گاهی یک تصویر بیش از دهها سند مکتوب، توان آشکار کردن لایههای پنهان تاریخ یک شهر را دارد. عکسی که بهتازگی از دل بایگانی کتابخانه دانشگاه تهران بیرون آمده و اجتماعی بزرگ از مردم مشهدِ عهد قاجار را در گورستان قتلگاه نشان میدهد، از همین دست تصاویر نادر و گویاست؛ تصویری که نهتنها یک لحظه را ثبت کرده، بلکه شیوه زیست، باورهای آیینی و مناسبات اجتماعی مردمان یک دوره را مقابل دیدگان شما قرار میدهد. در نگاه نخست، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، گستردگی جمعیت و نظم نانوشته حاکم بر فضای عکس است. مردان، زنان و کودکان، همگی در صحنهای گرد آمدهاند که بیتردید پیوندی عمیق با یادمان درگذشتگان و آیینهای وابسته به آن دارد.
محل تجمع، گورستان قتلگاه است؛ کهنترین گورستان شناختهشده مشهد؛ جایی که نامش با تاریخ این شهر و بهویژه حرم مطهر رضوی پیوندی تاریخی دارد. برخی ایجاد گورستان را مربوط به دوره سلجوقی و واقعه قتلعام مردم مشهد در عاشورای سال ۵۱۰ قمری میدانند و بعضی هم این نامگذاری را به سال ۹۹۷ قمری و هجوم عبدالمؤمنخان ازبک حواله میدهند. هر چه هست، گورستان قتلگاه – که امروزه دیگر نشانی از آن باقی نیست – تاریخی طولانی داشته و جمع زیادی از ارادتمندان امام رضا(ع) را در خود جا داده است.
برویم به سراغ این تصویر خاص و جذاب؛ عکس از نظر زمانی به احتمال زیاد به اواخر دوره قاجار بازمیگردد. حضور ساعت مظفری در افق تصویر، نمای صحن عتیق و منارههای حرم مطهر رضوی و نیز پوشش مردمان، همگی قراینی هستند که این گمان را تقویت میکنند.
هنوز نشانی از لباسهای متحدالشکل یا پوششهای اروپایی دیده نمیشود و عمامه، عبا و کلاههای سنتی، پوشش غالب جمعیت را شکل میدهد. حتی کودکانی با لباس روحانیت و عمامه سیادت در تصویر به چشم میخورند؛ امری که در بافت مذهبی مشهد آن روزگار، پدیدهای عادی و پذیرفتهشده بوده است. اما اهمیت اصلی این عکس، نه فقط در تعیین زمان و مکان آن، بلکه در فهم چرایی این اجتماع نهفته است. تجمع گسترده مردم در گورستان قتلگاه را نمیتوان بیارتباط با آیین کهن «چراغ برات» دانست؛ رسمی ریشهدار که هر سال در روزهای میانی ماه شعبان، مردم مشهد و دیگر نقاط خراسان را به زیارت اهل قبور میکشاند. چراغ برات، آیینی است که در آن مرگ، نه بهعنوان پایان، بلکه بهمثابه پیوندی مداوم میان زندگان و درگذشتگان فهم میشود.
در این تصویر تازهیاب، جلوهای کمتر دیدهشده از این آیین نمایان است: چادرهایی که روی برخی مزارها برپا شده و فضایی شبیه به خانهای موقت برای مردگان ساختهاند. بستگان متوفی در این چادرها مینشستند، قرآن میخواندند و از فاتحهخوانان پذیرایی میکردند؛ گویی مرده هنوز صاحبخانه است و زندگان، میهمانان او. این شیوه برگزاری، البته همگانی نبود و بیشتر به خانوادههای صاحب نفوذ و متمکن اختصاص داشت؛ نکتهای که از تمایزهای اجتماعی پنهان در دل یک آیین مذهبی خبر میدهد.
دوربین عکاسی که در آن زمان هنوز پدیدهای ناآشنا و شگفتانگیز به شمار میرفت، خود به عاملی مداخلهگر در صحنه بدل شده است. بسیاری از حاضران، بهجای آنکه سرگرم آیین چراغبرات باشند، نگاهشان به سوی لنز دوخته شدهاست؛ لحظهای که آیین را متوقف و تاریخ را ثبت میکند. همین اختلال کوتاه، امروز به ما امکان میدهد چهرهها، نگاهها و حتی کنجکاوی مردمان آن عصر را از فاصله بیش از یک قرن بازخوانی کنیم. در دوردست تصویر، گروههایی از مردم بر فراز دیوارهای مشرف به گورستان دیده میشوند؛ تماشاگرانی که خود بخشی از صحنهاند و نشان میدهند چراغ برات، تنها یک مراسم خانوادگی یا محلی نبوده، بلکه رویدادی شهری با مشارکت گسترده مردم محسوب میشده است. این عکس بهاحتمال بسیار، تنها تصویر موجود از مراسم چراغ برات در مشهد قدیم است و از همین رو، ارزشی فراتر از یک سند تصویری معمولی دارد. تصویری است که آیین، فضا، معماری و جامعه را در یک قاب گرد آوردهاست و ما را با مشهدی روبهرو میکند که در آن، مرگ و زندگی، دین و آیینهای عرفی در کنار هم معنا مییافتند. چنین تصویری نهفقط دیده میشود، بلکه خوانده میشود؛ همچون متنی خاموش که تاریخ را بیواسطه روایت میکند.
۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۰۱
کد مطلب: ۱۱۲۷۹۲۹
گاهی یک تصویر بیش از دهها سند مکتوب، توان آشکار کردن لایههای پنهان تاریخ یک شهر را دارد.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما