جهان شخصیسازی شده سروش صحت در فیلمهایش، او را صاحبِ سبکی از قصهگویی و فیلمسازی در سینما کرده است؛ سبکی که او با تکرار آگاهانه مؤلفهها و تبدیل سادهترین موقعیتهای روزمره به بحرانهایی بزرگ، به آن سر و شکلی متفاوت بخشیده است.
صحت در فیلمهایش از دل اتفاقهای پیش پا افتاده، موقعیتهایی فلسفی و تأملبرانگیز بیرون میکشد و با نگاهی فانتزی و گاه سورئال، جهان را از پشت عینکی اندیشهورز به تصویر میکشد.
داستان دو فیلم پیشین او در یک جمع دوستانه میگذرد؛ چه در فیلم «جهان با من برقص» که دوستان جهانگیر به دعوت برادرش بهمن و برای آخرین تولد او دور هم جمع شدهاند و چه در «صبحانه با زرافهها» که چند دوست در شب عروسی یکی از رفقایشان درگیر ماجراهای عجیبی میشوند. صحت در دو فیلم خود در لایههای فرامتنی آنها، سادهترین مفاهیم انسانی را با نگاهی عمیق و چالشبرانگیز روایت میکند و با شوخطبعی منحصر به فردش جدیترین موقعیتها را به بازی میگیرد.
اما او در سومین فیلم خود «استخر» از فضای شلوغ و دسته جمعی دوست و فامیل فاصله گرفته و به جهان شخصی و تنهایی شخصیت اصلی قصه نزدیکتر میشود. «استخر» روایت زندگی امیر و بهار است؛ زوجی که پس از ۲۵ سال زندگی مشترک، با تصمیم ناگهانی بهار برای ترک زندگی، وارد مرحلهای تازه و بحرانی میشوند. اعلام این تصمیم در شبی معمولی و در میانه تماشای فوتبال، خود نشانهای از همان علاقه همیشگی صحت به شکستن آرامش روزمره است؛ آرامشی که بهسرعت جای خود را به فصلی تازه و سخت در زندگی میدهد.
با رفتن بهار، امیر ناچار میشود با انزوا و تنهاییای روبهرو شود که پیش از آن تجربه نکرده است. «استخر» از این حیث یک تفاوت عمده با دو فیلم قبلی او دارد؛ صحت در «استخر» بیش از پیش شخصیت اصلی را در تنگناهای فلسفی و عاطفی قرار داده و روی تنهایی او دست گذاشته است. اگرچه حضور سهیل و باباجلال (پدر بهار) و حتی حضور دوست روانپزشک او گاهی به امیر جهت میدهد اما او است که باید به تنهایی با فقدان و تغییر کنار بیاید.
صحت در «استخر» همزمان با پرداختی زودگذر به چالشها و رخوت جاخوش کرده در زندگی بهار و امیر، به پیوند میان دو نسل و رابطه میان پدر و پسر هم پرداخته و آن را موازی با ارتباط زن و مرد داستان پیش برده است. حضور باباجلال با بازی علیرضا خمسه، با همان نگاه خیاموار و جهانبینی آشنای صحت که ردپایش در تمام آثار او دیده میشود، اینجا هم به برقراری توازن و تعادل در روایت کمک کرده است. استفاده از نمادهایی چون گاو ــ که از علاقهمندیهای تکرارشونده صحت است ــ و همچنین حضور پررنگ مفهوم مرگ بهعنوان عنصر کلیدی فیلمهای او، جهان شخصیسازیشده «استخر» را کاملتر میکند؛ جهانی که در آن مرگ، نه پایان، که معنابخش زندگی است. در کنار اینها، لوکیشنهای سرسبز شمال و دریاچه کنار خانه باباجلال که استخر او شده نیز به فیلم روح و طراوت بخشیده است.
«استخر» مانند دو فیلم قبلی صحت، ویترینی از بازیگران شناخته شده دارد و فرزند صحت نیز در نقش سهیل بازی میکند، اما همچنان بار اصلی روایت بر دوش امین حیایی قرار دارد؛ بازیای که یک سر و گردن بالاتر از کلیت فیلم میایستد. با این حال، استخر در مجموع به جذابیت و تأثیرگذاری دو اثر پیشین صحت نمیرسد و میتوان آن را بسیار شخصیتر از دو اثر قبلی او دانست، اما همچنان فیلمی لطیف با ریتمی آرام است که جهانبینی سروش صحت را با خود حمل میکند.




نظر شما