وداع با آقای شهید ایران

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری:جنگهای صد ساله که از حدود سالهای 1328 م. آغاز و تا حدود سالهای 1453 به طول انجامید یکی از مهمترین بخش های رابطه دو کشور انگلیس و فرانسه قلمداد می گردد. این جنگها دارای علل متفاوتی بود از جمله: جنگهای صد ساله که از حدود سالهای 1328 م. آغاز و تا حدود سالهای 1453 به طول انجامید یکی از مهمترین بخش های رابطه دو کشور انگلیس و فرانسه قلمداد می گردد. این جنگها دارای علل متفاوتی بود از جمله:

ژاندارک؛ دخترکی روستایی که قدیسه ی فرانسه شد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

1ـ اختلاف بین فلیپ آگوست پادشاه فرانسه با انگلیس، که در پی آن پادشاه فرانسه نقاطی از خاک انگلیس را به تصرف خود در آورده بود. 2ـ درگیری انگلیس و فرانسه بر سر ناحیه فلانور که به داشتن کارخانه های نساجی و پارچه های مرغوب معروف بود. 3ـ ادعای ادوارد سوم پادشاه انگلیس، که خود را وارث تاج و تخت فرانسه ی دانست و...
این جنگها شامل دو دوره بود: دوره اول که از سال 1328 م. تا 1380 م. به درازا انجامید میان ادوارد سوم پادشاه انگلیس و فلیپ ششم پادشاه فرانسه به وقوع پیوست که در این دوره جنگهای: فلانور، اکلوز، برتانی، کرسی، کاله و پواتیه به وقوع پیوست. در دوره ی دوم این جنگها که از سال 1380 م تا 1453 م ادامه داشت سه جنگ آزنکور، هرینگز و پاتای رخ داد.

اغاز ماجرای ژاندارک
در دوره دوم جنگهای صدساله ی بین انگلیس و فرانسه، در جنگ هرینگز (1428 م)، انگلیسی ها شارل هفتم پادشاه فرانسه را شکست داده و شهر اورلئان را که کلید شهرهای جنوب فرانسه بود به محاصره ی خود در آوردند. در این زمان ژاندارک دختر قهرمان فرانسوی ظهور کرد.
او در 6 ژانویه سال 1412 در یک شهر بسیار کوچک به نام «دومری» از توابع «اورلئان» همزمان با جشن تولد مسیح متولد شد. او را با نام ژان غسل تعمید دادند و نام او را ژانت خواندند. در آن زمان فرانسه درگیر جنگ های داخلی بود و دوران سختی را می گذراند. اکثر مردم در فقر، بیماری و گرسنگی بسر می بردند. ژان در چنین موقعیتی دوران کودکی خود را می گذراند. او دختری مؤدب و پرهیزگار بود و بیشتر اوقات به کلیسا پناه می برد و از همان کودکی به عبادت می پرداخت.
ژان تحمل مشاهدة رنج و درد مردم را نداشت و به درگاه خداوند تضرع می کرد و خواهان آسایش و راحتی و صلح در میان مردمش بود. رفتار بزرگ منشانه داشت و با همة بچه ها فرق می کرد. ژان در 13 سالگی متوجه شد که گاه گاهی در کلیسا و خانه صداهایی در درونش می شنود. این صداها با او حرف می زدند و او را به یک مأموریت مهم فرا می خواند و آن هم نجات فرانسه از سلطة انگلیس بود. او این پیام ها را به مدت 5 سال شنید و از دیگران مخفی کرد. زیرا می دانست مردم او را باور نمی کنند و به او تهمت می بندند.
با کشیش احساسش را و آنچه می شنید در میان گذاشت. کشیش او را با تعجب نگاه کرد و گویی برای آیندة سخت این دختر معصوم نگران بود و توصیه کرد در این مورد حتی به والدین خود چیزی نگوید.
او از کشیش خواندن و نوشتن و قرائت انجیل و چند ترانة مذهبی را آموخت. در سال 1429 به دور از چشم پدر و مادرش دومری را ترک کرد و تنهایی با تالیور در نزدیکی قصر شینون رفت. شینون دربار ولیعهد بدون تاج و تخت به نام «شارل هفتم» یا به عبارتی «چارلز هفتم» بود.
ژان به دوفن رفت خود را به قصر شارل رساند. شارل خود را در میان درباریان پنهان کرد. در حقیقت کارل به صداقت و ایمان ژان پی برده بود. او را به عده ای مذهبیون سپرد تا او را مورد آزمایش قرار دهند. پس از آزمایش اعلام کردند که دختر بی غل و غشی است و می توان به او تکیه کرد.
ژاندارک مأموریت خود را با شارل در میان گذاشت و متقاعد کرد که نیروهایش را تحت فرماندهی او قرار دهد. مردم کم کم او را دوشیزة اورلئان خطاب می کردند و منجی سرزمین شان می دانستند. ژاندارک با طرح و برنامه ریزی درست توانست در مأموریت خود موفق شود.

در می 1428 به «واکولرز» قلعة نظامی دوفت رفت و فرماندة دژ را از عقایدش آگاه کرد. اما باور نکرد و او را روانة خانه کرد. دوباره در سال 1429 ژاندارک به دستور صداهای آسمانی بازگشت. فرمانده دژ که تحت تأثیر پاکدامنی او قرار گرفته بود، با عبور او از شینون به سمت دوفن موافقت کرد. ژاندارک ملبس به لباس مردانه به همراه شش سرباز به قلعة دوفن رسید و اجازة حمله را از شارل هفتم به سوی انگلیسی ها گرفت و در 27 آوریل 1429 به سوی اورلانز رفت. در 29 آوریل دشمن را غافلگیر کردند و در عرض 8 روز موفق شد محاصرة انگلیسی ها را از میان بردارد. ژاندارک از دیواره شرقی بدون مقاومتی وارد شد و سبب تقویت روحیة فرانسویان شد.
طی 5 هفته بعد ژاندارک پیروزی های درخشانی برای فرانسه به ارمغان آورد. در سال 1430 و در 23 می، ژاندارک در حالی که مشغول تدارک حمله به کامپینه بود توسط بورگاندی ها دستگیر و تحویل انگلیسی ها شد. او در مارس 1431 به اتهام ارتداد مقابل اعضای امور کلیسا محاکمه شد. او را متهم به جادوگری و رابطه با شیطان کردند. ماه ها تحت بازجویی و شکنجه بود. موهایش را کوتاه کردند. در شرایط بدی بود او 19 سال داشت. او را در 29 می 1431 به مقامات حکومتی سپردند. او در 30 می بر تیرک چوب دار میان آتش سوزانده شد و به خاکستر تیدیل شد.
در سال 1456 پس از رهایی فرانسه از انگلیس، ژاندارک بی گناه تشخیص داده شد. امروزه در شهر دوفن مجسمه ای از وی پابرجاست. ژاندارک در 1920 در زمرة مقدسان شمرده شد و کلیسای کاتولیک رم ژاندارک را یکی از بزرگترین قهرمانان تاریخ فرانسه و یک مسیحی مقدس اعلام کردند.

منابع:
1ـ دولاندلن. ش. تاریخ جهانی، ترجمه احمد بهمنش، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1388.
2ـ گریوانی ، احسان. نام آوران بزرگ جهان، مشهد: انتشارات رادکان، 1386.
3ـ پالمر، رابرت روزول. تاریخ جهان نو، ترجمه ابوالقاسم طاهری، تهران: انتشارات
امیرکبیر، 1383.
 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha