تحولات منطقه

اسلام به عنوان دین خاتم و نسخه حیات طیبه بشر، در ورای آموزه‌ها، توصیه‌ها و سفارش‌هایش اهدافی کلان را دنبال می‌کند؛ حتی اگر آن آموزه در ظاهر تلخ باشد، مثل «انتظار» که تلخ است و طاقت‌فرسا...

«انتظار» رمز تاب‌آوری اجتماعی در بحران‌ها
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

اما انتظار قرار است روح مقاومت، امید به آینده روشن و تاب‌آوری را به جان خسته بشریت پمپاژ کند. به مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام قاسم سوری، استاد حوزه و دانشگاه و روان‌شناس به آثار اجتماعی-فرهنگی انتظار و مهدویت پرداخته‌ایم.

«انتظار» رمز تاب‌آوری اجتماعی در بحران‌ها

نیمه شعبان و جشن‌های آن می‌خواهد ذهن جامعه را دغدغه‌مند کدام آینده‌ای کند؟

جشن و سروصدای پر از شادی که با المان‌هایی همانند شربت دادن، مولودی خواندن و... بروز و ظهور می‌یابد باید مقصدی را نشان دهد. وقتی در خیابان با یک تابلو راهنمایی مواجه می‌شوید، شما را به مقصدی هدایت می‌کند؛ مثلاً ۲۰ کیلومتر تا حرم. آن تابلو، خیابان نیست؛ خود آن جشن و سرور، ظهور نیست بلکه علامتی است که شما متوجه آن شوید تا به سمت ظهور حرکت کنید. علامت‌ها باید ما را به مقصد برسانند و مقصد را به ما نشان دهند؛ مثلاً اگر در تابلویی عنوان می‌شود تا حرم ۲۰ کیلومتر فاصله است باید مقصد را به ما نشان دهد. من اگر می‌خواهم با این تابلو حرم را نشان دهم باید اسم حرم در این تابلو باشد یا جهت هدایت‌کننده به حرم وجود داشته باشد. ما با تابلویی که آدرس دیگری را نشان می‌دهند به حرم نمی‌رسیم، بنابراین، خود آن اِلمان‌ها، جشن‌ها، مداحی‌ها و شربت دادن‌ها باید ما را به معنای ظهور و اتصال به نقطه کمال برساند. لذا شادی‌های نیمه شعبان همه باید ما را به یک آینده روشن انسانی برسانند. اینکه می‌گویم انسانی و نمی‌گویم ‌ایمانی به این دلیل است که اگر بعد انسانی آن را مطرح کنید، ‌ایمان را هم شامل می‌شود. آدم‌های ضعیف‌الایمان که دائم دنبال‌ حرف‌های انسانی هستند، خودشان را در آن می‌بینند. ما باید آن تعبیر دقیق را به کار ببریم، ما می‌رویم به سوی انسان کامل. ممکن است وقتی فرد غیرمذهبی تعبیر انسانی را بشنود، تصویری از انسان کامل داشته باشد و میل کند به سمت آن برود. لذا می‌بینیم رهبر معظم انقلاب در برخی انتخابات‌ها مردم را خطاب قرار می‌دادند که حتی اگر انقلابی نیستید به خاطر ایران باید رأی دهید، یعنی گستره ورود آدم‌ها را باید افزایش دهیم. ظهور مهدی صاحب‌الزمان(عج) آینده همه بشر است، نه آینده شیعه. ما باید در المان‌های خود، آینده روشن بشر را مطرح کنیم نه صرفاً آینده روشن ایران یا شیعه را.

انتظار و چشم به راهی برای آینده روشن چه آثار اجتماعی و فرهنگی دارد و چقدر به تاب‌آوری اجتماعی کمک می‌کند؟

تاب‌آوری‌های اجتماعی مربوط به نوع نگاه انسانِ منتظر است، یعنی خود انتظار موضوعیت پیدا کند که من چه جنس انتظاری دارم؛ یک زمان انتظار منفعلانه است و من منتظر منجی‌ای هستم که مرا از درد نجات دهد، اما من فقط نشسته‌ام و کاری انجام نمی‌دهم؛ قطعاً این نوع انتظار نه تنها در انسان تاب‌آوری ایجاد نمی‌کند بلکه خیلی زود هم از کوره درمی‌رود که چرا او نیامد ما را از مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نجات دهد. او ناراحت است و نمی‌فهمد باید کاری کند و چون طلبکار است، انتظار برایش طلبکاری و توقع به دنبال دارد، چون به او گفته‌اند منتظر باش او می‌آید مشکلات را حل می‌کند؛ بنابراین، در ذهن خود طلبکار شده است و منفعلانه عمل می‌کند. او انتظار ذهنی دارد اما انتظار عملیاتی ندارد. این کار آثاری سوء دارد. وقتی تاب‌آوری او کم می‌شود، کارکرد فرهنگی و اجتماعی او هم کم می‌شود و از او یک غرغروی طلبکار می‌سازد. اما اگر در نگاه او انتظار یک حرکت و یک تکامل رفتاری باشد ماجرا فرق می‌کند و می‌گوید من باید حرکت کنم تا به آن قله برسم. برای مثال فرض کنید دو دانش‌آموز داریم که هر دو دوست دارند پزشک شوند، اما یکی از آن‌ها پزشکی را برای پولدار شدن می‌خواهد و دیگری برای تعالی. آدم اول به دلیل آنکه راحت‌طلب است درس هم نمی‌خواند که پزشک شود و پزشکی برای او یک آرزو می‌شود. او با زور، نمره می‌آورد و وقتی دانشجو می‌شود، همان ترم اول کم می‌آورد و رها می‌کند؛ اما دانش‌آموزی که پزشکی را برای تعالی می‌خواهد و می‌داند برای این تعالی باید هزینه دهد، در مسیر پزشکی مقاومت می‌کند، امتحان‌های سخت، بی‌خوابی‌ها و زیاد درس خواندن را می‌پذیرد. درواقع خود علاقه‌مندی به پزشک شدن موضوعیت ندارد، بلکه اینکه پزشکی را برای چه دوست داریم موضوعیت دارد. این موضوع درباره انتظار هم صادق است. اینکه برای چه منتظر هستیم میزان تاب‌آوری ما را نشان می‌دهد.

ترویج و نهادینه‌سازی روحیه انتظار در جامعه در ایجاد روحیه مقاومت و تاب‌آوری چه نقشی دارد؟

این نکته مهمی است که شما انتظار را رفتار ببینید، یعنی استقامت در انجام آن رفتار. به عنوان مثال در کوه، آبی که قطره قطره می‌چکد به‌تدریج در یک سنگ سخت نفوذ و آن را سوراخ می‌کند. معنای انتظار این است که نگو نمی‌شود؛ بگو باید بشود؛ با اینکه من موجودی ضعیف هستم اما با استمرار و دقت در یک رفتار و متوالی کردن یک عمل -که آن عمل انتظار است- می‌توانم قطره قطره سنگ بدبختی انسان را بشکافم. این یعنی اگر انتظار پویا را به جامعه بدهید، آن جامعه مقاوم و پویا می‌شود. این امر در زندگی شهدا و شیعیان واقعی مشاهده شده است. افرادی که به منجی باور دارند در مقابل ظلم، بیشتر ‌ایستادگی می‌کنند تا آدم‌هایی که اعتقاد به منجی‌ ندارند. این افراد وقتی علیه ظلم اقدام می‌کنند، تا قدری آسیب می‌بینند، می‌گویند فایده ندارد و آن را تعطیل می‌کنند؛ اما وقتی باور به منجی داشته باشیم می‌گوییم با آنکه الان شکست خوردیم اما ۱۰۰ قدم به قله نزدیک شده‌ایم، دوباره حرکت می‌کنیم و دوباره شکست می‌خوریم و پس از استراحت، دوباره مسیر را ادامه می‌دهیم. درواقع شکست‌های خود را مقدمه پیروزی و سختی‌های مسیر را جزو مسیر می‌دانیم.

در شرایط کنونی جهان، منطقه و کشور، انتظار و باور به مهدویت چقدر می‌تواند از نظر روان‌شناختی فضا را تلطیف و جامعه را امیدوار کند؟

اگر بتوانیم مسئله انتظار و ظهور منجی را بسط داده و الزاماً بحث شخص را مطرح نکنیم، یعنی آن را به عالم شیعی منحصر نکرده -گرچه واقعیت همین است و منجی عالم، مشخص و امام شیعه است- و درباره رشد و تکامل بشریت صحبت کنیم و به جامعه بگوییم ببینید چقدر درد دارید، ببینید فساد چقدر شما را افسرده کرده، ببینید چقدر قرص‌های آرام‌بخش مصرف می‌شود، ببینید چقدر جنگ ایجاد می‌شود، ببینید چه فسادهای وحشتناکی وجود دارد که انسان‌ها از حالت طبیعی خارج شدند، ببینید مستکبران عالم چقدر غارت می‌کنند و آدم می‌کُشند؛ یک منجی می‌آید که وعده همه انبیاست. درواقع ظهور مهدی فاطمه(عج) وعده همه انبیا بوده؛ انبیایی که صرفاً مختص یک منطقه نبودند، یک عده در فلسطین بودند، یک عده در ایران، یک عده در عراق و... این انبیا زبان‌ها و قومیت‌های گوناگون را پوشش می‌دادند. باید بگوییم فردی که همه انبیا به آن وعده داده‌اند، می‌آید. این، مقاومت مذاهب دیگر را از بین می‌برد و آن‌ها نیز می‌گویند بیایید در مقابل ظلم بایستیم تا آن منجی ببیند ما تلاش می‌کنیم و بیاید. این امر سبب مقاومت جهانی در مقابل طاغوت‌ها می‌شود و زمینه ظهور و تلطیف قومیت‌ها و ارتباط مذاهب را ایجاد می‌کند. درواقع پیروان سایر مذاهب، دیگر نمی‌ترسند که اگر امام شیعیان بیاید آن‌ها بدبخت می‌شوند، بلکه ظهور امام زمان(عج) آن‌ها را نیز خوشبخت می‌کند. همان‌طور که پیامبر(ص) رحمه‌للعالمین بود، مهدی فاطمه(عج) هم که بیاید رحمت برای همه عالم است. این باید در ذهن مردم جهان تبلور پیدا کند و به کار رسانه‌ای و علمی زیادی نیاز است.

حتی پیروزی‌های ایران را باید از وجود مقدس امام زمان(عج) دانست؛ برای مثال بگویند ما رژیم شاهنشاهی را بیرون انداختیم، چون تفکر انتظار در ما وجود دارد و این انتظار، ما را فعال کرد. شما هم اگر به این تفکر برسید، طاغوت‌های اطراف خود را از بین خواهید برد. ما در این حوزه کم‌کاری کرده‌ایم و باید به قول امام(ره) انقلاب خود را صادر کنیم. جدی‌ترین انقلاب شیعه، انقلاب جمهوری اسلامی نیست، بلکه انقلاب حضرت حجت(عج) است و این انقلاب را نیز باید صادر کنیم، چنان‌که انقلاب اسلامی را هم صادر کردیم، خیلی از کشورها پس از انقلاب جمهوری اسلامی متوجه مسیر شدند؛ در داستان منجی نیز باید این کار را جهانی کنیم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha