انتشار سند ۳۴ صفحهای «استراتژی دفاعی جدید» وزارت دفاع ایالات متحده، بیش از آنکه یک گزارش فنی نظامی باشد، آینهای شفاف از سردرگمی راهبردی واشنگتن در نظم در حال افول آمریکامحور است. پنتاگون در حالی با شعار تکراری «اول آمریکا» از کاهش تعهدات دفاعی نسبت به متحدان خود در اقصی نقاط جهان سخن میگوید که همزمان، بار دیگر ایران را در فهرست تهدیدهای مستمر قرار داده و مدعی «بازسازی توان تهاجمی» جمهوری اسلامی در منطقه شده است؛ ادعایی که بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای میدانی باشد، تلاشی برای توجیه شکستهای زنجیرهای آمریکا در غرب آسیا به نظر میرسد. این تناقض آشکار میان عقبنشینی راهبردی و تهدیدسازی رسانهای، پرسشهای جدی درباره اهداف واقعی و پیامهای پنهان این سند دفاعی جدید مطرح میکند؛ پرسشهایی که بیپاسخ ماندن آنها میتواند هزینههای بیشتری را برای واشنگتن در معادلات منطقهای به همراه داشته باشد.
به نظر میرسد آنچه امروز در اسناد راهبردی پنتاگون درباره ایران برجستهسازی میشود، بیش از آنکه بازتاب یک نگرانی واقعی امنیتی باشد، بخشی از یک سیاست قدیمی و حسابشده آمریکاست؛ سیاستی که تلاش میکند توانمندیهای نظامی و هستهای جمهوری اسلامی ایران را بهگونهای روایت کند که همسایگان ایران دچار نگرانی و احساس تهدید شوند. در ظاهر، وزارت دفاع آمریکا ناچار است به قدرت رو به افزایش نظامی ایران و اراده جمهوری اسلامی برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و تقویت توان دفاعی اعتراف کند، اما در لایه پنهان این اعتراف، هدفی کاملاً اقتصادی و سیاسی نهفته است؛ ایجاد هراس مصنوعی در منطقه.
وقتی این نگرانی القا میشود، کشورهای منطقه معمولاً در دو مسیر هدایت میشوند؛ نخست، هجوم به بازار تسلیحاتی آمریکا و خرید سلاحهای گرانقیمت از شرکتهای اسلحهسازی آمریکایی، که نهتنها یک بازار چند صد میلیارد دلاری برای واشنگتن ایجاد میکند، بلکه نفوذ سیاسی آمریکا را نیز در پایتختهای منطقه تثبیت میکند. دوم، ایجاد تردید و احتیاط در روابط همسایگان با جمهوری اسلامی ایران؛ بهگونهای که توسعه روابط منطقهای ایران متوقف یا محدود شود و همواره تصویری ناامن از ایران در ذهن همسایگان باقی بماند.
در مقابل این سناریو، جمهوری اسلامی ایران راهبردی کاملاً متفاوت را دنبال کرده است؛ راهبردی مبتنی بر دیپلماسی فعال دوجانبه و چندجانبه برای تبیین این واقعیت که «ایران قوی» نه تهدید، بلکه ستون امنیت منطقه است. امنیتی که تضمینکننده ثبات مسیرهای حیاتی انرژی از خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز خواهد بود و منافع آن مستقیماً به کشورهای منطقه بازمیگردد. از همین رو، ایده «امنیت مشترک منطقهای» بدون دخالت قدرتهای فرامنطقهای، بهعنوان یکی از محورهای جدی سیاست خارجی ایران مطرح شده است.
تحولات ماههای اخیر، از تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به سوریه، لبنان و یمن گرفته تا ادعاهای خطرناک درباره «اسرائیل بزرگتر» موجب شده تمایل کشورهای منطقه به سازوکارهای امنیتی مستقل افزایش یابد؛ نمونه آن، همکاریهای نظامی میان برخی کشورهای منطقه و حرکت به سمت تأمین امنیت بدون دخالت خارجی است. در چنین شرایطی، طبیعی است که پنتاگون بهعنوان بازوی دفاعی کاخ سفید و مجری سیاستهای رئیسجمهور آمریکا، با انتشار این گونه اسناد، تلاش کند روایت خود را بر معادلات منطقه تحمیل کند.
واقعیت اما روشن است؛ جمهوری اسلامی ایران بهدنبال افزایش قدرت نظامی خود نه برای تجاوز، بلکه بهعنوان یک عامل بازدارنده و تضمینکننده ثبات است. تقویت تعاملات منطقهای، حتی در حوزه همکاریهای دفاعی و امنیتی و استفاده از ظرفیتهای بومی ایران در این حوزه میتواند مسیر واقعی تأمین امنیت پایدار منطقه را هموار کند؛ مسیری که برخلاف خواست آمریکا، به نفع ملتهای منطقه خواهد بود.
۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۵۰
کد مطلب: ۱۱۲۶۲۶۶
انتشار سند ۳۴ صفحهای «استراتژی دفاعی جدید» وزارت دفاع ایالات متحده، بیش از آنکه یک گزارش فنی نظامی باشد، آینهای شفاف از سردرگمی راهبردی واشنگتن در نظم در حال افول آمریکامحور است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما