تحولات منطقه

انقلاب اسلامی در مشهد تنها محصول یک خیزش سیاسی نبود؛ ریشه‌های آن در لایه‌های عمیق تاریخ خراسان، در سنت دیرین علمایی که حافظ هویت دینی و استقلال فکری مردم بودند، شکل گرفته بود.

بازخوانی نقش‌ علما در هویت‌سازی دینی، ملی و سیاسی ایران معاصر/ علمای خراسان و شالوده انقلاب اسلامی
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

انقلاب اسلامی در مشهد تنها محصول یک خیزش سیاسی نبود؛ ریشه‌های آن در لایه‌های عمیق تاریخ خراسان، در سنت دیرین علمایی که حافظ هویت دینی و استقلال فکری مردم بودند، شکل گرفته بود. شناخت جایگاه حوزه علمیه مشهد، نقش خاندان‌های روحانی، مقاومت‌های پنهان و آشکار علما و تأثیر میراث جهانی خراسان در بیداری شیعی نشان می‌دهد مشهد یکی از کانون‌های اصلی تکوین اندیشه انقلاب بوده است.
گزارش ذیل حاصل نشست تخصصی با موضوع «واکاوی نقش علمای خراسان در انقلاب اسلامی» است که از سوی مؤسسه علمی، پژوهشی و فرهنگی میراث فقاهت خراسان و با حضور شماری از اساتید و طلاب حوزه علمیه خراسان برگزار شد. محتوای مباحث بر مبنای سال‌ها پژوهش میدانی، تحقیقات انساب، بررسی اسناد تاریخی هند و ایران و تجربه زیسته استاد دکتر غلامرضا جلالی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی در بطن حوزه علمیه خراسان است که تقدیم مخاطبان محترم می‌شود.

سنت روحانی خراسان؛ ریشه‌ای که انقلاب بر آن ایستاد

مشهد همواره خاستگاه خاندان‌هایی بوده که نسل‌ها حامل دانش دینی، حافظ فرهنگ شیعی و واسطه انتقال هویت مذهبی به مردم بوده‌اند. برخلاف تصویر رایج که نقش کلیدی علما را تنها در دهه ۵۰ می‌بیند، بستر اصلی انقلاب در مشهد در خلال همین سنت طولانی شکل گرفته بود. خانواده‌های عالم‌پرور، چه در مناطق اطراف حرم مطهر و چه در محله‌های قدیمی بالاخیابان، به‌واسطه ارتباط مستمر با مردم، حلقه اتصال دیانت و زندگی اجتماعی بودند.
تحقیقات تاریخی و نسب‌شناختی نشان می‌دهد بسیاری از این خاندان‌ها از دوره‌های قاجار و صفوی تاکنون نقش پایداری در تربیت عالمان برجسته داشته‌اند. این ریشه‌های خانوادگی، در کنار پیوندهای مردمی سبب شد علما بتوانند در بزنگاه انقلاب نقش مرجعیت اجتماعی ایفا کنند؛ نقشی که تنها از طریق اعتماد تاریخی مردم ممکن می‌شد، نه با فعالیت‌های کوتاه‌مدت سیاسی.

حوزه مشهد و تربیت نسلی که زمینه‌ساز تحول شد

دهه‌های میانی قرن چهاردهم شمسی، دوره‌ای بود که حوزه مشهد به‌دلیل حضور شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله میلانی و دیگر علمای برجسته، به یکی از مراکز تربیت فکری نسل جوان تبدیل شد. در این حوزه، علم تنها در قالب درس و فقه ارائه نمی‌شد؛ زهد، مراقبه، تضرع و اتصال دائمی به عالم معنا، بخشی از ساختار تربیتی بود. بسیاری از طلاب نوجوان که بعدها در متن انقلاب یا جریان‌های فکری پس از آن نقش‌آفرین شدند، در همین مدارس با چهره‌هایی مواجه شدند که ایمان و سیاست را از هم جدا نمی‌دیدند.
این تربیت، زمینه‌ساز شکل‌گیری نسلی شد که علاوه بر سواد فقهی، توان تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی را نیز داشت. آشنایی طلاب با اندیشه‌های مختلف، حضور در محافل فرهنگی و دسترسی به کتاب‌ها و رساله‌های سیاسی سبب شد حوزه مشهد برخلاف تصور عمومی، از سال‌ها پیش از انقلاب در یک فرایند بیداری تدریجی قرار گیرد.

دیانت و استقلال؛ مفاهیم بنیادین در اندیشه علمای خراسان

یکی از ویژگی‌های برجسته علما در مشهد، پیوند میان دیانت و استقلال سیاسی بود. مطالعه اسناد، گفت‌وگوهای علما و مشاهدات فعالان آن دوره نشان می‌دهد علمای خراسان، استقلال را نه یک خواست سیاسی، بلکه یک امر دینی می‌دانستند. هشدارهایی که از سوی بزرگان حوزه در سال‌های پیش از انقلاب داده می‌شد – ازجمله اینکه اگر جامعه از دیانت فاصله بگیرد، استقلال از دست خواهد رفت – فراتر از یک هشدار اخلاقی بود؛ تحلیل دقیقی از تجربه تاریخی.
این نگاه سبب شد علما با سیاست‌های پهلوی که تلاش می‌کرد دیانت را از جامعه جدا کند، مواجهه‌ای اصولی داشته باشند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند تضعیف باورهای مذهبی، مقدمه سلطه‌پذیری فرهنگی و سیاسی است. بر همین اساس، حتی زمانی که فشارهای امنیتی افزایش یافت، حوزه مشهد بر استقلال خود ایستاد و اجازه نداد ساختار فکری آن در مسیر هدایت حکومتی قرار گیرد.

طرح‌های پهلوی و ایستادگی حوزه مشهد

در دوره پهلوی دوم، راهبرد حکومت نسبت به حوزه‌ها تنها سرکوب مستقیم نبود، بلکه ابتدا تلاش شد حوزه‌ها به نهادهای وابسته تبدیل شوند. ایجاد سپاه دین در کنار سپاه دانش، جذب برخی اساتید برای آموزش‌های حکومتی و همچنین برنامه‌ریزی برای تقسیم علما به طیف‌های وابسته و مستقل، بخشی از این طرح بود. هدف اصلی، ایجاد شکاف در بدنه روحانیت و کنترل تدریجی حوزه بود. اما حوزه مشهد با این جریان همراه نشد. نه از مسیر تطمیع و نه از طریق فشار، حکومت موفق نشد اعتبار تاریخی علما را بشکند. شکست مرحله اول طرح، حکومت را به مرحله دوم یعنی تشدید سرکوب‌های امنیتی رساند. اما حتی در این دوره نیز حلقه‌های علمی و جلسات فکری، هرچند محدود و پنهان، همچنان فعال بود و نقش مهمی در انتقال پیام‌های انقلاب داشت.

سیاست‌ورزی پیچیده و نقش‌های پنهان علما

یکی از ویژگی‌های تاریخ خراسان، حضور علمایی است که سیاست‌ورزی آنان تنها در سطح ظاهر دیده نمی‌شد. بررسی اسناد و روایت‌های معتبر نشان می‌دهد برخی از علمایی که در نگاه عمومی نزدیک به حکومت تلقی می‌شدند، در عمل در بخش‌های پنهانی انقلاب نقش‌آفرینی می‌کردند. این افراد، با حفظ ظاهر تعامل با حکومت، در لحظه‌های حساس واسطه رهایی طلاب و فعالان سیاسی بودند و مانع گسترش سرکوب می‌شدند.
در مشهد، نمونه‌هایی چون آیت‌الله میرزا احمد کفایی یا آیت‌الله میرزا حسین فقیه سبزواری نشان می‌دهد تحلیل تاریخ بدون توجه به لایه‌های زیرین سیاست‌ورزی علمای خراسان ناقص خواهد بود. این تجربه‌ها به‌ویژه در دوره‌های سخت، سبب شد حوزه مشهد بتواند هم از فشارهای حکومت عبور کرده و هم هسته‌های اصلی مقاومت فکری را حفظ کند.

جریان‌های فکری در مشهد و نسبت آن‌ها با انقلاب

در دهه‌های پیش از انقلاب، مشهد بستر شکل‌گیری طیف متنوعی از جریان‌های فکری بود. بخشی از این جریان‌ها در امتداد فعالیت‌های انقلابی حوزه قرار داشتند و با روشنگری و تحلیلگری اجتماعی، مردم را آماده حرکت بزرگ کردند. رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله واعظ طبسی و آیت‌الله سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد از جمله شخصیت‌هایی بودند که مبارزات و سخنرانی‌های آنان در موضوعات فرهنگی و سیاسی، اثر قابل توجهی در جامعه داشت و حتی نگاه تحقیرآمیز رسانه‌های خارجی نسبت به ایران را به چالش کشید.
در کنار این جریان‌ها، گروه‌هایی نیز بودند که با فاصله گرفتن از مبانی حوزه، مسیرهای متفاوتی را پیمودند. برخی از جریان‌های روشنفکری که در ابتدا جذابیت اجتماعی داشتند، به دلیل فقدان پیوند با سنت علمی خراسان، در ادامه دچار انحراف یا سردرگمی فکری شدند. تجربه این دهه‌ها نشان داد آنچه جریان اصلی انقلاب را در مشهد پایدار کرد، اتصال آن به سنت دیرین حوزه و اعتماد تاریخی مردم به علما بود.

نمونه‌های ایستادگی؛ از آیت‌الله مروارید تا حلقه‌های علمی مخفی

در بررسی نقش علمای مشهد نمی‌توان از اقدام‌های شاخصی که در ظاهر کوچک اما در ساختار مقاومت اثرگذار بودند، غافل شد. اعتراض آیت‌الله مروارید در برابر تقسیم هدایا و بسته‌های دولتی میان طلاب در سال ۱۳۵۶ یکی از همین نمونه‌هاست. او این اقدام را توهین به استقلال حوزه دانست و مانع آن شد. اسناد ساواک نشان می‌دهد این موضع‌گیری حوزه مشهد را از تبدیل‌شدن به نهادی وابسته حفظ کرد. در کنار این رخدادها، جلسات علمی و فکری که در خانه یا مدارس تشکیل می‌شدند نیز نقشی اساسی داشتند. این حلقه‌ها، محمل انتقال پیام‌های انقلابی، آموزش‌های فکری و تحلیل وضعیت سیاسی بودند و بسیاری از نیروهای فکری انقلاب از دل همین جلسات برخاستند.

افق‌های جهانی خراسان و تأثیر آن بر هویت انقلاب

تحقیقات تاریخی نشان می‌دهد میراث علمی خراسان و مشهد فراتر از مرزهای ایران گسترده بوده است. نقش عالمان مشهدی در شکل‌گیری ساختارهای شیعی در جنوب هند، تأثیرات فرهنگی صفویان در منطقه حیدرآباد و نفوذ مفاهیم خراسانی در فرهنگ شیعی جنوب آسیا، بخش مهمی از این میراث جهانی است. این گستره تمدنی، زمینه‌ای فراهم کرده است که انقلاب اسلامی در منطقه نه صرفاً یک جریان سیاسی، بلکه بخشی از یک هویت تاریخی و تمدنی تلقی شود.
آنچه در اسناد کتابخانه‌های هند و لندن دیده می‌شود، نشان می‌دهد هویت شیعی در بسیاری از نقاط جهان تحت تأثیر مستقیم سنت‌های علمی مشهد شکل گرفته است؛ سنتی که بعدها در انقلاب اسلامی ایران نیز الهام‌بخش بود.
ایجاد وفاق میان ملیت و دیانت از هنرهای علمای شیعه بود که تأثیر مهمی در فضای بین‌المللی گذاشت. بسیاری از اندیشه‌های کهن ایرانی توسط علمای شیعه و به‌طور خاص علمای خراسان منتشر می‌شد که از آن میان می‌توان به حکمت خسروانی حاج ملاهادی سبزواری اشاره کرد.

چرا نقش مشهد در انقلاب منحصر به‌فرد است؟

مرور تجربه‌های تاریخی، پژوهش‌های میدانی و تحلیل اجتماعی نشان می‌دهد انقلاب اسلامی در مشهد بر ستون‌هایی استوار بود که طی قرن‌ها شکل گرفته بود: حضور پایدار خاندان‌های روحانی، استقلال حوزه و مقاومت در برابر سلطه سیاسی، پیوند دیانت و استقلال در اندیشه علمای خراسان، شبکه گسترده حلقه‌های علمی و فرهنگی، نقش‌های پنهان و آشکار برای حمایت از مبارزان، میراث تمدنی خراسان در جهان شیعی؛ این عناصر، مشهد را به یکی از مراکز اصلی تکوین و تداوم انقلاب تبدیل کرد؛ شهری که سنت دیرین علمی آن، هم گذشته انقلاب را ساخته و هم می‌تواند آینده آن را هدایت کند.
گفتنی است، در ابتدای این نشست تخصصی حجت‌الاسلام دکتر سید محمدامیر احمدی طباطبایی، معاون پژوهشی مؤسسه میراث فقاهت خراسان گزارشی از اقدامات این مؤسسه را در راستای احیای تراث علمای خراسان و معرفی و نشر آثار آنان ارائه کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha