تحولات منطقه

۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۳
کد مطلب: ۱۱۲۶۱۸۲

این روزها وقتی درباره «کالاهای اساسی» حرف می‌زنیم، فشار تورمی فراتر از یک شاخص خشک آماری به اندازه سفره مردم، تعداد دفعات خرید در ماه و حتی کیفیت صبحانه‌ای که برای کودکان‌مان آماده می‌کنیم، ختم می‌شود.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

این روزها وقتی درباره «کالاهای اساسی» حرف می‌زنیم، فشار تورمی فراتر از یک شاخص خشک آماری به اندازه سفره مردم، تعداد دفعات خرید در ماه و حتی کیفیت صبحانه‌ای که برای کودکان‌مان آماده می‌کنیم، ختم می‌شود و اقتصاد دقیقا در این نقطه، مقوله‌ای کاملاً «انسانی» است و تصمیم‌های ارزی و بودجه‌ای دولت، مستقیما روی یخچال خانه‌ها اثر می‌گذارند، نه فقط روی نمودارهای رسمی.

واقعیت این است که حذف ارز ترجیحی از ابتدای زنجیره تأمین از منظر سیاست‌گذاری در اقتصاد ایران، تصمیمی قابل فهم و توجیه‌پذیر است. سال‌ها چندنرخی بودن ارز، رانت، فساد، اتلاف منابع و بی‌انضباطی قیمتی ایجاد کرده بود. اینکه دولت تلاش می‌کند یارانه را از «کالا» به «مردم» منتقل کند، در منطق اقتصادی، یک جابه‌جایی کلاسیک است که به‌جای ارزان نگه داشتن مصنوعی قیمت، قدرت خرید مصرف‌کننده تقویت می‌شود و همین جا کالابرگ یک میلیون تومانی وارد صحنه می‌شود؛ ابزاری برای اینکه شوک قیمتی، مستقیماً معیشت مردم را تباه نکند حال آنکه مسأله اصلی، فاصله بین «منطق سیاست» و «شدت واقعیت تورمی» است.

وقتی ارز ترجیحی از حلقه واردات نهاده‌ها و مواد اولیه حذف می‌شود، اثر آن فقط یک افزایش خطی قیمت نیست و زنجیره تولید تا مصرف در ایران، لایه‌لایه از هزینه‌های وابسته به ارز هم‌چون حمل‌ونقل، بسته‌بندی، انرژی، سرمایه در گردش، هزینه‌های مالی بنگاه‌ها و... اثر می‌پذیرد. در اقتصادی که انتظارات تورمی بالاست، هر شوک ارزی به‌صورت مضاعف در قیمت نهایی تخلیه می‌شود و نتیجه همین می‌شود که در کمتر از ۳ هفته پس از حذف ارز ترجیحی از ابتدای زنجیره، قیمت کالاهای اساسی—از لبنیات تا روغن و محصولات پروتئینی— بسیار فراتر از اندازه تغییر نرخ ارز، گران شده‌اند.

اگر یک خانوار شهری کم‌درآمد را در نظر بگیریم که بخش بزرگی از هزینه‌اش صرف خوراکی‌ها می‌شود، با رشد چند ده درصدی قیمت اقلام پایه در یک دوره زمانی کوتاه به‌راحتی چند میلیون تومان به هزینه ماهانه آنها سبد غذایی تحمیل می‌شود. در این سناریو یک میلیون تومان کالابرگ ممکن است تنها بخش کوچکی از افزایش هزینه و در برخی برآوردها حتی فقط در حد چند درصد از فشار تورمی جدید را پوشش دهد نه اینکه به عنوان پوشش معنادار و قدرتمند در برابر تورم ظاهر شود.

دولت با سیاست جدید ارزی تلاش کرده است یک اصلاح ساختاری پرهزینه را با حداقلی از حمایت اجتماعی و اقتصادی همراه کند مشکل اما این است که تورم، مخصوصاً در بخش خوراکی‌ها با سرعتی حرکت می‌کند که ابزارهای حمایتی ثابت، خیلی زود قدرت خود را از دست می‌دهند. کالابرگی که امروز می‌تواند بخشی از سبد خانوار را تأمین کند، چند هفته بعد رسما از گردونه رقابت با تورم خارج می‌شود و در غیاب سازوکار تعدیل خودکار متناسب با تورم، ارزش واقعی این حمایت آب می‌رود.

شایان ذکر است با این سیاست جدید، رفتار مصرف‌کننده هم تغییر می‌کند و خانوارها به‌جای بهبود تغذیه به سمت کوچک‌سازی سبد، حذف اقلام باکیفیت‌تر و جایگزینی با گزینه‌های ارزان‌تر می‌روند. این یعنی اثر تورم فقط اقتصادی نیست و به سلامت، بهره‌وری نیروی کار و حتی هزینه‌های آتی نظام سلامت منتقل می‌شود.

وقتی می‌پذیریم کیفیت تغذیه، یک متغیر خاموش اما با آثار بلندمدت است، نیاز به طراحی یک سپر معیشتی پویا غیرقابل انکار است و اگر قرار است یارانه از کالا به مردم منتقل شود، این یارانه باید بتواند با تورم حرکت کند، نه اینکه پشت سر آن بدود در غیر این صورت، اصلاح ارزی از نظر تئوریک درست اما در سطح زندگی روزمره، با احساس کاهش حمایت همراه می‌شود.

نکته پایانی اینکه هر تدبیر و جراحی اقتصادی‌ای زمانی موفق است که اصلاحات سخت به اهرمی برای فرسایش آرام زندگی طبقات پایین تبدیل نشود و کالابرگ یک میلیون تومانی هم به عنوان گامی حمایتی پس از حذف رانت ارزی در مقابل شوک قیمتی کالاهای اساسی باید به تکیه‌گاهی پایدار برای سفره خانوار تبدیل شود.

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha