شانزدهمین دعای صحیفه سجادیه، در ۳۴ فراز بیان شده است. محتوا و موضوع اصلی این دعا طلب آمرزش گناهان است. امام در این دعا، خداوند و اوصافش را معرفی میکند و کاستیهای خود در مقابل عظمت مطلق خداوند متعال را برمیشمارد. هرچند شروح مختلفی بر این دعا نوشته شده است اما هر کدام از ما میتوانیم از ظن خود با این نیایش همراه شویم، چرا که در این نیایش حالات انسان گناهکار و مضطر ترسیده در مقابل خداوند بزرگ و رحمان به تصویر کشیده شده است. از این رو هر انسانی با توجه به عمق شناخت از خود و همچنین درک و شناختی که از حضرت باریتعالی دارد، این حال را درک خواهد کرد. پس ترس و واهمه ترسیم شده در این دعا میتواند به ترسهای مادی روزمره و یا خوف و اضطرار انسان عاشق در برابر معشوق الهی خود برسد. امام سجاد(ع) با توجه به دوسویه بودن مناجات به عنوان گفتوگوی خالصانه هم انسان و هم خداوند را توصیف کرده و در نهایت با تکیه بر بعد مهربانی خداوند، از خدای متعال درخواست بخشش میکند. با امام سجاد(ع) این نیایشگر بیهمتا همراه میشویم تا به درک حالت عذر و توبه برسیم.
که تو تویی و من منم
در هنگام گفتوگو، شناخت خود و فرد مقابل یکی از ارکان اساسی است، چرا که تا خود را بهواقع نبینیم و ندانیم با چه کسی صحبت میکنیم، گشایش و فرجی به سوی فهم جدیدی از خود و یا تغییر برایمان محقق نمیشود. در هنگام مناجات نیز ما در حال گفتوگو با خداوند متعال هستیم. در فرازهای اولیه دعای ۱۶ صحیفه سجادیه، امام(ع) خداوند متعال را با نامهای مختلفی میخواند که ما را به شناخت جلوههای مختلف معرفتی میرساند. در فراز چهارم، امام(ع) خداوند متعال را اینگونه میخواند: «ای آرامش هر ناآرام غریب! ای گشایش هر اندوهگین دلشکسته! ای یاری هر خوارشده تنها و ای حمایتکننده هر نیازمند راندهشده» و در ادامه با توصیف خدای متعال و شرح و توصیف وجود به عنوان انسان نوعی به دنبال راهی به سوی طلب بخشش است.
وصف تو
تو بیش از آنکه کیفر دهی، میبخشی.
بیش از آنکه خشم کنی، مهر میورزی.
بیش از آنکه بازداری، میبخشی.
اگر نعمتی ببخشی، پاداشی نمیخواهی.
در کیفردادنِ سرکشان، اندازه نگه میداری و افراط نمیکنی.
تو خود را به رحمت ستودهای و بخشنده نامیدهای.
وصف من
بندهای که به دعا فرمانش دادهای.بندهای که گناهش بر پشتش سنگینی میکند.بندهای که عمرش را با گناه تباه کرده است.
بندهای که به سبب جهلش خدای را نافرمانی کرده است.من از ترس تو اشکم روان است و قلبم پریشان و اندامم لرزان.از بس که به درگاهت نالیدهام صدایم بند آمده و زبانم یاری نمیکند.
