بهگزارش قدس آنلاین، در روزها و ماههای جاری که اقتصاد کشور زیر فشار همزمان تنشهای بینالمللی، نااطمینانیهای سیاست خارجی و تلاطمهای منطقهای و داخلی قرار دارد، مفهوم «سرمایهگذاری» برای بخش زیادی از شهروندان معنای سنتی خود را از دست داده است. به دور از تحریف واقعیتها باید گفت در سالهای اخیر از زاویه دید بسیاری از شهروندان ایرانی، سرمایهگذاری بیش از آنکه راهی برای ثروتمند شدن باشد، تلاشی است حداقلی برای حفظ ارزش داراییهایی که اغلب با سالها کار، صرفهجویی و چشمپوشی از نیازهای روزمره جمع کردهاند.
بر اساس آخرین دادههای مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه کشور در دی ماه ۱۴۰۴ به ۴۴.۶ درصد رسیده است. این رقم برای دهکهای مختلف هزینهای، شدت متفاوتی دارد و دامنه تغییرات آن از ۴۳.۵ درصد برای دهک دهم تا ۴۶.۸ درصد برای دهک دوم نوسان میکند. بر این اساس فاصله تورمی دهکها به ۳.۳ درصد رسیده است؛ نشانهای روشن از اینکه فشار تورم، بیش از همه بر دوش گروههای کمدرآمد و متوسط سنگینی میکند.
به باور کارشناسان اقتصادی، در چنین فضایی نگه داشتن پول نقد به معنای از دست دادن تدریجی قدرت خرید است؛ اما ورود شتابزده و هیجانی به بازارهای پرنوسان هم میتواند همان اندازه و حتی بیشتر، آسیبزننده باشد. پس شاید امروز پرسش محوری این باشد که در چنین اقتصاد پرریسک و غیرقابل پیشبینیای چگونه میتوان صاحبان سرمایههای خرد را به سرمایهگذاری امنتر، عقلانیتر و متناسب با واقعیتهای ایران امروز ترغیب کرد؟
صاحبان سرمایههای خرد و تجربه ناامنی بازارها
در روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ سبد خرید خانوارهای ایرانی با رشد روزافزون تورم، تلاطم بیسابقهای را از سر میگذراند و افزایش هزینه خوراک، مسکن، حمل و نقل، درمان و... موجب شده حتی خانوارهایی که تا چند سال پیش در طبقه متوسط احساس ثبات میکردند، امروز با نگرانی به آینده نگاه کنند.
در این شرایط برای بازنشستگانی که درآمدشان افزایشی متناسب با تورم ندارد، یا کارگران یا کارمندانی که حقوق ثابت دارند، تورم بالای ۴۰ درصد به معنای کاهش واقعی کیفیت زندگی و سرمایهگذاری هم عموماً یک رفتار دفاعی و نوعی سپر در برابر فرسایش داراییهاست.
در سالهای اخیر طلا و ارز به عنوان دو پناهگاه سنتی سرمایه در اقتصاد ایران، نوسانهای شدیدی را تجربه کردهاند به طوری که جهشهای ناگهانی قیمت، دخالتهای سیاستگذار، محدودیتهای معاملاتی و شکاف میان قیمتهای رسمی و غیررسمی سبب شده این بازارها برای سرمایههای خرد، بیش از آنکه امن باشند، اضطرابآور شوند و بسیاری از شهروندان تجربه کردهاند که ورود در زمان اوج قیمت و خروج در زمان افت، چگونه میتواند پسانداز چند ساله آنها را در مدت کوتاهی تحلیل ببرد. این تجربههای تلخ، بیاعتمادی به مفهوم سرمایهگذاری را در ایران تشدید و نوعی انفعال مالی را خلق کرده که خود، در برابر تورم، پرهزینه است.
کدام ترکیب برای سرمایهها امنتر است؟
از نگاه اقتصاددانان، امنیت سرمایهگذاری برای سرمایههای خرد، تعریف واقعبینانهتری دارد و برخلاف تبلیغات رایج، سرمایهگذاری امن به معنای سود بالا و بدون ریسک نیست و چه بسا هر جا وعده سود بالا بدون ریسک داده میشود، باید زنگ خطر به صدا درآید.کارشناسان بر این باورند که سرمایهگذاری امن یعنی حفظ نسبی ارزش پول در برابر تورم، ریسک قابلپیشبینی، نقدشوندگی مناسب، شفافیت در ساز و کار و مهمتر از همه اینها کاهش استرس و تصمیمهای هیجانی و این تعریف شاید ساده به نظر برسد؛ اما دقیقاً همان چیزی است که بخش بزرگی از جامعه ایرانی به آن نیاز دارد.
بر اساس تعریفی که صاحبنظران اقتصادی از سرمایهگذاری امن ارائه میدهند، یکی از مهمترین توصیهها به سرمایهگذاران خرد در ایران، پرهیز از تمرکز کامل روی یک بازار است به ویژه که تجربه اقتصاد ایران نشان داده هیچ بازاری همواره «برنده» نیست و آنچه میتواند «ریسک» را کاهش دهد، تنوعبخشی است. بر همین اساس سبد سرمایهگذاری (حتی با مبالغ اندک) میتواند امنیتزا باشد و ترکیبی از داراییهای کمریسک و داراییهای پوششدهنده تورم، اجازه نمیدهد با نوسانهای شدید یک بازار، کل سرمایه افراد در معرض تهدید قرار گیرد.
واقعیت این است با وجود انتقادهایی که به نرخ سود بانکی در کشور وارد است، ابزارهای بانکی، سپردهها و گواهیهای سپرده همچنان لنگر آرامش سبد سرمایه و امنترین بخش سبد سرمایهگذاری برای سرمایههای خرد محسوب میشوند و این ابزارها هر چند معمولاً از تورم عقب میمانند؛ اما ثبات، شفافیت و نقدشوندگی بالایی دارند به ویژه که برای بسیاری از خانوارهای ایرانی، وجود بخشی از سرمایه در بانک به معنای اطمینان خاطر است و به عنوان «لنگر روانی» مانع تصمیمهای شتابزده در سایر بازارها میشود.
نکته قابل ذکر دیگر این است که بازار سرمایه ایران برای بسیاری از شهروندان، پیچیده و پرریسک به نظر میرسد و خاطره زیانهای سنگین سالهای گذشته، هنوز در ذهن مردم زنده است. حال آنکه صندوقهای سرمایهگذاری به ویژه صندوقهای درآمد ثابت و مختلط میتوانند نسخهای سادهتر و کمریسکتر برای حضور در بازار سرمایه و پلی میان مردم و این بازار باشند. این صندوقها با مدیریت حرفهای، تنوع دارایی و نظارت رسمی، امکان مشارکت غیرمستقیم را فراهم میآورند و برای سرمایههای خرد، بدون نیاز به دانش تخصصی یا پیگیری روزانه بازار، تعادلی میان سود و امنیت ایجاد میکنند.
واقعیت این است که هر چند طلا جایگاه خود را در سبد سرمایهگذاری ایرانیان حفظ کرده؛ اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد این پناهگاه سنتی هم از نوسانهای شدید در امان نیست و ورود هیجانی در اوج قیمت میتواند زیانبار باشد. بر این اساس کارشناسان توصیه میکنند طلا به عنوان بخشی از سبد، نه تمام آن در نظر گرفته شود و خرید تدریجی، استفاده از صندوقهای طلا و پرهیز از نگاه کوتاهمدت میتواند این دارایی سنتی را به ابزاری منطقیتر تبدیل کند.
لازم به ذکر است در کنار این ابزارهای مالی کلاسیک، فرصتهایی برای سرمایهگذاری خرد در بخشهای مولد از جمله پروژههای کوچک تولیدی و انرژی و مشارکت در کسب و کارهای محلی هم در حال شکلگیری است و این نوع سرمایهگذاریها اگرچه باید با بررسی دقیقتر همراه شوند؛ اما مزیتی مهم یعنی اتصال سرمایههای کوچک به اقتصاد مولد و واقعی را در خود دارند. برای بخشی از جامعه این نوع سرمایهگذاری افزون بر بازدهی اقتصادی، حس مشارکت و اثرگذاری اجتماعی را هم ایجاد میکند و در شرایط نااطمینانی اقتصادی، امنیتزا هستند.
سرمایهگذاری خرد؛ راهی برای مدیریت «ترس»
تحلیلگران بازارهای مالی معتقدند مسئله اصلی سرمایهگذاران خرد در ایران، ترس از آینده است. به گفته آنها در شرایط تورم بالا و بیثباتی، مردم به دنبال سودهای عجیب، یکشبه و بیدردسرد نیستند؛ بلکه عموماً میخواهند «بازنده مطلق» نباشند.
آنها تأکید میکنند وقتی تورم بالای ۴۰ درصد است، انتظار سود واقعی بالا غیرواقعبینانه است پس هدف سرمایهگذاری باید کاهش آسیبپذیری باشد و بر این اساس سبد متنوع، افق میانمدت و پرهیز از تصمیمهای هیجانی، سه اصل کلیدی برای سرمایههای خرد هستند.
زیانهایی از جنس شکنندگی سواد مالی
پژوهشگران اقتصاد رفتاری هم ریشه بسیاری از زیانهای سرمایهگذاران خرد را در ضعف سواد مالی میدانند و باور دارند بخش زیادی از تصمیمهای اشتباه، نه به دلیل نامناسب بودن بازارها؛ بلکه به خاطر سوءبرداشت از مفهوم ریسک و بازده است.
به باور آنها اگر مردم بدانند در وضعیت متلاطم اقتصادی، سرمایهگذاری قرار نیست آنها را ثروتمند کند؛ بلکه فقط قرار است ارزش پولشان را حفظ کند، رفتارشان منطقیتر میشود پس آموزش ساده درباره سبدسازی، ریسک و زمانبندی میتواند اثرگذارتر از هر بسته حمایتی دیگری باشد.
نقدشوندگی سرمایه، مهمتر از «سود» است
استادان حوزه پولی و بانکی نیز با اشاره به تجربه شوکهای فراوان در بازارهای دارایی ایران بر یک نکته کلیدی تأکید میکنند که عبارت است از اینکه سرمایههای خرد بیش از هر چیز به نقدشوندگی نیاز دارند. به گفته آنها خانوارهای ایرانی اغلب با شوکهای پیشبینی نشدهای مانند هزینه درمان، آموزش یا مسکن روبهرو میشوند و قفل شدن سرمایه حتی اگر بازده بالاتری داشته باشد، میتواند آنها را آسیبپذیر کند.طبق این تحلیلها برای سرمایهگذار خرد، داراییای که سریع و کمهزینه قابل تبدیل به پول نقد نباشد، عملاً پرریسک است حتی اگر روی کاغذ سودآور به نظر برسد.
بر همین اساس ابزارهایی مانند سپردهها، صندوقهای درآمد ثابت یا صندوقهای قابل معامله، برای این گروه اهمیت ویژهای دارند. به باور این کارشناسان بخشی از خطاهای سرمایهگذاری مردم در سالهای اخیر، ناشی از نادیده گرفتن همین اصل بوده حال آنکه وقتی درجه نااطمینانی در اقتصاد بالاست، مردم نباید سرمایههای کوچکشان را به داراییهایی اختصاص دهند که خروج از آنها دشوار یا پرهزینه است و امنیت واقعی؛ یعنی امکان تصمیمگیری دوباره در زمان بحران.
سرمایهگذاری خرد و تناسب با چرخ زندگی
پژوهشگران حوزه اقتصاد، رفاه و سیاستهای اجتماعی هم بر ضرورت توجه به معاش خانوار در توصیههای سرمایهگذاری تأکید میکنند. از نگاه آنها تجویز نسخهای واحد برای همه سرمایهگذاران خرد نه تنها کارآمد نیست؛ بلکه میتواند خطرناک باشد.
به عقیده این کارشناسان، برای گروههای آسیبپذیرتر از جمله بازنشستگان و گروههای حداقلیبگیر، اولویت با حفظ اصل سرمایه و جریان درآمدی باثبات است، نه دنبال کردن بازدههای بالاتر. این کارشناسان معتقدند سرمایهگذاری امن، زمانی معنا پیدا میکند که با واقعیتهای معیشتی مردم هماهنگ باشد و وقتی تورم بالای ۴۰درصد است، آنها تحت فشار روانی شدید قرار دارند. پس توصیههای پرریسک، حتی اگر از نظر تئوریک درست باشند، در عمل میتوانند به بیاعتمادی و زیان شهروندان ختم شوند.
این صاحبنظران باور دارند سرمایهگذاری خرد در ایران امروز یک تصمیم مالی و در عین حال اجتماعی است و اگر این تصمیم به آرامش روانی و ثبات حداقلی خانواده کمک نکند، از هدف اصلی خود دور شده است.بنا به تحلیلهای کارشناسان در ماهها و روزهای جاری هیچ گزارش صادقانهای نمیتواند تنگناها و واقعیتهای سخت اقتصاد کشور را پنهان کند و اگر سیاستگذار، ابزارهای شفاف و کمریسک را تقویت کرده و نهادهای مالی هم اعتماد عمومی را بازسازی کنند، در دل همین واقعیتها و زیر سایه تورم هم صاحبان سرمایههای خرد امکان تصمیمگیری و سرمایهگذاری امن را دارند.




نظر شما