یوسف بینا درباره دوزبانهبودن شهریار و تأثیر آن بر جهان شعری این شاعر اظهار کرد: شهریار هم در شعر فارسی یکی از بزرگترین شاعران معاصر ایران است و هم در ادبیات ترکی آذری جایگاه ویژهای دارد و به دلیل تسلط بر میراث ادبی چند زبان، توانسته از ظرفیتهای فرهنگی و ادبی آنها در شعر خود بهره بگیرد.
وی افزود: شهریار در شعر فارسی یکی از بزرگترین شاعران معاصر ایران است و متخصصان شعر ترکی نیز او را در این زبان از چهرههای مهم ادبیات معاصر ترکی آذری میدانند. بهویژه با منظومه «حیدربابایه سلام» که در زبان ترکی با همین عنوان شناخته میشود، یکی از درخشانترین شعرهای ادبیات ترکی آذری را سروده و از این جهت جایگاه ویژهای دارد.
این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به تأثیر دوزبانگی شهریار بر جهان شعری او تصریح کرد: به هر حال شهریار به دلیل اینکه دو زبان میدانسته و در هر دو زبان مردی بسیار متبحر و دانشمند بوده، بهخصوص از نظر دانش ادبی، توانسته از میراث دو زبان بهره ببرد. شهریار تا حدودی عربی و فرانسه نیز میدانست و از این زبانها هم بهره برده است.
بینا با اشاره به پیشینه چندزبانگی در میان شاعران بزرگ ایران ادامه داد: این سنت که شاعران به چند زبان مسلط باشند، سنت کهنی است. شاعران قدیم ایران از دانستن ادبیات فارسی و عربی فخر میکردند. برای مثال، منوچهری میگوید «من بسی به آن شعر تازیان دارم ز بر». سعدی نیز به زبان فارسی و عربی شعرهای درخشانی دارد و شعرهایی که به شکل ملمع، یعنی دو زبانه فارسی و عربی، سروده، بینظیر است. حتی در شعر شیرازی نیز آثاری دارد و حافظ و مولوی نیز از زبانها و میراث ادبی مختلف بهره بردهاند.
وی با مقایسه شهریار با شاعران بزرگ سنت ادبی فارسی تصریح کرد: به هر حال شهریار نیز چون از مقدار زیادی از سنتهای درخشان ادبیات فارسی بهره برده و شخصیتش شباهت بسیار زیادی به شخصیت شاعران بزرگ تاریخ ادب فارسی دارد، شبیه بسیاری از انسانهای معاصر نیست. حتی شاعران معاصر نیز در بسیاری موارد تکبعدی هستند و بهویژه شاعران امروز معمولاً یک ذوق هنری دارند و دانش متوسط ادبی و تاریخی دارند و گاهی به برکت اینستاگرام و برخی فضاهایی که از آنها حمایت میکنند، مشهور میشوند.
این استاد دانشگاه افزود: اما شاعران بزرگی مثل شهریار از این جنس نیستند. این شاعران هم از چند زبان بهره داشتند و هم از میراث ادبی آن زبانها استفاده میکردند. البته میراث ادبی و زبانی ترکی به هیچ وجه قابل قیاس با فارسی و حتی عربی و زبانهای دیگر نیست، اما شهریار از دانش خود در زبان فرانسه و عربی نیز بهره برده و در ترکی شعر سروده و بهعنوان شاعری مشهور شناخته شده است.
بینا درباره تفاوت احتمالی شعرهای فارسی و ترکی شهریار اظهار کرد: تا جایی که میدانم و از طریق ترجمههای شعرهای ترکی و نقدها و نظرهایی که درباره آنها خواندهام، شهریار در شعر ترکی، اگر مقامش بالاتر از مقام او در شعر فارسی نباشد، پایینتر نیست و شاعر بزرگی در شعر ترکی به شمار میآید. چنانکه از محتوای هر دو نوع شعر او برمیآید، وقتی این دو نوع شعر را میخوانیم، میبینیم که شهریار در شعر خود از زبان مردم معاصرش استفاده کرده و از الفاظ محاورهای و صمیمانه بهره برده است. در عین حال، مفاهیم ساده زندگی امروزی را بسیار احساسی، عمیق و به شدت عاطفی ارائه داده است. بنابراین به نظر من جهان شعری شهریار در هر دو زبانش یک جهان است و دو جهان متفاوت نیست؛ چراکه شعر شهریار بسیار شخصی و به شدت عاطفی و احساسی شده است.
شهریار؛ حلقه وصل دو زبان و دو فرهنگ
این شاعر با اشاره به جایگاه شهریار در شکلگیری ادبیات معاصر و پیوند دو زبان گفت: به هر حال شاعری که در هر دو زبان مقام بالایی دارد، میتواند حلقه وصل دو زبان یا دو فرهنگ باشد. ضمن اینکه شهریار میتواند یک نماد ملی مهم نیز باشد.
بینا با اشاره به گستره جمعیتی آذریزبانان در ایران افزود: ما در ایران در سه استان بزرگ، یعنی اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، چند میلیون نفر آذریزبان داریم. حتی در شرق، در همین خراسان، همچنین در استان قزوین، استان زنجان و بخشهایی از تهران، تعداد زیادی آذریزبان زندگی میکنند. آذریها بخشی از مردم ایران و اتفاقاً یکی از اقوام اصیل و ریشهدار ایرانی به شمار میآیند.
وی با اشاره به ظرفیت شهریار برای تبدیل شدن به یک نماد ملی بیان کرد: بنابراین حضور شاعری مثل شهریار که در هر دو زبان شعر خوب سروده، میتواند بهویژه در مناطق غربی و شمالغربی ایران یک نماد ملی ایرانی بزرگ باشد؛ کسی که به هر حال عاشق ایران و عاشق ادبیات فارسی است و در عین حال شعر ترکی نیز زیبا سروده است. از این جهت، آن حلقه وصل در شعر شهریار شکل میگیرد.
زبان مادری در کنار هویت فرهنگی و ملی
این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به نسبت زبان مادری، هویت فرهنگی و فرهنگ ملی اظهار کرد: مسئله همان یگانگی است. اینکه در نهایت همه این اتفاقها باید به رشد یک شخص، رشد ادبیات او، اعتلای شعرش و اعتلای شعر معاصر و در نهایت به اعتلای ایران و فرهنگ ایرانی منجر شود.
بینا افزود: ما چهرههای بزرگی را میبینیم که، بهجز شهریار، اندیشمندان، مورخان و فیلسوفانی هستند که آذریزباناند و خاستگاه فرهنگیشان تبریز، ارومیه و سایر شهرهای استانهای آذریزبان است و در خانوادههای ترکزبان رشد کردهاند، اما بیشترین خدمت را به فرهنگ ملی ما انجام دادهاند.
وی با تأکید بر معیار قرارگرفتن اعتلای فرهنگ و ادبیات ملی ادامه داد: از این جهت من به مسئله نگاه میکنم که اگر این اتفاق در یک شخص به اعتلای ادبیات ملی و فرهنگ ملی و فرهنگ منسجم و یکپارچه ایرانی منجر نشود، به نظر من ضد ارزش است و اگر به چنین نتیجهای منجر شود، ارزشمندترین اتفاق است.




نظر شما