شما را به تواناییتان در طنز میشناسند، نقش «امیر مسعود» از کجا آمد؟
امیرمسعود زاییده ذهن نویسنده بود و میتوان گفت بخشی از شخصیت نهفته شده و به تعبیری زبان ناگفتههای این مجموعه است که البته هر چه جلوتر میرویم با نوع زبان خاص و نوع نگاه فیلمنامهنویس در دیالوگهای بهلولوار امیرمسعود آشناتر خواهیم شد.
دو وجهی بودن کلام و دیالوگهای او و همچنین خاص بودن شخصیت ذاتی این کاراکتر نسبت به بقیه نقشهایی که بازی کردهام، کاملاً محسوس بود. در اکثر نقشهایی که من تابحال بازی کردهام، میتوان نمونه بیرونی در اجتماع یافت، ولی ما کمتر کاراکتری شبیه به امیرمسعود در جامعه میبینیم و این مورد برای من بهعنوان بازیگر انتخابی همراه با ریسک بود که هم میتوانست قابلیتی را در نوع بازی من نشان دهد و از سوی دیگر میتوانست تمام قابلیتهای بازیگری گذشتهام را زیر سؤال ببرد و البته امیدوارم اتفاق مثبتی در نظر بینندگان و مخاطبان بوجود آید.
چه حسی دارید که بار دیگر تجربهای در ژانر تاریخی- سیاسی داشتهاید؟
به نظر من بازیگر کلاً بازیگر است و به تعبیر بزرگی، مهره شطرنجی است که حرکت داده میشود، اما در عین حال بازیگر است که میتواند به نقش روح و جان دهد و به تعبیری اوست که میتواند به نقش رنگ و جلوه دهد. برای من کار با آقای ورزی لذتبخش بود، چون من در کار با او راحت بودم.
بازی در کنار بازیگرانی چون سعید نیکپور، امیریل ارجمند و گوهر خیراندیش چگونه بود؟
برای من باعث افتخار بود که نقش مادرم را در این مجموعه خانم گوهر خیراندیش با آن مهربانی ذاتی که در وجودشان نهفته است، بازی میکرد. بازی مقابل ایشان پر از آموختن بود و واقعا دریافتم بیدلیل نبوده که این بازیگر گوهر کمیاب سینمای ایران لقب گرفته است.
همینطور نقش پدرم را هم استاد سعید نیکپور بازی میکرد که همچون پدری مهربان با آن صدای دلنشین و بیاد ماندنی در سریال امیرکبیر که از ذهن هیچکس محو نمیشود، بازی میکرد. با این همه تجربه در بازیگری، صبر او زبانزد گروه بود و افتخار بازی در کنارش سعادتی برای من بود. همینطور باید یاد کنم از امیریل عزیز که مثل برادر و دوست صمیمی در کنارم بود، آرامشی از این جوان دوست داشتنی به من در جلوی دوربین و پشت دوربین منتقل میشد که فراموش نشدنی است، هنرمندی با روح بزرگ و اصالت خانوادگی که با هنر موسیقی و نواختن ساز پاکی قلبش را به من و بچههای پشت صحنه منتقل میکرد.
از تجربه همکاری با کارگردان سریال آقای ورزی بگویید، با توجه به اینکه پیش از این نیز با هم همکاری داشتید.
بعد از سریال سالهای مشروطه افتخار این را داشتم تا باز هم برای سریال «تبریز در مه» بازی کنم، ولی متأسفانه به این دلیل که مشغول ساخت فیلم خودم بودم، این امر محقق نشد. تا این که پیشنهاد نقش امیرمسعود را برای بازی در معمای شاه به من داد که خود آقای ورزی وقتی که این نقش را به من پیشنهاد داد گفت من عاشق این نقش هستم و به تعبیری بعضی از حرفهای امیر مسعود حرفهای دل خودم است. این نقش 5 نامزد داشت و کارگردان به دلیل راضی بودن از بازی من در سالهای مشروطه ترجیح داد من آن را بازی کنم. حتی یکی از مسؤولان سازمان که نظرش به عنوان ناظر مهم بود، با بازی من در این نقش مخالف بود ولی آقای ورزی با قاطعیت ایستادگی کرد و گفت که نقش امیرمسعود را باید حتماً من بازی کنم که از او به این دلیل که اطمینان کرد ممنونم.
آیا در اجرای نقش، آزادی عمل داشتید یا صرفاً با کارگردان برای بعضی تغییرات باید به توافق میرسیدید؟
من در بازی برای این شخصیت شاید برای اولین بار 90درصد مقیّد به فیلمنامه بودم و وقتی میبینم فیلمنامه پتانسیل و قدرت در دیالوگ را داراست، دیگر لزومی به تغییر آن نیست. من خیلی شخصیت امیرمسعود را دوست داشتم، چون در کاراکتر این شخصیت صداقتی نهفته بود که هر چه در عمق آن وارد میشدیم، شخصیتی بهلولوار در آن نمایان میشد. گویی دیالوگهایش از دل بیرون میآمد و لاجرم میدیدم که بر دل من و بینندگان هم مینشیند. کاملاً بداهه وارد موقعیتهایی میشدم که در صحنه وجود داشت و همان لحظه چیزهایی اضافه میکردم و خوشبختانه در مورد هیچکدام مشکلی بوجود نمیآمد و کارگردان هم میپذیرفت.
درباره آخرین کارتان در شبکه نسیم با نام 10 شب که به روی آنتن رفت، توضیح میدهید؟
10شب برنامــهای ترکیبـــی بود که در ایام مبارک دهـه فجر، ساعــت 10 شب از شبکه نسیـم پخش شد که من تهیه کننــده و کارگردان آن بودم. این برنامه شامل بخشهایی متفاوت همچـــون مصاحبه با 10 بازیگر و در انتـها مسابقهای با حضور آنـها بود.
در بخش انیمیشن تقویم تاریخ 10 شب دهه فجر سال 57 را مرور کردیم و در بخش سریال نمایشی که فتحعلی اویسی، مریم امیرجلالی، ارژنگ امیرفضلی و فقیهه سلطانی و... در آن بازی داشتند. بخشهایی از این سریال را در کشور چین فیلمبرداری کرده بودیم. مجموعاً برنامهای 45 دقیقهای بود که امیدوارم بیندگان آن را پسند کرده باشند.




نظر شما