یک میز عریض چندین متری که پدر و فرزندانش در یک سمت آن خیلی دور از مادر نشسته اند و با انتظار به او که مشغول استفاده از تلفن همراه است نگاه میکنند. در بیلبوردی دیگر کاناپه کش آمده و پدر خانواده و لپ تاپ اش از مادر و فرزندان دور شده اند و در تصویری دیگر ...
شعار این بیلبوردها این است: «به خانواده برگردیم!» و در کنار این شعار و هشدار مهم توصیه شده: «اجازه ندهیم رسانهها ما را از هم دور کنند.»
در محاصره تلفنهای همراه و تبلتها
دور و برمان پر شده از رایانهها، تبلتها و گوشیهای تلفن همراه و هر جایی از پارک و خیابان و تاکسی گرفته تا محل کار و خانه و هر جای دیگر هر لحظه شاهد دوستان و آشنایان و فامیلی هستیم که به وسیله رایانههاو موبایلهایشان به تسخیر درآمدهاند. همکارانی که ساعتها به صفحات تلفن همراهشان چشم دوختهاند. مهمانیهایی که تا همین 10 سال پیش پر از سروصدا و گفت و گو و خوش و بش و خنده بود و حالا روح تلفنهای همراه تمام ارتباطات آن را سرد و خاموش کرده است.
بچهها در حسرت شنیدن حرفهایشان رو به پدرها و مادرها میایستند، منتظر میمانند و پدر و مادرهایی که بدون چشم برداشتن از موبایلها پاسخهای کوتاه و از سر بیمیلی میدهند. زن و شوهرهایی که در خانه هایشان ساعتها بدون کمترین ارتباط کلامی حتی بیآنکه همدیگر را ببینند صفحات تلگرام و وایبر را ورق میزنند. سفرههایی که حتی دیگر مانند گذشته آدمها را گرد هم جمع نمیکنند و ارتباط واقعی و معناداری را میگویم که بشدت تحت تاثیر امواج و تصاویر و صحنههای غیر واقعی و مجازی است. واقعیت این است که این روزها بیآنکه متوجه باشیم با آنکه در کنار هم نشستهایم، با لمس گوشیهای تلفن، هر لحظه بارها از هم دور میشویم.
گرفتار در جزیره تنهایی
تا همین چند سال پیش همه ما تلویزیون را هیولایی میدانستیم که ارتباط عاطفی خانواده را به صورت منفی تحت تاثیر قرار میداد. صفحه تلویزیون در برابر همه ما بود، با هم مینشستیم و میدیدیم. با هم میخندیدیم، میترسیدیم، غصه میخوردیم و لذت میبردیم. تلویزیون وقتمان را میگرفت، ولی ما را از هم دور نمیکرد. امروز اما تلفنهای همراه که روز به روز مدرنتر و خصوصی تر میشوند با اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی پرشمار ما را از خانه و خانواده میگیرند و به «جزیره تنهایی» پرتاب میکنند که ظاهری جذاب و پر از تنوع و سرگرمی دارد، اما سرابی است که چیزی جز فریب نیست و حاصلی جز تنهایی ندارد.
این یک هشدار مهم است. اجازه ندهیم رسانهها ما را از هم دور کنند. متأسفانه ما در استفاده از شبکههای اجتماعی و چشم دوختن به صفحات تلفن، زیادی افراط کردهایم. نگاهی به اطرافتان بکنید. بیآنکه بدانی، تلفنهای همراهمان به ما متصل شدهاند و بدجوری به آنها عادت کردهایم. ما به تلفنهایمان اعتیاد پیدا کردهایم.
این رتبه نخست، افتخاری ندارد!
ایران بزرگترین بازار اینترنتی خاورمیانه است. اما متاسفانه همراه با این مسأله آمارها و رکوردهای دیگری هم در یک سال اخیر منتشر شده که به هیچوجه خوشحال کننده نیست. چندی پیش «الکسا» از معتبرترین مراکز رنکینگ و امتیاز دهی اینترنتی، آمار استفاده از وایبر در کشورهای گوناگون را منتشر کرد. در کمال تعجب در این رنکینگ، ایران ضمن قرار گرفتن در رتبه نخست به لحاظ آماری، فاصله بسیار زیادی هم با کشورهای پر جمعیتتر پس از خودش دارد.
ایران با 75 میلیون نفر جمعیت بیش از 10 درصد کل کاربران وایبر را در اختیار دارد و در حالی در رتبه نخست قرار دارد که پس از آن هند با جمعیتی یک میلیارد و دویست میلیون نفری (18 برابر جمعیت ایران) حدود 9/7 درصد کاربران (2 درصد کمتر از ایران) را در اختیار دارد. آمریکا با 320 میلیون نفر جمعیت (4 برابر جمعیت ایران) در رتبه سوم، روسیه با 143 میلیون نفر جمعیت (2 برابر ایران) سوم و پاکستان با 173 میلیون نفر جمعیت (سه برابر ایران) رتبه پنجم استفاده از وایبر را در اختیار دارد. این آمار ثابت میکند میزان استفاده ایرانیها از وایبر به عنوان یکی از شبکههای اجتماعی با زیادهروی و افراط نسبت به سایر کشورها صورت گرفته است.
فاجعه در حال پیدایش است
در گزارش دیگر که چندی پیش مرکز ارتباطات اننبرگ (دانشگاه پنسیلوانیا) منتشر کرد عموم کاربران اینترنتی معمولاً از یک یا دو شبکه اجتماعی برای ارتباطات اینترنتی استفاده میکنند، اما اغلب کاربران ایرانی به طور همزمان از وایبر، واتس آپ، لاین، تلگرام، فیس بوک، تانگو و... استفاده میکنند. در همین پژوهش که به مطالعه درباره شبکههای اجتماعی و نحوه استفاده از آن در ایران میپردازد، آمده است: جوانان برای حضور در این شبکهها الگوهای متفاوتی اختیار میکنند. در این گزارش تأکید شده، 38 درصد کاربران فیسبوک در ایران گروه سنی 30 تا 39 سال هستند و در بخش دیگری آمده که حدود 49 درصد کاربران توسط گوشیهای تلفن همراه و تبلتها در شبکههای اجتماعی فعالیت دارند. ارقام تکان دهندهای است! اما اگر کمی از خودمان فاصله بگیریم و بایستیم و به دور و برمان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد فاجعه در حال پیدایش است و متاسفانه ما به مرور و بیآنکه چندان متوجه بوده باشیم به آن عادت کردهایم.
منزوی شدن آدمها و خروج از جامعه
متاسفانه در ایران گرایش به عضویت در شبکههای اجتماعی بسیار بیشتر از دیگر جوامع است و میتوان انتظار داشت در صورت ادامه این روند خانوادهها و بویژه نسل جوان در آیندهای نزدیک با آسیبها و مشکلات تازهای از نظر اجتماعی روبهرو شوند. آسیبهایی که شاید مدتها طول بکشد تا جامعه از آنها رهایی پیدا کند. بخصوص که طبق آمارهای اعلام شده بانوان گرایش بیشتری به عضویت در این شبکههای اجتماعی دارند.
دکتر میترا وحید واقف، روانپزشک، در این رابطه به تأثیر مخرب شبکههای اجتماعی بر روی خانوادهها و ارتباطهای واقعی اجتماعی اشاره میکند و به خبرنگار ما میگوید: متاسفانه شبکههای اجتماعی مانند فیس بوک، وایبر، واتس آپ و... نه تنها ارتباطات سالم اجتماعی را گسترش نمیدهند، بلکه حتی با هدف قرار دادن کانون خانواده به طور مستقیم تخریب سلامت اجتماعی را با خود به دنبال میآورند. اعتیاد به عضویت و حضور در شبکههای اجتماعی که با روزآمد شدن گوشیهای تلفن همراه روز به روز آسانتر هم میشود، نوعی اجتماعی شدن لحظهای و با اصول و قواعد نامحدود تر است. اعتیاد به این شبکهها و محدود شدن دنیای آدمها به گوشیهای موبایل و ارتباطات مجازی اجتماعی همانقدر که در کوتاه مدت جذاب و سرگرم کننده است، در دراز مدت به منزوی شدن فرد و خروج او از جامعه منجر میشود.
خانمها بیشتر از آقایان در خطرند
دکتر وحید واقف، تنهایی، انزوا و ناامنی را از نتایج مخربی میداند که شبکههای اجتماعی بر افراد بجا میگذارند. وی میگوید: متاسفانه در جامعه ما خانمها بیشتر از مردها به عضویت این شبکهها درآمده اند و وقت بیشتری را با گوشیهای تلفن شان میگذرانند و در شرایطی که مدیریت عاطفی و اداره روابط در خانواده وابسته به نقش خانمهاست، وقت گذرانی مدوام با تلفن همراه این ستون مهم و مدیریت روح خانواده را آسیب پذیر ساخته و در پی آن خانواده را وارد بحرانهای شدید میکند. نقش خانمها به عنوان مادر و همسر به واسطه اعتیاد به گوشیهای تلفن همراه و اپلیکیشنهای اجتماعی بشدت آسیبپذیر است و در پی آن کانون خانواده دچار تزلزل خواهد شد.
دکتر واقف در ادامه صحبتهایش به عضویت حدود 6 میلیون ایرانی در واتسآپ اشاره میکند و میگوید: استفاده نادرست و زیاده روی در کاربری شبکههای اجتماعی سبب رشد چشمگیر افسردگی و بیاعتمادی در فرد و همچنین بیانگیزگی و بیتوجهی در خانواده و در پی آن جدایی زن و شوهرها در دو سال گذشته شده است.
فروپاشی هویت اجتماعی
وی میافزاید: فضاهای اجتماعی در وهله نخست با حذف روابط رودررو و حتی حذف صدای افراد آنها را وارد محدودهای گسترده میکند و به سمت بیهویتی میکشاند. در پی این بیهویتی و انزوایی که حاصل اعتیاد به فضاهای اینچنینی است فرد بیپروا میشود و از آنجا که ظاهرا احساس آزادی و بیهویتی میکند، از ارزش معناها در نظرش کاسته شده و براحتی دست به کارهایی میزند که در واقعیت و روابط سالم و واقعی اجتماعی هیچگاه مرتکب آنها نمیشود. در واقع شخصیت مجازی و غیر واقعی شدن افراد در عین حال که آنها را بیپروا، ماجراجو و گستاخ میکند، بزرگترین مخاطرهای است که میتواند ارزشها، معنا و هویت فردی و پیامد آن اجتماعی را با فروپاشی و مخاطره روبهرو کند.




نظر شما