تحولات منطقه

گنبد طلایی‌اش آفتاب را در آغوش می‌کشد و قلب‌های ما، انعکاس عشقی عمیق به سلطان خراسان است. این ارادت سوزان اما در بازگشت از صحن و سرا تا کجای زندگی روزمره ما امتداد می‌یابد؟

سامان ما، به سبک شما
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

گنبد طلایی‌اش آفتاب را در آغوش می‌کشد و قلب‌های ما، انعکاس عشقی عمیق به سلطان خراسان است. این ارادت سوزان اما در بازگشت از صحن و سرا تا کجای زندگی روزمره ما امتداد می‌یابد؟ شاید غریب‌الغربا خواندن امام رئوف(ع) بیش از آنکه روایتی تاریخی باشد، حکایت امروز ماست؛ حکایت جامعه‌ای که به نام ایشان اشک می‌ریزد اما در عمل، نسخه‌های شفابخش اجتماعی ایشان را در طاقچه غفلت نهاده است. گویی میان زیارت و زندگی، میان توسل در پنجره فولاد و تعامل با همسایه، دیواری نامرئی کشیده‌ایم.
گفت‌وگوی ما با حجت‌الاسلام سجاد علی اکبرزاده، استاد حوزه و دانشگاه؛ کاوشی است در ریشه‌های این گسست عمیق و تلاشی برای یافتن راهکارهای عملی سیره رضوی برای پیوند زدن این دو ساحت؛ تا ارادت ما به امام هشتم(ع) از یک احساس فردی، به یک منشور جامعه‌ساز و کارآمد تبدیل شود.

‌امام رضا(ع)؛ محور، نه ویترین زندگی

حجت الاسلام علی اکبرزاده در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توانیم از یک ارتباط حداقلی با امام رضا(ع) فراتر رویم، می‌گوید: بزرگ‌ترین آسیب در ارتباط ما با معصومین(ع)، تقلیل جایگاه ایشان به یک ویترین معنوی است. اینکه امام رضا(ع) صرفاً به بخشی از تاریخ معنوی ما بدل شوند یا تنها در تنگناهای شدید زندگی به ایشان پناه ببریم هر چند خوب است، اما هرگز در شأن و اندازه آن امام همام نیست. این یک استفاده حداقلی است. زندگی امام رضایی به معنای واقعی کلمه زمانی محقق می‌شود که ایشان را از حاشیه و ویترین زندگی به متن و محور اصلی آن منتقل کنیم. این یعنی تمام شئون زندگی ما، از اقتصاد و سیاست گرفته تا تربیت و سلامت، با شاخص‌های رضوی تنظیم شود. در این صورت است که زندگی ما گلستان می‌شود، همان‌گونه که در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «سَعَدَ مَنْ والاکُمْ»، هر کس شما را دوست بدارد و از شما پیروی کند، به سعادت می‌رسد.
‏وی اضافه می‌کند: برای رسیدن به این مقصود، باید ابتدا تعریف زندگی خوب را از منظر امام رضا(ع) جویا شویم. خوشبختانه ایشان در روایتی کلیدی، این تعریف را به شکلی شفاف و عملی ارائه داده‌اند. علی بن شعیب نقل می‌کند روزی امام رضا(ع) از او پرسیدند: «یَا عَلِیُّ مَنْ أَحْسَنُ النَّاسِ مَعَاشاً؟» یعنی «ای علی! بهترین زندگی را چه کسی دارد؟» پس از آنکه علی بن شعیب پاسخ را به خود حضرت واگذار می‌کند، امام می‌فرمایند: «یَا عَلِیُّ مَنْ حَسُنَ مَعَاشُ غَیْرِهِ فِی مَعَاشِهِ» یعنی «کسی که زندگی دیگران در سایه زندگی او، نیکو و خوش باشد» (تحف‌العقول، ص ۴۴۸). این یک تعریف کاملاً اجتماعی است. بهترین زندگی، زندگی فردی مرفه نیست بلکه حیاتی است که وجود فرد، امکانات و تلاشش، به بهبود زندگی دیگران نیز منجر شود.

‌غربت الگوی رضوی در جامعه فردگرا

‏این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با نقد رویکردهای فردگرایانه حاکم بر جامعه می‌گوید: امام رضا(ع) در ادامه همان روایت، بدترین زندگی را نیز تعریف کرده و می‌فرمایند: «مَنْ لَمْ یَعِشْ غَیْرُهُ فِی مَعَاشِهِ» یعنی «کسی که دیگری در زندگی او خوش و خرم نباشد». تعریف حضرت از بهترین زندگی، دقیقاً نقطه مقابل مدل زندگی مدرن غربی است که بر فردگرایی و اصالت منافع شخصی استوار است. متأسفانه این نگاه در جامعه ما نیز رسوخ کرده است. برخی از ما دیواری به دور زندگی خود کشیده‌ایم که حتی نزدیکانمان نیز در آن سهمی ندارند. فردی حاضر است برای امام رضا(ع) هزینه کند، اما حاضر نیست برای زائر امام رضا(ع) یا یک شیعه نیازمند قدمی بردارد. این زندگی، امام رضایی نیست. در حالی که منطق دین، اشتراک‌گذاری و تقسیم است. امام صادق(ع) در روایتی تکان‌دهنده می‌فرمایند: «هر مؤمنی که خانه‌ای اضافه بر نیاز داشته باشد و مؤمنی دیگر به سکونت در آن نیازمند باشد و او دریغ ورزد، خداوند عزوجل می‌فرماید: ...به عزت و جلالم سوگند که هرگز در بهشت من ساکن نخواهد شد»(الکافی،ج۴، ص ۱۰۶).
‏حجت‌الاسلام علی اکبرزاده اضافه می‌کند: نمونه اعلای این زندگی جمعی را می‌توان در راهپیمایی اربعین مشاهده کرد؛ جایی که مردم تمام خانه و زندگی خود را بدون چشمداشت در اختیار زائران قرار می‌دهند. آنجا تمرین عملی زندگی‌ای است که امام رضا(ع) به ما معرفی می‌کنند. سؤال اینجاست سیاست‌گذاران فرهنگی و اقتصادی ما چقدر برای ترویج و طراحی زیرساخت‌های این سبک زندگی جمعی تلاش کرده‌اند؟ اگر الگوی معرفی‌شده توسط حضرت رضا(ع) در برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه ما غایب باشد، این همان غربت امام است. «غریب‌الغربا» یعنی اینکه مدل زندگی پیشنهادی او در میان پیروانش غریب و ناشناخته بماند.

مسجد؛ پایگاه جامعه‌سازی، نه صرفاً عبادت

‏وی با اشاره به ظرفیت مغفول مساجد می‌گوید: مسجد، پایگاه اصلی تمرین زندگی جمعی و دوری از فردگرایی است. اما نه مسجدی که صرفاً محل تجمع چند فرد خاص باشد. در نگاه اسلام، مؤمن باید فردی کارآمد و مولد باشد. پیامبر اکرم(ص) هرگاه جوانی را می‌دیدند که ظاهر و ایمانش ایشان را به وجد می‌آورد، از شغل او می‌پرسیدند و اگر می‌شنیدند حرفه‌ای ندارد، می‌فرمودند: «سَقَطَ مِنْ عَیْنِی» یعنی «از چشمم افتاد»(جامع‌الأخبار، ص ۱۳۹) زیرا مؤمنی که شغل نداشته باشد، مجبور می‌شود برای امرار معاش، دین خود را بفروشد. مسجد باید محلی باشد که جوانان در آن کارآمدی، تخصص و روحیه تعاون را بیاموزند؛ به‌طوری که حتی یک خانواده غیرمسلمان همسایه، با اطمینان فرزندش را برای کسب مهارت به آنجا بفرستد.
‏این استاد دانشگاه در تبیین نقش اقتصادی مسجد اضافه می‌کند: اگر مؤمنان در مسجد با یکدیگر منسجم باشند و زندگی جمعی به معنای واقعی کلمه را تمرین کنند، این اجتماع می‌تواند جای بانک، بیمه و بورس را بگیرد. امروز بیش از نیمی از اقتصاد کشور طبق قانون باید تعاونی باشد، اما سهم آن بسیار اندک است، زیرا ما در مسجد به یکدیگر اعتماد نمی‌کنیم تا یک فعالیت اقتصادی مشترک راه بیندازیم. این عدم اعتماد، ریشه بسیاری از مشکلات است، در حالی که خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی‏ فی‏ خَرابِها» (بقره، ۱۱۴). خراب کردن مسجد فقط تخریب فیزیکی آن نیست؛ اینکه مسجد از کارکرد اصلی خود که ایجاد یک جامعه منسجم و پویاست، تهی شود، بزرگ‌ترین تخریب است.

اقتصاد تعاونی؛ راهکار دین برای «ما» شدن

‏حجت‌الاسلام علی اکبرزاده با تأکید بر سختی‌های زندگی جمعی تصریح می‌کند: البته که زندگی متعاونانه و جمعی، امری دشوار است. توصیه به یک فرد دین‌دار برای زاهدانه زیستن شاید پذیرفته شود، اما دعوت او به زندگی جمعی و شراکت با دیگران، بسیار سخت‌تر است. فقیر و غنی، هر دو ترجیح می‌دهند همان دارایی اندک یا زیاد خود را به تنهایی مدیریت کنند. ریشه این تفرقه، همان چیزی است که امیرالمؤمنین(ع) در خطبه قاصعه به عنوان عامل ذلت و خواری امت‌های گذشته معرفی می‌کنند. ما متفرق زندگی می‌کنیم و به‌سادگی نمی‌توانیم با هم کار کنیم. اما راه حل، اجبار به زندگی کمونیستی و حذف مالکیت خصوصی نیست. دین از ما می‌خواهد با اراده و اختیار، در یک چارچوب مؤمنانه، دارایی‌ها و توانایی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم.
‏این استاد حوزه و دانشگاه راهکار عملی را در اقتصاد تعاونی اسلامی معرفی کرده و می‌افزاید: اسلام برای قدرتمند شدن مردم، راه حل ارائه داده است. اگر ثروتی دارید، ابتدا به سراغ نزدیکان، همسایگان و هم‌مسجدی‌های خود بروید و آن را برای ایجاد اشتغال به کار گیرید. در دوران ظهور، این رفتار واجب می‌شود و گرفتن سود از برادر مؤمن در یک تجارت، در حکم ربا و حرام است: «إِنَّ رِبْحَ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ رِبًا». امام باقر(ع) فرمودند اگر این مدل مواسات و همکاری اقتصادی را اجرا می‌کردید، هیچ‌کدام نیازمند نمی‌ماندید: «لَوْ فَعَلْتُمْ مَا احْتَجْتُمْ». این نخستین تعلیم دینی ماست که متأسفانه در مدل اقتصادی کنونی ما غایب است.

سود واقعی در منطق اقتصاد رضوی

‏حجت‌الاسلام علی اکبرزاده در پایان خاطرنشان می‌کند: وقتی زندگی را جمعی می‌کنیم، تمام معادلات ما، ازجمله تعریف سود و زیان تغییر می‌کند. نقل شده است امام رضا(ع) در روز عرفه، تمام دارایی خود را به نیازمندان بخشیدند. فضل بن سهل، یکی از کارگزاران مأمون به ایشان گفت این کار خسارت و زیان بود. حضرت فرمودند: «بلکه این عین سود و غنیمت است. هرگز کاری را که برای پاداش و کرامت الهی انجام می‌دهی، زیان مشمار». در نگاه رضوی، بخشیدن سود است و احتکار کردن ضرر. در روایتی دیگر آمده است ایشان بهترین بخش غذای خود را در سینی جداگانه‌ای برای مستمندان کنار می‌گذاشتند و این آیه را تلاوت می‌کردند: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»(سوره بلد، ۱۱)؛ یعنی «او از آن گردنه سخت بالا نرفت» و سپس می‌فرمودند خداوند می‌دانست همه، توانایی آزاد کردن بنده را ندارند، پس اطعام نیازمندان را راهی برای عبور از آن گردنه سخت و رسیدن به بهشت قرار داد. این مدل زندگی، یعنی شریک کردن دیگران در داشته‌های خود، همان زندگی امام رضایی است که در دوران غیبت، زمینه لیاقت ما برای دیدار حضرت بقیة الله(عج) را فراهم می‌کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha