
وی در پایان در پاسخ خبرنگار ما که می پرسد، از چه راهی حقوق قانونی ایثارگران را باید مطالبه کرد تا پس از به قول شما 34 سال به نتیجه برسد، می گوید: یک زمانی در سربرگ کاغذهای بنیاد از قول حضرت امام نوشته می شد که «اگر معلوم شود کسانی در بعضی از ادارات و ارگانها در اجرای امور خانواده شهدا و جانبازان اشکال تراشی می کنند باید به عنوان ضد انقلاب تحت پیگرد واقع شوند.»
به نظر من مهمترین و ضروری ترین کار این است که در وضع قوانین حتماً راه کارشناسی را پیش گیرند تا ضمانت اجرایی پیدا کند و مهمتر از آن اینکه متولی این کار یعنی بنیاد شهید و امور ایثارگران تا زمانی که این موارد را در خود تقویت نکند، وضع به همین منوال خواهد گذشت.
وی این کارها را چنین اعلام می کند:
1- بنیاد قوانین و نظام اجتماعی رسیدگی به ایثارگران را در دنیا با کارشناسی بررسی کند و با مطالعه جلو برود.
2- بنیاد چون با یک عده افراد آسیب دیده مواجه است، پس کارکنان بنیاد باید منطبق با نیازها انتخاب شوند و آموزشهای تخصصی و کافی را ببینند که نحوه ارتباط اجتماعی با آسیب دیدگان جنگ را بیاموزند.
3- مشکل ما در شهرستانها حتی تهران این است که کارکنان بنیاد با قوانین مربوط به حوزه ایثارگری آشنا نیستند و نمی دانند چه کنند. کارکنان بنیاد باید کاملاً بر قوانین وضع شده درامور ایثارگران از درمان گرفته تا آموزش و خدمات رسانی و ... احاطه داشته و در مطالبه این قوانین از دستگاه های دولتی مهارت پیدا کنند.
4- دولت اهرمهای نظارتی خوبی را در اختیار بنیاد گذاشته است. بنیاد نهادی است که نماینده ولی فقیه دارد و عضو هیأت وزیران است. پس بنیاد از این مکانیزمها باید خوب استفاده کند و مطالبات ایثارگران را پی گیری کنند.(در قوانین هست که همه دستگاههای دولتی هر 6 ماه کارهای مربوط به ایثارگران را به بنیاد گزارش کنند و بنیاد هم به هیأت وزیران گزارش کند تا اگر کوتاهی می شود، وزیر مربوطه پاسخگو باشد و بنیاد قانون را از وزیران مطالبه کند.) اما بر عکس بنیاد با کسانی که اعتراض دارند، برخورد می کند!
مجتهد به عنوان حرف آخر به خبرنگار ما می گوید: ما نباید یادمان برود، چه مسؤولیت سنگینی نسبت به آسیب دیدگان جنگ داریم. بخصوص مسؤولان که در همه کارهایشان از خانواده شهدا و ایثارگران اعتبار می گیرند. پس این انتظار زیادی نیست که متولی امور ایثارگران با درک این مسوولیت سنگین خدمات رسانی به بازماندگان جنگ را به بهترین صورت انجام دهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتخاب بازیگر مسأله دار در فیلم اعتراض خانواده شهید را برانگیخت
روزنامه جوان نوشت: سینما هم حکایت جالبی دارد، هر کنجی از آن روایت دردی است که گاه التیام یافته و برخی هم همچنان گیج و منگ مانده! برخی هنوز نفهمیده اند یا خود را به کم توجهی زده اند که اصلاً اصالت هنر هفتم برای چیست؟ برای کیست؟ چه می خواهد بگوید؟ و امثال این گونه سؤال ها که البته نباید هم بی جواب بماند.
وقتی دم از سینمای دینی می زنیم که باید تابع فرهنگ ارزشی جامعه باشد؛ آیا حرف چندان ثقیلی زده ایم که برخی خود را به خواب زده اند و در پازل چینی آن خود را به گمراهی می زنند؟ !لابد هست وگرنه چرا باید فردی که برایش فرقی ندارد، در سینمای صنعتی و مبتذل هالیوود بازی کند- و مسلما هم به همان نیت به آن ورود پیدا می کند- به یکباره بدون هیچ دلهره و استرسی از برخورد مردم، با هیچ دغدغه ای، کاری ارزشی -که شاید خلاف اعتقادات او هم باشد- را بپذیرد؟
نمونه این اتفاقها البته خوشبختانه در سینمای ما کم اند، اما اگر هم باشند، بسیار توی ذوق می زنند که باید برای آن چاره ای اندیشید! همچنان که برخی براحتی طبع آزمایی خلاف فرهنگ ما را در سینمای هالیوود تجربه می کنند اما چون در قبال این عقده گشایی دست رد بر سینه شان می بینند، دوباره سودای سفر به سینمای مذهبی را می کنند! الحق و الانصاف که چه رویی دارند !همه این اما و اگرها متوجه اتفاقی است که در چند روز گذشته متوجه پروژه سینمایی شهید علی هاشمی با عنوان «مرغابی دشت سرخ» شده! الگویی برای من و امثال من! اما نکته جالب منوط به بازیگری است که بی هیچ خیالی بدون آنکه به سابقه کشف حجاب کرده خود فکر کند نقش «همسر بزرگوار این شهید» را هم پذیرفته!
قبول کردن نقش از سوی بازیگر یک درد و پیشنهاد دادن آن، به او هم دردی دیگر! گویا برخی نمی دانند که فیلم برای مردم ساخته می شود و آنها همانی هستند که شهید را دیده اند، با او زیسته اند و حتی سعی می کنند او را الگو بگیرند. بنابراین کدام را قبول کنند، ماهیت اصلی شهید و خانواده اش را یا سابقه بازیگر با چنان سوابقی که برایش این نقش و آن نقش فرقی ندارد!
این بازیگر(م.ح) که جولانی غیر اخلاقی در هالیوود نیز در کارنامه اش دیده می شود، را برای نقش همسر شهید برگزیده و با او هم قرارداد بسته اند. اما جالب تر اینکه خانواده این شهید بزرگوار اصلا در جریان این انتخاب و فیلمنامه هم نبوده اند. علی اصغر شادروان در قامت سازنده این فیلم (به تهیه کنندگی استانداری و ارشاد خوزستان) که اقرار به خبر نداشتن از سابقه این بازیگر می کند، یک روز از بستن قرار داد با این بازیگر دم می زند و روز دیگر از لغو آن. وجود همین بازیگر مسأله دار در این فیلم، اعتراض خانواده این شهید را درآورده و آنگونه که مادر و برادر شهید نیز اعلام کرده اند حتی در صورت انجام چنین کاری مانع ساختن فیلم خواهند شد.
ارشاد خوزستان هم در این بین-برخلاف گفته های کارگردان- واکنش نشان داده که هیچ قراردادی با این بازیگر نبسته اند و با این واکنش توجیه کار خود می کنند. با این حال، خانواده شهید هاشمی در پیگیری خبرنگار ما و مطلع شدن از خبرها و حواشی، بشدت جلوی ساختن فیلم -در صورت وجود این بازیگر زن در کاراکتر نقش همسر شهید- ایستاده است. ماجرای این فیلم با این شرایط گویا همچنان سر دراز دارد !اما یک نکته حداقل حرمت صالحین و شهدا را نگه دارید!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خلبان جانباز به دیدار یاران شهیدش شتافت
مجروح جنگ تحمیلی، سرهنگ دوم خلبان «ابراهیم پوردان» بال رهایی گشود و به جمع یاران شهیدش پیوست.
به گزارش فارس، مجروح جنگ تحمیلی، مرحوم «ابراهیم پوردان» سرهنگ دوم خلبان ارتش جمهوری اسلامی ایران صبح روز جمعه دوم دی ماه سال جاری دار فانی را وداع گفت و آسمانی شد.
این جانباز 50 درصد ساعت 45:9 دقیقه صبح روز جمعه دوم دی ماه پس از تحمل سال ها رنج و سختی ناشی از جراحتهای جنگ تحمیلی در بیمارستان بعثت تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر جانباز سرافراز «ابراهیم پوردان» دوشنبه پس از تشییع در قطعه صالحین بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.مرحوم خلبان پوردان یکی از تیزپروازان عملیات 140 فروندی ارتش جمهوری اسلامی در حمله به الولید عراق بود که پس از اجرای موفقیت آمیز این عملیات بزرگ و بی نظیر به همراه سایر خلبانان حاضر در این عملیات به محضر حضرت امام رفت.



نظر شما