از قسمتهای بعدی سریال «معمای شاه» که محمدرضا پهلوی با موبایل صحبت میکند (متلک بار کرده) یا چون در سریال دیگری واژه گفتمان به کار برده پس باید انتظار داشت که ممکن است تصویر اتومبیل مازراتی در اتاق خواب محمدرضا پهلوی کنار ارنست پرون باشد.
از قرار معلوم، نویسنده محترم فرد هنرشناسی است و ید طولایی در نقد دارد. البته اگر اطلاعات کاملی داشته باشد میتواند تاریخ ساختن اولین خودروی مازراتی را در دهه 1930 از گوگل به دست آورد و هیچ تعجب نکند که با توجه به اینکه مازراتی و پورشه در قرن بیستم ابداع شدند بودن تصویر یکی از مدلهای اولیه مازراتی در اتاق خواب محمدرضا مسأله مهمی نمیتواند باشد. هیچ نکته شگفتانگیزی در سریال وجود ندارد.
اینکه ارنست پرون به علت دوستی و صمیمیت زیاد و ارادتی که بر شاه ابراز میداشت اجازه داشت هر بامداد به اتاق خواب محمدرضا برود و از مسایل گوناگون صحبت کند زاده تخیل «ورزی» نیست. این عین نوشتههای بغضآلود ملکه ثریا در دو کتابش خاطرات و نیز کاخ تنهایی است که کتاب دوم تاکنون بیش از 15 بار به وسیله نشر البرز تجدید چاپ شده است.
بودن وافور در خوابگاه رضاشاه هم تعجبی ندارد. کسی که در این باره اظهارنظر میکند چقدر از زندگی خصوصی رضاشاه اطلاع دارد؟ به اضافه اینکه تریاک کشیدن در آن زمان متأسفانه عادتی غیرعادی و در خور شماتت نبود و سالخوردگان پای منقل مینشستند و بعضی اطبا تجویز میکردند و کشیدن تریاک ولو چند پک تعمیم یافته بود و دولت لولههای تریاک را باندرول زده در دکانهای فروش تریاک به مشتریان عرضه میداشت. معاون وزارت دارایی آن زمان و هیأتهایی، هر سال به مزارع خشخاش میرفتند و شیره تریاک را از زارعان میخریدند (کتاب آفات زندگی اثر جاودانی دکتر آذرخش از مدیران برجسته وزارت بهداری چاپ 1235 را بخوانید).
انحصار تریاک در ایران در اختیار دولت بود. اداره انحصار تریاک از ادارات مهم وزارت مالیه بود. اداره دیگری به نام رسومات بر بطریهای مشروبات داخلی که در کارخانههای مشرق تهران (محل کنونی پارک خیام) مالامال از مشروب میشد نظارت داشت و روی هر بطری باندرول میچسباند و مالیات میگرفت. تریاک کشیدن، متأسفانه در میان طبقات بالا رواج داشت و طبقات کم درآمد پای دستگاه نگاری دراز میکشیدند و شیره میکشیدند. استعمال موادمخدر به صورت حشیش، بنگ، چرس و مواد دیگر از دیرباز از حدود قرن هفتم- هشتم میلادی در ایران رواج یافت و در قرون پس از یورش مغول به اوج رسید. در عصر صفویه از عهد شاه عباس به بعد یعنی دوران سلطنت شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین عادی شد و تمام کوششهای شاه عباس اول برای مبارزه با آن و نیز تنباکو که پرتغالیها از هند به ایران آورده بودند، به جایی نرسید. در آن زمان تریاک، به صورت شربت نوشیده میشد. شاه اسماعیل دوم پسر شاه طهماسب «فلونیا» که معجونی از موادمخدر و عسل و حلوا بود میخورد. دراویش هندی حشیش و چرس و بنگ را به ایران میآوردند و توزیع میکردند.
از زمان ناصرالدین شاه کشیدن تریاک با وافور (تعریب شده کلمه واپور به معنای دود و بخار) در ایران متداول شد. تریاک کشی در ایران امری عادی بود. تریاک کشی از سالهای 1325 به بعد تقبیح و در سال 1334 ممنوع شد.
نویسنده نقد سریال، به ایفاگر نقش عباس میرزا در سریال «تبریز در مه» ایراد گرفته است. چرا؟ با این ایرادگیریهای بیجا و غیرمنطقی راه را برای سریالهای «من و تو» آن هم نه به صورت نمایشی، بلکه با دست رساندن سازندگان آن «مثلاً مستندها» به آرشیو میلیونی وابسته به بی.بی.سی هموار میکنید. من کارشناس تکنیکی و فنی تاریخی این سریال نیستم. خط سریال و سناریو با من نیست، ولی گواهی میدهم «ورزی» چهار سال است شب و روز در تلاش بوده و با امکانات کم از نظر لوکیشن و از نظر دسترسی به اماکن تاریخی، تا توانسته کوشش کرده یک دایره المعارف تاریخ معاصر تولید کند. فیلم روندی منطقی و معقول دارد و میتواند موفق باشد.
تلویزیون ایران یک سازمان دولتی است و طبعاً خط مشی و نظراتی دارد که کارگردان باید از آن متابعت کند، چنانکه روزنامه قدس که من سالهاست افتخار قلمزنی و همکاری با آن را دارم خط قرمزهایی دارد.
در تهیه و تولید این سریال ممکن است اشتباهات کوچکی روی دهد، اما متأسفانه تاریخ ایران در آن عصر چنین بوده که چون از آن زمان دور شدهایم و تبلیغات دولتی به گونهای است که همه چیز یا باید سفید سفید باشد یا سیاه سیاه، ممکن است ابهاماتی پیش آید. شخصیت تند و دیکتاتور رضاشاه همین است که میبینید. اگر او این سان تند و شتابزده نبود و در همه امور بدون مشورت اقدام نمیکرد و دیگران را داخل آدم به حساب میآورد، آن فرجام شوم برای سلطنت او و نیز اشغال کشور به مدت پنج سال پیش نمیآمد. مطالعه بیشتر تاریخ معاصر را به همه عزیزان منتقد توصیه میکنم.
اینجانب نه کارگردان، نه سناریست و نه محقق اصلی و رهنمود دهنده این سریال میباشم. اما همان گونه که در موارد گوناگون به اغلب کسانی که دست اندرکار تهیه رسالات تاریخی یا تألیف کتاب یا اثر سینمایی یا سریال سازی یا حتی فراهم آوردن موزهای تاریخی و فرهنگی هستند کمکهای فکری لازم را میکنم و بارها خبرنگاران محترم روزنامهها و خبرگزاریها و رادیو و تلویزیون از من کمک خواستهاند دریغ نکردهام، متذکر میشوم زحمات آقای «ورزی» در کاری چنین بزرگ در خور قدردانی است نه نکوهش و نیش زدن و داوری شتابزده.




نظر شما