تو را میخوانم با همه بار گناهان بر دوشم
پس از وصف خود و خداوند، امام از فراخواندن پروردگار و پاسخ گرفتن سخن میگوید. آنچنان که در فراز ۱۳ میخوانیم: «وَ أَنَا، یَا إِلَهِی، عَبْدُکَ الَّذِی أَمَرْتَهُ بِالدُّعَاءِ فَقَالَ لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ، ها أَنَا ذَا، یَا رَبِّ، مَطْرُوحٌ بَیْنَ یَدَیْکَ؛ و من ای خدای من! بنده توام که او را به دعا دستور دادی؛ و او گفت: گوش به فرمان و در خدمت توام؛ اینک منم ای پروردگارم که افتاده در برابر توام». ملاحظه میکنیم امام سجاد(ع) در این فراز از دعا وعده آمادگی بندگان را برای تسلیم و قبول اوامر الهی یادآور میشود، چرا که لفظ «لبیک» از ماده «لب» (لب در معنای پابرجا بودن است) مشتق شده و ظاهراً تثنیه است و برای تأکید در جواب و در این فراز برای آمادگی برای بندگی به کار گرفته میشود؛ همچون شخصی که در مقابل فرمانده خویش ایستاده و میگوید آمادهام، آمادهام.
سید علی خان مدنی، از علمای شیعه قرن دوازدهم هجری که ریاض السالکین در شرح صحیفه سجادیه از آثار مهم او است، بیان کرده: واژه «سعدیک» نیز از کلمه «اسعاد» به معنی مساعدت و پاسخ دادن است و همواره به دنبال واژه لبیک میآید و هرگز به تنهایی استفاده نمیشود.
حضرت در ادامه میفرماید: «پروردگارا! اکنون بر درگاه تو افتادهام». این سخن در واقع کنایهای است از این موضوع که اقامت من بر در این خانه، پابرجا و ثابت است. امام در ادامه میافزاید: «خطاها بر دوش من سنگینی میکنند».
شرمم آید از کرده خویش
در ادامه در بخش دیگری از دعا امام سجاد(ع) خطاب به پروردگار درخصوص درخواست توبه میفرماید: «ای خدای من! اگر به درگاهت گریه کنم تا جایی که پلکهای دو چشمم روی هم افتد و چنان بهشدت ناله زنم تا صدایم قطع شود و چندان به پیشگاهت بایستم که پایم ورم کند و آن مقدار برایت رکوع کنم که استخوانهای پشتم از جا کنده و زدوده شود و به اندازهای سجده کنم که چشمهایم از کاسه درآید و در طول عمرم خاک زمین را بخورم و تا پایان حیاتم آب آلوده به خاکستر بنوشم و در اثنای این اوضاع و احوال، چندان ذکر تو گویم که زبانم از کار بماند، آنگاه از روی شرمساری از تو، چشم به آفاق آسمان باز نکنم، با این همه سزاوار محو یک گناه از تمام گناهانم نیستم» ( فراز ۳۰).
با وجود این اعتراف، آن هم از جانب یک معصوم، از آنجا که پیش از این با صفات بخشندگی و رحمت خداوند آشنا شدهایم و میدانیم برتری عفو الهی بر کیفرش و سبقت گرفتن رحمت بر غضبش از خصوصیات حضرتش است؛ با خوف و رجا درخواستمان را بیان میکنیم. درخواست بخششی که بنا به آموزههای دین، مسیری نه تنها برای عفوش که راهی برای تبدیلش به احسن پیشبینی شده است. از امام صادق(ع) نقل شده: رسول خدا(ص) فرمود: چهار چیز است که در هر که باشد و از سر تا پایش گناه باشد خدا همه آن گناهان را به حسنه تبدیل کند: راستگویی، حیا، خوشخلقی و شکرگزاری.
برای آشنایی با بشارتی که امام صادق(ع) در خصوص تبدیل گناهان به حسنه داده، میتوانیم از راهنمایی علامه مجلسی بهره بگیریم: در تبدیل سیئات به حسنات وجوهیه گفته شده:
۱ - گناهان پیشین به سبب توبه محو شده و به جای آنها طاعات آینده ثبت شود.
۲ - روحیه گناهکاری محو شود و روحیه فرمانبرداری به جای آن نشیند.
۳ - خداوند توفیق کارهایی به او دهد که ضد کارهای پیشین او باشد.
۴ – بهجای هر کیفری، ثوابی برای او ثبت کند.
امام سجاد(ع) در این نیایش علاوه بر راههای توبه، ما را به مسیر دوری از گناه نیز رهنمون میسازد. بنا بر آموزهای ایشان در نیایش ۱۶، خوف از خدا یکی از راههای دوری از گناهان است. در حقیقت شرم و حیا و همچنین ترس از خداوند عواملی هستند که پای ما را در مسیر گناه کند میکنند. در این باره حضرت رضا(ع) از پدران بزرگوارش نقل میکند: «از مثلهای انبیا چیزی باقی نمانده مگر اینکه مردم میگویند: زمانیکه حیا نکنی پس هر چه خواهی انجام ده!» همچنین در قرآن کریم میخوانیم: «فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ اِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ؛ از اینان هراس به دل راه ندهید، اگر شما دارای ایمان هستید باید فقط از من بترسید»(آل عمران،۱۷۵).
خوف از خداوند متعال در صورتی که در ژرفای درون انسان نفوذ کند، او را از ارتکاب اعمال مهلک و جرمها بازداشته و به کار نیک و مسابقه و پیشتازی در عرصه فضیلت وامیدارد. حضرت حق درباره دوستان مؤمن خود که از او میترسند و از نافرمانی او بیمناکاند چنین میفرماید: «قُلْ اِنّی اَخافُ اِنْ عَصَیتُ رَبّی عَذابَ یوْم عَظیم؛ بگو اگر من از فرمان پروردگارم سرپیچی کنم، از عذاب و شکنجه روزی بس بزرگ میترسم» (سوره انعام، آیه ۹۰).همچنین میخوانیم: «اَلَّذینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیبِ وَ هُمْ مِنَ السّاعَةِ مُشْفِقُونَ؛ کسانی که از پروردگارشان با اینکه او را به چشم نمیبینند، میترسند و از رستاخیز بیمناکاند» (سوره انبیا، آیه۴۹)
وقتی ترسهای ما تغییر میکند
نکته بسیار مهمی که در جملات ملکوتی پایان دعای شانزدهم است، درخواست حضرت سجاد(ع) از حضرت حق برای دریافت مژده و بشارت الهی نسبت به عفو و مغفرت است، آنهم بشارت و مژدهای که در همین دنیا به انسان برسد، نه در زمان آینده. در حقیقت امام به ما بشارت میدهد دریافت مژده عفو و مغفرت و رحمت و لطف از جانب حق، بدون شک در این دنیا قابل تحقق است و این معنایی است که قرآن مجید در آیاتش به آن اشاره دارد. به عنوان مثال در سوره یونس آمده است: «اَلا اِنَّ اَوْلِیاءَ اللّهِ لاخَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاهُمْ یحْزَنُونَ، الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوا یتَّقُونَ، لَهُمْ الْبُشْری فِی الْحیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لاتَبْدِیلَ لِکلِماتِ اللّهِ ذلِک هُوَ الْفُوْزُ الْعَظیمُ؛ آگاه باشید اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند. همانان که ایمان آوردند و تقوا پیشه میکردند. برای آنان در دنیا و آخرت بشارت است، وعدههای الهی تخلفناپذیر بوده و این رستگاری بزرگی است».
از آنچه گفتیم این حقیقت نیز آشکار شد که منظور، غمهای مادی و ترسهای دنیوی است، وگرنه دوستان خدا وجودشان از خوف او مالامال است، ترس از عدم انجام وظایف و مسئولیتها و اندوه بر آنچه از موفقیتها از آنان فوت شده، که این ترس و اندوه جنبه معنوی دارد و مایه تکامل وجود انسان و ترقی او است، برعکس ترس و اندوههای مادی که مایه انحطاط و تنزل است. امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه معروف «همّام» که صفات اولیای خدا در آن به عالیترین وجه ترسیم شده، میفرماید: «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَهٌ، وَ شُرُورُهمْ مَأْمُونَة؛ دلهای آنها محزون و مردم از شر آنها در اماناند».





نظر شما