فیلم سینمایی «زندگی خصوصی» به نویسندگی و کارگردانی محمدحسین فرحبخش در برج میلاد سینمای اهالی مطبوعات پخش شد که واکنش های جالبی را در پی داشت. داستان این فیلم درباره یک روزنامه گار ریاکار است که در ابتدای انقلاب با اعمال خشونت به اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر می کرده و سالهای بعد با زدوبند به مدیریت های کلان می رسد و حالا با وجود پرونده های قضایی گذشته اش را فراموش کرده و حالا از نظام و آرمانهای آن فاصله گرفته و در یک روزنامه با نام «مردم امروز» فعالیت می کند.
او که ظاهرا آدم مذهبی خاصی است، درگیر یک عشق پنهان می شود و دختری را صیغه می کند اما آن دختر خود را از زندگی او کنار نمی کشد و او را تهدید می کند که زن و فرزندش را از داستان ارتباط پنهانی و آمدن فرزند جدید خود مطلع می کند اما «ابراهیم کیانی» تصمیم به حذف «پریسا» می گیرد و...
در این فیلم سیاسی که تازه ترین رویدادهای فرهنگی و اقتصادی کشور از جمله انتقادهای سنگین یک سینماگر به فضای پشت پرده سینما و اختلاس سه هزار میلیاردی اشاره می شود، شخصیت اول فیلم در جایی حتی از رهبری نظام هم به عنوان محل اتکای سخنان خود حرف می زند و در تیتری وزارت اطلاعات را هم به بی اطلاعی از تابعیت دوگانه مدیر بانک ملی می کند.
در سکانسی از این فیلم او با مدیر مسئول یکی از روزنامه هایی که علیه روزنامه اش زیاد می نویسد چند دقیقه ای هم صحبت می شود که او را «حاج حسین» می خواند.مردی که به گفته او در سرمقاله هایش دیگران از جمله ابراهیم را باج بگیر اجنبی خوانده. این بازیگر متلک های زیادی از جمله استفاده از بیت المال برای منافع شخصی به حاج حسین می گوید و هنگام خداحافظی با این دیالوگ از وی جدا می شود: «اون همکار شما که وزیر شد چه بلایی سر فرهنگ این مملکت اورد که دوست دارین همه مث شما فکر کنن؟»
بنابراین گزارش، پخش این دیالوگ و برخی دیالوگ های شعاری دیگر فیلم شایسته با تشویق برخی حضار در سینمای مطبوعات مواجه شد.
فرحبخش در نشست خبری بعد از فیلم هم تاکید کرد: اهل شعار و فرصت طلبی نیستم و به کسی باج ندادم و از نهادهای مختلف هم پول نگرفتم و حضور این اثر در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر تقصیر من نیست. نمادهای سیاسی فیلم سینمایی زندگی خصوصی ارتباطی با دوره ای خاص ندارد و در هر دوره ای این رویکردها می تواند در هر فیلمی وجود داشته باشد.
نعیمی: وقتی داستانی بسترش روابط طبیعی زن و مرد است، یک سری مسائل را پیش میآوردو حتی آقای فرحبخش فتیله یک چیزهایی را در فیلمنامه ما پایین کشیدند.
فرحبخش: پنجاه فیلم ساختم. نه بزک کردم و نه مویی بیرون گذاشتم. به طوری که ضرغامی به سریالسازش میگوید حجاب را از فیلمهای فرحبخش یاد بگیرید.
فرحبخش: ما اهل شعار و فرصتطلبی نیستیم و دولت هیچ وقت حامی ما نبوده و ما همیشه با دولت درگیریم. اگر دولت از یک فیلم ما خوشش بیاید، به ما مربوط نیست.
فرحبخش: پویا فیلم تنها تشکیلات خصوصی است.../ علیخانی: بحث ما این نیست که چون یک ژانر شکست بخورد وارد ژانر دیگری بشویم. بلکه هدف تنوع است و ما فیلم شکستخورده در پویا فیلم نداریم. فیلم با مخاطب کم داریم و فیلم بامخاطب زیاد!/ در این لحظه جر و بحثی میان فرحبخش و چند خبرنگار در گرفته است.
فرحبخش: آثار طنز را استاندارد و درستش را ساختیم. بدلیاش وارد بازار شد و بازار را خراب کرد... کاربرد درست کلیشه ایرادی ندارد... این فیلم جناحی نیست. فیلم کسی است که یک روز پونز در صورت مردم میکرد و حالا در ماهواره مینشیند و میگوید امام زمانی وجود ندارد.
اصغر نعیمی: احساس کردم این داستان اگر خوب ساخته بشود، ارزش دوباره ساختن دارد و نمونه شاخص این داستان، شوکران است که من خیلی دوستش دارم. شاید اگر این استان را 5 سال پیش مینوشتم، با همین زمینههای سیاسی مینوشتم.
فرحبخش: من در سال 61 وارد سینما شدم. دستیار سیروس الوند بودم و هدفم از ورود به سینما، کارگردانی بود... گروه خاصی که در دورهای بر سینما حاکم شدند، تهیهکنندهها را حذف کردند. در حالی که تهیهکننده واقعی فیلم را میسازد و بقیه اجراکنندهاند.
حسین فرحبخش: حدود 7-8 ماه پیش اصغر نعیمی سوژهای را برای من تعریف کرد که بیشتر عاشقانه بود. مضامین و مسائل سیاسی و اجتماعی را بعداً به آن اضافه کردیم.



نظر شما