پانزدهم رجب، سالروز عروج بانویی است که میراثش نه فقط صبری اساطیری در برابر مصیبت، که یک مکتب کامل برای پیروزی در «نبرد روایتها» است؛ نبردی که پس از چکاچک شمشیرها آغاز میشود. حضرت زینب کبری(س) به تاریخ آموخت چگونه میتوان از قلب یک شکست ظاهری، بزرگترین فتح معنوی را رقم زد و در اوج اسارت، آزادهترین پیام را به گوش تاریخ رساند.
قیام عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و یارانش به پایان رسید و سپاه کفر، سرمست از پیروزی نظامی، گمان میکرد نهضت حق را برای همیشه خاموش کرده است. اما غافل از آن بود که فصل دوم این قیام، به کارگردانی بانویی آغاز میشود که رسالت الهیاش، تبدیل این تراژدی به یک حماسه ابدی و جلوگیری از گم شدن حقیقت در غبار تحریف و هیاهوی فاتحان دروغین بود. او نه یک بازمانده منفعل، که فرمانده میدانی بود که سلاحش نه شمشیر، که کلام و بصیرت بود.
بیدار کردن وجدانهای خفته در کوفه
ورود کاروان اسرا به کوفه، با گریه مردمی همراه بود که امامشان را دعوت کرده و سپس او را تنها گذاشته بودند. در این لحظه حساس، اگر سکوتی از سر ضعف حاکم میشد، تاریخ عاشورا در حد یک نزاع قبیلهای تقلیل مییافت. اما صدای زینب(س) همچون شمشیر برّان پدرش علی(ع)، سکوت را شکافت و بر وجدانهای خفته فرود آمد. او با صراحتی بینظیر، نقاب از چهره کوفیان برداشت و آنان را «اهل خدعه و خیانت» خواند. خطبه او نه از سر انتقام، که یک جراحی عمیق برای بیدار کردن یک جامعه مرده بود: «گریه میکنید؟ آری به خدا سوگند که باید بسیار بگریید و کمتر بخندید، چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلودهاید که تا ابد نتوانید شست». با این کلمات، او بازی را عوض کرد. به جای آنکه اسرا در موضع ضعف باشند، این مردم کوفه بودند که در جایگاه متهم قرار گرفتند و به یاد آوردند که چه جگری از پیامبر(ص) پاره کرده و چه عهد و پیمانی را شکستهاند. این استراتژی دقیق، اجازه نداد فاجعه کربلا تحریف یا به دست فراموشی سپرده شود.
تحقیر استکبار در کاخ شام
اگر کوفه میدان بیدارسازی افکار عمومی بود، شام و کاخ یزید، قلب فرماندهی دشمن و مرکز امپراتوری دروغ به شمار میرفت. یزید مجلس جشنی برای نمایش پیروزی و تحقیر خاندان پیامبر(ص) ترتیب داد، اما حضرت زینب(س) با منطق یک فاتح، آن را به مجلس محاکمه یزید تبدیل کرد. راهبرد نخست او، «تحقیر و خرد کردن شخصیت پوشالی طاغوت» بود. وقتی یزید با تکبر از پیروزیاش سخن گفت، حضرت با ایمانی مطلق یادآوری کرد این مهلت الهی، نشانه کرامت او نیست، بلکه مقدمه عذابی دردناک است: «ای یزید! آیا گمان میبری اینکه راه چاره را بر ما بستی، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشتهای؟... کافران گمان نکنند مهلتی که به آنها میدهیم به نفعشان است، بلکه گناه بیفزایند و عذابی دردناک در انتظارشان است». سپس با مشی احتجاجی و استناد به عدالت، مشروعیت او را زیرسؤال برد: «ای فرزند بردگان آزاد شده! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پرده بنشانی و دختران رسول خدا(ص) را اسیر شهر به شهر بگردانی؟» با این جمله، بیدادگری یزید را در ترازوی عدل رسوا کرد.
از بصیرت تا ولایتمداری
این صلابت و شجاعت بیبدیل از کجا نشأت میگرفت؟ قدرت کلام او که کاخ ستم را به لرزه درآورد، ریشه در ابعاد وجودی و ملکوتیاش داشت. نخست، بصیرت و فرصتشناسی بود که به برکت تقوای الهی، حقیقتی را میدید که دیگران از درک آن عاجز بودند. او در اوج قدرت ظاهری دشمن، زوال حتمی او را میدید و در دل مصیبت، همان زیبایی را مشاهده میکرد که در پاسخ به ابنزیاد فرمود: «ما رأیت الا جمیلا». این بصیرت به او قدرتی میداد که هر تهدیدی را به فرصت تبدیل کند. دیگر، صبر و مقاومت فعال او بود؛ ایستادگی هوشمندانهای که نه انفعال، بلکه استقامتی کوهآسا بود و دشمن را مبهوت کرد. اما قطبنمای تمام حرکاتش، ولایتمداری و فداکاری مطلق برای امام زمانش بود. او نه تنها برادر و فرزندانش را فدا کرد، که پس از عاشورا نیز تمام هم و غمش، حفظ جان امام سجاد(ع) به عنوان حجت باقیمانده خدا بود و خود را سپر بلای ایشان کرد.
نقطه اوج خطبه حضرت در شام، آنجاست که با قاطعیت، پیروزی نهایی جبهه حق و شکست ابدی باطل را اعلام میکند: «ای یزید! هر کید و مکری داری به کار گیر، اما به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی... روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو پراکنده خواهد شد». این پیشگویی، تنها یک رجزخوانی نبود؛ بلکه اعلام یک سنت قطعی الهی بود. حضرت زینب(س) با این سخنان، پیروزی خون بر شمشیر را تثبیت کرد و نشان داد در منطق الهی، شهادت آغاز جاودانگی و اسارت، سرآغاز رسالتی بزرگ است. امروز در سالروز عروج آن بانوی بزرگ، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی مکتب او هستیم. در دنیایی که دشمن با ابزار رسانه و جنگ شناختی، به دنبال تحریف حقیقت است، راه زینبی، نقشه راه عبور از بحرانهاست. میراث زینب(س) این است: تا زمانی که روایتی از حق باقی است، حقیقت هرگز نمیمیرد.




نظر شما