تحولات منطقه

در دنیای امروز، فضای تهدیدات سایبری به‌طور فزاینده‌ای تبدیل به یکی از ارکان مهم در حاکمیت کشورها و امنیت ملی شده است.

چرا دیپلماسی سایبری باید در کانون امنیت ملی قرار گیرد؟ / دیپلماسی سایبری؛ ضرورت، نه انتخاب
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در دنیای امروز، فضای تهدیدات سایبری به‌طور فزاینده‌ای تبدیل به یکی از ارکان مهم در حاکمیت کشورها و امنیت ملی شده است. در حالی که بسیاری از کشورها به‌ویژه قدرت‌های بزرگ به‌طور سنتی بر ابعاد فنی و نظامی امنیت تمرکز دارند، امروزه کشورهای کوچک و قدرت‌های میانه نیز در تلاش هستند از این تهدیدات در عرصه سایبر مصون بمانند. در این میان، دیپلماسی سایبری به‌عنوان یک ابزار راهبردی برای محافظت از حاکمیت، اقتصاد و ثبات سیاسی کشورهای کوچک و میانه در مقابل فشارهای سایبری ضروری می‌نماید.

دیپلماسی سایبری؛ ضرورت یا انتخاب؟

دیپلماسی سایبری دیگر صرفاً یک مسیر تخصصی برای قدرت‌های بزرگ نیست، بلکه تبدیل به یک ضرورت راهبردی برای قدرت‌های میانه و کشورهای کوچک شده است. این کشورها باید در شرایط فشار دائمی سایبری، از حاکمیت و ثبات خود حفاظت کنند و برای این منظور، دیپلماسی سایبری به‌عنوان ابزاری برای مدیریت این تهدیدات ضروری است. در گذشته، بسیاری از دولت‌ها حوادث سایبری را فقط اختلالات فنی می‌دانستند که باید توسط بخش‌های فناوری اطلاعات یا نهادهای اطلاعاتی مدیریت می‌شد، اما این دیدگاه به‌طور جدی تغییر کرده است. امروز، تهدیدات سایبری به‌صورت مستمر و هماهنگ از سوی بازیگران دولتی یا همسو با دولت‌ها ایجاد می‌شود. این تهدیدات به‌طور مستقیم به داده‌ها، زنجیره‌های تأمین، زیرساخت‌های مالی، شبکه‌های مخابراتی و اعتماد عمومی حمله می‌کنند و هدف آن‌ها همواره تخریب فوری نیست، بلکه اعمال فشار، ایجاد نفوذ و ارسال پیام‌های راهبردی است.
این تهدیدات سایبری به‌ویژه برای کشورهای کوچک و قدرت‌های میانه که به‌طور عمده به تجارت آزاد، خدمات دیجیتال و فناوری‌های خارجی وابسته هستند، خطرات بزرگی به همراه دارند. این وابستگی متقابل به‌شدت این کشورها را در برابر تهدیدات سایبری آسیب‌پذیر می‌کند. یک حمله سایبری هماهنگ می‌تواند بدون شلیک حتی یک گلوله، سیستم‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را مختل کرده و هزینه حکمرانی را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.
دیپلماسی سایبری به‌عنوان یک ابزار راهبردی

دیپلماسی سایبری ابزار مؤثری است که به دولت‌ها امکان می‌دهد تهدیدات سایبری را به فرصت‌های راهبردی تبدیل کنند. دیپلماسی سایبری درواقع ابزار حکمرانی است که ریسک‌های سایبری را به اقدامات راهبردی در سطح نهادها و مرزها تبدیل می‌کند و به دولت‌ها این امکان را می‌دهد تا حداقل ۶ کار اساسی را انجام دهند که دفاع فنی به‌تنهایی قادر به انجام آن‌ها نیست.
نخستین مزیت دیپلماسی سایبری، ایجاد اهرم ائتلافی است. یک کشور کوچک به‌تنهایی نمی‌تواند فشار زیادی بر دشمنان خود وارد کند، اما با همکاری با بلوک‌های منطقه‌ای، مجامع چندجانبه و شرکای هم‌فکر می‌تواند هنجارها را شکل دهد، هزینه رفتارهای مخرب را افزایش داده و گزینه‌های پاسخ جمعی ایجاد کند. این ائتلاف‌ها می‌توانند تأثیر زیادی بر شکل‌دهی به سیاست‌های جهانی داشته باشند.
دومین مزیت، تبدیل نسبت دادن فنی به پیامد واقعی است. در دنیای سایبری، نسبت دادن فنی به‌تنهایی کافی نیست، دولت‌ها باید آن را به اقدامات دیپلماتیک و حقوقی تبدیل کنند. با هماهنگی دیپلماتیک، حملات سایبری می‌تواند به بیانیه‌های مشترک، تحریم‌ها، محدودیت‌های سفر و مجازات‌های اعتباری منجر شود که فشار واقعی بر طرف مقابل وارد کند.
سومین مزیت، کاهش خطر تشدید تنش‌ها از طریق ایجاد کانال‌های ارتباطی در بحران است. در دوران تنش‌های ژئوپلیتیکی، ابهام و سوءمحاسبه می‌تواند به‌اندازه نیت خصمانه خطرناک باشد. دیپلماسی سایبری می‌تواند به ایجاد پروتکل‌های ارتباطی و اعتمادسازی کمک کند که احتمال تشدید ناخواسته را کاهش می‌دهد.

درس‌های عملی از کشورهای پیشرو در دیپلماسی سایبری

کشورهایی که دیپلماسی سایبری را به‌طور مؤثر نهادینه کرده‌اند، تجربیات قابل توجهی دارند که می‌توانند الگویی برای دیگر کشورها باشند. استونی یکی از نمونه‌های برجسته است. این کشور یک واحد تخصصی دیپلماسی سایبری ایجاد کرده و آن را به‌طور کامل در استراتژی سیاست خارجی خود گنجانده است. نتیجه این کار تنها افزایش دیده‌شدن استونی در محافل بین‌المللی نبوده، بلکه این کشور در گفت‌وگوهای هنجارسازی و مباحث حقوقی در حوزه سایبر تأثیرگذار شده است. در واقع، استونی با نهادینه کردن دیپلماسی سایبری، نفوذی بیشتر از آنچه اندازه‌اش ایجاب می‌کرد، پیدا کرده است.
استرالیا نیز از کشورهای موفق در این زمینه است. استرالیا رهبری دیپلماسی سایبری را در سطح سفیر رسمی قرار داد و تعاملات خارجی را به اولویت‌های داخلی و مشارکت‌های منطقه‌ای متصل کرد. این رویکرد منجر به تقویت ظرفیت‌سازی و کنش جمعی معتبرتر با کشورهای هم‌فکر شد.

ضرورت تدوین دکترین ملی دیپلماسی سایبری

کشورهای کوچک و میانه که به دنبال تقویت دیپلماسی سایبری هستند، باید ابتدا یک واحد دائمی دیپلماسی سایبری با اختیارات واقعی ایجاد کنند. این واحد باید دارای سازوکارهای هماهنگی مستقیم با نهادهای کلیدی نظیر شوراهای امنیت ملی، تنظیم‌گران مخابرات، وزارتخانه‌های دادگستری و نهادهای مسئول زیرساخت‌های حیاتی باشد. همچنین باید از ایجاد دفاتر نمادین که هیچ ارتباط عملیاتی با تصمیم‌گیری‌ها ندارند، پرهیز کرد.
تدوین دکترین ملی دیپلماسی سایبری نیز از جمله گام‌های اساسی است. این دکترین باید مشخص کند کشور چه مواردی را می‌خواهد حفاظت کند، چگونه رفتارها را در سطح بین‌المللی تعیین می‌کند و در چه مواقعی باید به‌تنهایی و در چه مواقعی باید در قالب ائتلاف عمل کند.
در نهایت، ایجاد هماهنگی میان دولت و بخش خصوصی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بسیاری از زیرساخت‌های دیجیتال حیاتی در کشورهای مختلف توسط بخش خصوصی اداره می‌شود و بدون هماهنگی با این بخش، دیپلماسی سایبری به‌طور کامل نخواهد بود.
دیپلماسی سایبری دیگر یک ابزار لوکس برای کشورهای پیشرفته نیست، بلکه ابزاری ضروری برای کشورهای کوچک و قدرت‌های میانه است که می‌خواهند حاکمیت و استقلال راهبردی خود را در دنیای دیجیتال امروز حفظ کنند. کشورهای کوچک باید دیپلماسی سایبری را به‌عنوان یک جزء کلیدی از زیرساخت‌های امنیتی خود در نظر بگیرند و برای ایجاد ظرفیت‌های لازم، ابتدا گام‌هایی اساسی در طراحی نهادی، تدوین دکترین ملی و تقویت همکاری‌های بین‌المللی بردارند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha