تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: شهر قم با آن سابقه دیرینه و با آن قدمت فضیلت خواهی و حدیث شناسی، از آن روز امتیاز و اعتبار فوق العاده کسب نمود، که پایگاه اقامت و محل دفن بانوی باعظمتی از دودمان رسالت قرار گرفت.

ماجراهای خواندنی از شفا یافتن "زن کرمانشاهی" و "مرد مشهدی" به عنایت حضرت معصومه (س)
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در 10 ربیع الثانی سال 201 ه، بنا بر قول مشهور سالروز رحلت شهادت گونه ی حضرت فاطمه معصومه (علیهما السلام) دختر امام موسی کاظم (ع) می باشد، به نحوی که آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قم، با دلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادر رحلت فرمودند.

در عزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فرا گرفت و اهالی و همراهان حضرت بدن ایشان را غسل داده و کفن نمودند و به طرف باغ موسی بن خزرج ـ مکان فعلی حرم مطهر حضرت ـ آوردند و در آن اثنی دو سوار نقابدار از بیرون شهر فرا رسیدند و بر بدن آن حضرت نماز خوانده و آنگاه داخل سرداب شدند و بدن مطهر را دفن کردند و رفتند و کسی آنان را نشناخت و به نظر می رسد که این دو بزرگوار، دو حجت پروردگار، حضرت امام رضا (ع) و امام جواد (ع) بوده اند، چنانکه براساس ضوابط باید پیکر معصوم به دست معصوم تجهیز و تدفین شود و پس از دفن حضرت معصومه، موسی بن خزرج سایبانی از بوریا برفراز قبر شریف ایشان قرار داد تا این که حضرت زینب دختر امام جواد (ع) در سال 205 هـ ،گنبدی برفراز قبر ایشان بنا نمود.

حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در حدیثی می فرمایند: «من زائر المعصومه بِقُم کَمَن زائرنی»؛ کسی که حضرت معصومه (س) را در قم زیارت کند، مانند آن است که من را زیارت نموده است، و جالب این است که به کرات از دل زیارت این بانوی پاک و عفیف معجزاتی بس عجیب و خواندنی به وقوع می پیوندند که شاید ذکر دو نمونه از آن خالی از لطف نباشد.

ناگهان فضای اطراف ضریح را بوی عطر عجیبی فرا گرفت!
یکی از کرامت های بسیار آشکاری که از حضرت معصومه (س) روی داده است، مربوط به خانم پروین محمدی از اهالی کرمانشاه، در روز پنجشنبه 2/4/74 برابر با 13 محرم الحرام 1415 هـ.ق می باشد. خانم محمدی در سال سوم دبیرستان دچار تشنج اعصاب می شود و هر چه به دکتر مراجعه می کند موثر واقع نمی شود و زندگی بر وی مشکل می گردد. پس از یاس کامل از پزشکان به قصد زیارت حضرت ثامن الحجج از کرمانشاه راهی مشهد مقدس می شوند.
در مسیر قم ساعت دو نیمه شب به همراهی خانواده وارد قم می شوند شب را در یکی از مسافرخانه ها بیتوته می کنند ساعت نه صبح به حرم مطهر حضرت معصومه شرفیاب می شوند گوشه چادرش را به ضریح مقدس بسته و به راز و نیاز و دعا و توسّل می پردازد این خواهر گرامی که از دیر زمان حسرت یک خواب خوش را به دل داشته در کنار ضریح مطهر به خواب عمیقی فرو می رود.

مادر از مشاهده خواب شیرین فرزندش بسیار مسرور می شود و بارقه امید در دیدگانش می درخشد و با شور و شوق بیشتری دست به دعا برمی دارد و از اعماق دل به این کریمه اهلبیت متوسل می شود. مادر پروین خانم یک مرتبه متوجه می شود که بوی عطر عجیبی همة فضای حرم را فرا گرفت گوشه چادر دخترش که به ضریح گره خورده بود باز شد رنگ دختر برافروخته گردید سه بار دست راست دختر به روی پیشانی اش کشیده شد.
در این فضای عطرآگین یک مرتبه دختر دیدگانش را باز می کند و با صدای بسیار طبیعی می گوید: مادر من گرسنه ام.

