تحولات منطقه

از جمله آمارهای مبهم در نظام آموزشی، تعداد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل است که هر سال به شکل نگران‌کننده‌ای منتشر می‌شود، اما هیچ‌گاه شفافیت کافی در این آمار وجود ندارد.

دانش‌آموزان گمشده در آمارهای رسمی
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

از جمله آمارهای مبهم در نظام آموزشی، تعداد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل است که هر سال به شکل نگران‌کننده‌ای منتشر می‌شود، اما هیچ‌گاه شفافیت کافی در این آمار وجود ندارد و به همین دلیل نمی‌توان به‌درستی از وضعیت واقعی این بحران آگاه شد.وزیر آموزش و پرورش در یک اظهارنظر و براساس آمارها (سامانه‌های ثبت اطلاعات) تعداد بازماندگان از تحصیل را حدود یک‌میلیون دانش‌آموز (۶ تا ۱۸ سال) اعلام کرده است.
علیرضا کاظمی اما با تأکید براینکه آمار موجود، آمار ترک تحصیل واقعی نظام آموزش و پرورش نیست، می‌گوید: این آمار بسیار کلی و دارای اشکال و نیازمند تحلیل و راستی‌آزمایی است؛ چراکه هزاران دانش‌آموز به خارج کشور مهاجرت کرده‌اند و درحالی امروز در سامانه ثبت احوال و آمارها هستند که در مدارس حضور ندارند و یا هزاران دانش‌آموز در مدارس علوم دینی تحصیل می‌کنند، اما اطلاعات آن‌ها در سامانه‌های آموزش و پرورش نیست یا صدها دانش‌آموز به دلیل معلولیت جسمی در مدارس نیستند و اصلاً امکان تحصیل برای آن‌ها وجود ندارد.

ابهام در آمارها

یک کارشناس آموزشی در این خصوص با تأکید براینکه آمارهای وزارت آموزش‌وپرورش درباره تعداد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل در دوره‌های مختلف یکسان نیست و همین مسئله، ابهام در برآورد دقیق این پدیده را افزایش داده، می‌گوید: نوسان‌های آماری و نبود شفافیت در تعریف و شیوه محاسبه بازماندگی از تحصیل، یکی از ضعف‌های جدی نظام آموزشی کشور به شمار می‌رود.
عادل برکم در گفت‌وگو با قدس بر ضرورت وجود یک مرجع مستقل برای پایش وضعیت آموزش کشور تصریح می‌کند و می‌افزاید: همان‌گونه که سازمان سنجش وظیفه ارزیابی آزمون‌ها را بر عهده دارد، لازم است نهادی فراگیر و مستقل ایجاد شود که مأموریت آن سنجش و ارزیابی کلی نظام آموزشی و شاخص‌های کمّی و کیفی در آموزش عمومی و آموزش عالی باشد و با معیارهای قابل اندازه‌گیری، وضعیت بازماندگان از تحصیل و آموزش را به‌صورت مستمر رصد کند.
وی تأکید می‌کند: آمارهای بازماندگی از تحصیل ابعاد متفاوتی دارد و در کشور، نهادهای مختلفی آمارهای متفاوتی را ارائه می‌کنند که حتی کمترین این اعداد نیز نگران‌کننده است.
این کارشناس آموزشی با بیان اینکه وضعیت واقعی بازماندگی از تحصیل ممکن است وخیم‌تر از آمارهای رسمی باشد، اظهار می‌کند: در برخی مناطق کشور کودکانی زندگی می‌کنند که شناسنامه ندارند و در هیچ آماری لحاظ نمی‌شوند؛ اگر این گروه نیز به‌صورت تخمینی به آمار اضافه شوند، تصویر دردناک‌تری از وضعیت بازماندگی از تحصیل نمایان می‌شود.

ثبت‌نام‌های صوری

برکم در ادامه به مسئله «ثبت‌نام‌های صوری» اشاره می‌کند و می‌گوید: گاهی به دلیل ملاحظات اداری، دستورات بالادستی یا نوعی نمایش عملکرد، ثبت‌نام‌هایی انجام می‌شود که صرفاً در آمار دیده می‌شوند، اما دانش‌آموز عملاً در مدرسه حضور ندارد؛ گاهی اطلاعات دانش‌آموزان ناقص یا بدون کد ملی در سامانه‌ها ثبت شده و موجب می‌شود آمار واقعی بسیار نگران‌کننده‌تر از تعداد اعلام شده باشد.
اگر نگاه خود را از بازماندگی از تحصیل فراتر ببریم و بازماندگی از آموزش و یادگیری را نیز در نظر بگیریم، وضعیت بحرانی‌تر می‌شود .
وی توضیح می‌دهد: امروز با چند نوع بازماندگی مواجه هستیم: بازماندگی از ثبت‌نام، بازماندگی از آمار (یعنی کودکانی که اصلاً شمارش نمی‌شوند)، بازماندگی از حضور واقعی در مدرسه و در نهایت، بازماندگی از یادگیری؛ بسیاری از دانش‌آموزان اگرچه ثبت‌نام کرده‌اند و حتی در مدرسه حضور دارند، اما عملاً یادگیری مؤثری برایشان اتفاق نمی‌افتد.