مادر شگفت زده خود را به ضریح می چسباند و از کریمه اهلبیت تشکر می کند و دست دخترش را گرفته شادمان از حرم مطهر بیرون می آید. این کرامت رسماً از طرف آستانه مقدسه اعلام می گردد، نقارخانه هم به صدا درآمد و بزرگواری و قدر منزلت این بانوی مکرمه را نزد تمامی مردم اعلام کردند.

در ولادت حضرت عباس (ع) کریمة اهل بیت (ع) شفا می دهد!
جدیدترین کرامتی که از کریمة اهل بیت (ع) سراغ داریم مربوط به نیمة شعبان سال 1415 هـ ق است که نصیب یک دل شکسته شمالی از رستم کلای مازندران شده است.
این کرامت آشکار روز دوشنبه 14 شعبان 1415 هـ ق که در کنار بارگاه ملکوتی حضرت معصومه (ع) روی داد، و اما شرح ماجرا از زبان خود شفایافته: ابوالفضل امیرکوهی اهل مازندران متولد رستم کلای از توابع بهشهر کارمند بازنشسته اداره اقتصاد و دارائی و مقیم مشهد مقدس می باشم. اینجانب از سه سال پیش به کمردرد و فلج هر دو پا مبتلا شده بودم و تمام دارائی خود را در راه درمان و معالجه خویش خرج کردم، کاملاً زمین گیر شدم. ماهها در بیمارستان قائم مشهد و در بیمارستانهای تهران و تجریش بستری شدم ولی نتیجه ای نگرفتم، هنگامی که از همه جا مأیوس شدم به آستانه مقدس حضرت ثامن الحجج امام هشتم (ع) پناه بردم و شفای خویش را از محضر مقدس آن امام رئوف مسألت نمودم.
در اوائل ماه شعبان سال جاری که همه جا برای ولادت امام حسین (ع) آزین بندی شده بود و همه شیعیان غرق در شادی و سرور بودند خانواده من در غم جانکاهی به سر می بردند.

من که از نتایج آن همه آزمایش سی تی اسکن، نوار و دوا، ناامید بودم روز سوم شعبان با تحمل زحماتی فراوان با دستیاری خانواده روی ویلچر به حرم مطهر مشرف شدم ولی امام صابر، صبر پیشه نمود. هنگامی که با دست خالی از حرم مطهر بیرون آمدم عرض کردم آقا! شما که غیر مسلمانها را محروم نمی کنید چرا به این روسیاه عنایت نمی فرمائید من که شیعه شما و مقیم کوی شما هستم و همواره بر سر سفره شما نشسته ام این همه توسل و دعا و تضرّع کرده ام چرا توجهی نفرموده اید؟!

با دست خالی و روی سیاه به خانه بازگشتم و تصمیم گرفتم حضرت معصومه (س) را شفیع خودم سازم و امام هشتم را به خواهر گرامی اش سوگند دهم شاید به احترام خواهرش به من عنایت فرماید. شب چهارم شعبان (شب میلاد حضرت ابوالفضل (ع)) وجود مقدس حضرت معصومه (س) را در عالم رؤیا دیدم که به خانه محقّر من تشریف فرما شده اند.
به محضر مقدّسشان متوسل شدم و شفایم را از محضرشان تقاضا نمودم فرمودند: «به قم بیا تا درد ترا شفا دهم».

از خواب بیدار شدم و رویای صادقة خود را برای خانواده ام نقل کردم و گوشزد نمودم که شفای من به قم حواله شده ولی با این وضع جسمی و اقتصادی چگونه می توانم رهسپار قم شوم؟ چند روز گذشت یکبار دیگر آن بی بی دو عالم را با حجاب کامل و نقاب نورانی در عالم رؤیا دیدم به من فرمود: چرا به قم نمی آیی؟ عرض کردم: با این وضع که من دارم چگونه به قم بیایم؟ لطف کنید همین جا شفایم بدهید فرمودند: «باید به قم بیایید».
بیدار شدم و تصمیم قطعی گرفتم که به هر وسیله ای که شده خودم را به قم برسانم. در مدت سه سال زمین گیری آن چه اندوخته داشتم خرج کرده بودم و آنچه از وسایل خانه قابل فروش بود برای درمان خویش و گذران زندگی هشت سر عائله فروخته بودم دیگر چیزی قابل فروش نداشتم تا هزینة سفر نمایم. چهار جعبه شیشه نوشابه داشتیم پسرم آنها را به هزار تومان فروخت و هزینه سفر فراهم شد و با همیاری پدر خانمم به قم مشرّف شدم صبح دوشنبه 14 شعبان 1415 هـ برابر 26/10/73 ساعت 8 صبح وارد قم شده یکسره به حرم مطهر شرفیاب شدم.

در کنار ضریح به من جای دادند و مرا به ضریح بستند. پس از توسل و تضرّع و التجاء به جهت خستگی راه خوابم برد یکبار دیگر حضرت معصومه (س) را با چادر مشکی و نقاب سبز در خواب دیدم که در یک پیاله سفالی چای به من عنایت کرد و فرمود:
«این چایی را بخور و بلند شو، تو دیگر بیماری نداری». از خواب بیدار شدم و احساس کردم که هیچ بیماری ندارم خودم را به ضریح چسباندم و فریاد زدم: «حضرت شفایم داده است».
این بود خلاصه بیانات آقای ابوالفضل امیرکوهی که اشک شادی می ریخت و بریده بریده با لهجه شمالی خود از محضر مقدّس کریمه اهل بیت تشکّر می کرد و عازم بود که با تن سالم همراه پدرخانمش به شهر مقدس مشهد شرفیاب شده از عنایات خواهر در محضر برادر سپاس گوید.

منابع:
1ـ سپهر، عباسقلی خان. ناسخ التواریخ، تهران، الاسلامیه.
2ـ محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریفه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
3ـ نیشابوری، عبدالحسین. تقویم شیعه، قم، دلیل ما.
4ـ نوری، مهدی. کرامات و زندگینامه حضرت معصومه (س) و حضرت عبدالعظیم (ع)، قم، مشهور.
5ـ عقیقی نجشایشی، عبدالرحیم. چهارده نور پاک، قم: نوید اسلام.
6ـ قلندری بردسیری، حمید. هشتمین امام (ع)، قم: توسعه قلم.

 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ali IR ۰۸:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
    10 0
    السلام عليکم يا اهل بيت النبوه ...عادتکم الاحسان و سجيتکم الکرم ...بابي انتم و امي و نفسي و مالي و اهلي و ولدي ...
  • hasan IR ۱۸:۰۳ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۳
    7 0
    التماس دعا....
  • agi IR ۱۴:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۶
    3 0
    اينقدر مردم گناه ميكنن كه كرامات ائمه در حقشون كم شده.
  • اللهم العن قاتلي فاطمه الزهرا(س) IR ۱۵:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۹
    1 0
    السلام عليک يا بنت حجه الله. السلام عليک يا اخت حجه الله. السلام عليک يا عمه حجه الله و رحمه الله و برکاته. اللهم عجل لوليک الفرج. يا علي مدد.
  • ۱۶:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۰۱
    0 0
    السلام علیک یا فاطمه معصومه. اللهم عجل لولیک الفرج. 7
  • reza ۲۰:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۳
    0 0
    یا حضرت معصومه مادر من را شفای کامل ده و شادی و نشاط را به خانواده مابرگردان و ای کاش ژن درمانی جایگزین شیمی درمانی توسط وزارت بهداشت میشد.