شاخص مهم دسترسی به مدرسه

این کارشناس آموزشی می‌گوید: یکی از عوامل اساسی، شاخص دسترسی به مدرسه است که به‌صورت دقیق تعریف و اندازه‌گیری نشده است، در حالی که یکی از شاخص‌های کلیدی در مقایسه‌های جهانی است.
برکم ادامه می‌دهد: در برخی مناطق، فاصله زیاد تا مدرسه یا نبود امکانات ایمن سبب می‌شود خانواده‌ها، به‌ویژه به دختران اجازه حضور در مدرسه را ندهند. یکی دیگر از عوامل مؤثر در بازماندگی، فقر فرهنگی، اطلاعاتی و اجتماعی است.به گفته وی، وجود کودکان بدون شناسنامه نشان‌دهنده محرومیت شدید از دسترسی به حداقل‌های آگاهی و خدمات است؛ همین مسئله زمینه‌ساز فقر اقتصادی و دیگر آسیب‌ها می‌شود؛ در بسیاری از خانواده‌ها، تأمین معاش و بقای اولیه در اولویت است و تحصیل کودکان به حاشیه رانده می‌شود؛ موضوعی که گاهی به پدیده‌هایی مانند کودکان کار منجر می‌شود.
این کارشناس آموزشی سومین عامل مهم را «تنزل جایگاه اجتماعی مدرسه» عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: متأسفانه اهمیت مدرسه در نگاه بخشی از جامعه کاهش یافته است. حتی مدارس شبانه‌روزی که می‌توانستند برای کودکان محروم یا شاغل فرصت تحصیل فراهم کنند، مورد توجه کافی قرار نگرفته‌اند؛ به‌ویژه در مقاطع بالاتر، بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل فشار اقتصادی یا تصور بی‌فایده بودن تحصیل، ترجیح می‌دهند زودتر وارد بازار کار شوند.
کرونایی که همیشه متهم است!
وی با اشاره به تأثیر همه‌گیری کرونا در بازماندن دانش‌آموزان از تحصیل می‌گوید: این بحران موجب شد بخشی از دانش‌آموزان به‌طور کامل از مدرسه فاصله بگیرند و با الگوهای تازه‌ای از درآمدزایی خارج از نظام آموزشی آشنا شوند. در چنین شرایطی، نظام آموزشی نتوانسته پاسخ مناسبی به نیازهای بازار کار ارائه دهد.
برکم در واکنش به اظهارات وزیر آموزش و پرورش مبنی بر وجود یک‌میلیون دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در بازه سنی ۶ تا ۱۸ سال، می‌گوید: این عدد می‌تواند بیش از مقدار اعلام‌شده باشد؛ ضمن اینکه هر آماری باید همراه با روش محاسبه شفاف، داده‌های ریز و تفکیک‌شده منطقه‌ای اعلام شود تا امکان راستی‌آزمایی آن وجود داشته باشد؛ وجود کودکان بدون شناسنامه، ثبت‌نام‌های صوری و دانش‌آموزانی که فقط در سامانه‌ها ثبت شده‌اند اما حضور واقعی ندارند، باید حتماً در محاسبات لحاظ شود.
ضرورت دسترسی برابر به امکانات آموزشی
علی امرایی، عضو کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت هم با اشاره به مفهوم بازماندگی از تحصیل به خبرنگار ما می‌گوید: این پدیده طیفی گسترده از مقطع ابتدایی تا پایان دبیرستان را دربرمی‌گیرد و لزوماً به معنای ترک کامل مدرسه در یک مقطع مشخص نیست؛ برخی دانش‌آموزان از همان سال‌های ابتدایی از مسیر آموزش رسمی فاصله می‌گیرند و برخی دیگر در مقاطع بالاتر، به‌ویژه در دوره متوسطه، دچار ریزش تحصیلی می‌شوند.
یکی از مهم‌ترین دلایل بازماندگی از تحصیل، فشارهای اقتصادی است؛ به‌طوری که امروز بخش قابل توجهی از مؤلفه‌های زندگی اجتماعی و تحصیلی با وضعیت معیشتی خانواده‌ها گره خورده است.
وی برای تبیین این مسئله، به وضعیت دانشجویان رشته‌های پرطرفدار مانند پزشکی اشاره و بیان می‌کند: حتی در این رشته‌ها نیز دانشجویان به دلیل طولانی بودن دوره تحصیل و نبود درآمد پایدار، با مشکلات جدی مالی مواجه‌اند و ناچار به انجام فعالیت‌های جانبی می‌شوند.
امرایی با مقایسه این وضعیت با شرایط دانش‌آموزان می‌افزاید: اگر دانشجویی که آینده شغلی نسبتاً روشنی پیش روی خود می‌بیند، تحت فشار اقتصادی قرار می‌گیرد و برخی اوقات به فکر ترک تحصیل می‌افتد باید پرسید دانش‌آموزی که هنوز در مقاطع ابتدایی یا متوسطه است و چشم‌انداز روشنی از آینده تحصیلی و شغلی ندارد، چگونه می‌تواند در برابر همین فشارها مقاومت کند.
به گفته وی، بسیاری از دانش‌آموزان به این نتیجه می‌رسند که آینده خود را نه در مسیر تحصیل و دانشگاه، بلکه در ورود زودهنگام به بازار کار جست‌وجو کنند و همین مسئله به ترک تحصیل یا بازماندگی از آموزش منجر می‌شود.
این عضو کمیسیون دیده‌بان شفافیت به ضرورت دسترسی برابر به امکانات آموزشی اشاره می‌کند و می‌گوید: اگرچه در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای گسترش مدارس حتی در مناطق دورافتاده صورت گرفته و از نظر زیرساختی پیشرفت‌هایی حاصل شده است، اما این اقدامات به‌تنهایی برای جلوگیری از بازماندگی از تحصیل کافی نیست؛ مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و انگیزشی در کنار هم، دانش‌آموز را به سمت ترک مدرسه سوق می‌دهد.
وی در ادامه با اشاره به نقش امید و انگیزه در استمرار تحصیل اظهار می‌کند: همان‌طور که داوطلبان کنکور با وجود سختی‌های فراوان و فشارهای روحی و جسمی، به دلیل امید به موفقیت، مسیر را ادامه می‌دهند، اگر این امید از سال‌های ابتدایی تحصیل در دانش‌آموزان شکل بگیرد، حتی مشکلات اقتصادی، مسافت طولانی یا فشارهای خانوادگی نیز مانع ادامه تحصیل آنان نخواهد شد.
عضو کمیسیون دیده‌بان شفافیت یکی دیگر از عوامل مؤثر در فاصله گرفتن دانش‌آموزان از مدرسه را گسترش فضای مجازی می‌داند و هشدار می‌دهد: استفاده بی‌ضابطه از این فضا، پیوند دانش‌آموز با کلاس درس و محیط مدرسه را تضعیف کرده است؛ آموزش مجازی تنها باید در شرایط اضطراری مورد استفاده قرار گیرد و تداوم آن می‌تواند به کاهش انگیزه تحصیلی و در نهایت بازماندگی از آموزش منجر شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha