تحولات منطقه

 تهران بزرگ‌ترین کلانشهر ایران و قلب تپنده سیاست، اقتصاد و فرهنگ کشور، در بیش از دو سده گذشته مسیر پرپیچ ‌و خمی از رشد، توسعه و چالش را پیموده است.

«ظرفیت ‌تکمیل است» پایتخت تاب جمعیت ندارد
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تهران بزرگ‌ترین کلانشهر ایران و قلب تپنده سیاست، اقتصاد و فرهنگ کشور، در بیش از دو سده گذشته مسیر پرپیچ ‌و خمی از رشد، توسعه و چالش را پیموده است. این شهر که در آغاز قرن سیزدهم هجری قمری به‌عنوان پایتخت انتخاب شد، در آن زمان تنها شهری کوچک با جمعیتی کمتر از ۱۵ هزار نفر بود، اما امروز جمعیتی بیش از ۱۰ میلیون نفر را در خود جای ‌داده و با احتساب حومه‌ها و مناطق پیرامونی، جمعیتی نزدیک به ۱۵ میلیون نفر را در محدوده عملکردی خود سامان می‌دهد. این تمرکز بی‌سابقه جمعیت، اگرچه نشانه‌ای از جذابیت اقتصادی و فرصت‌های شغلی پایتخت است، اما در عین‌ حال، پرسش‌های بنیادینی را درباره تاب‌آوری تهران در برابر این روند فزاینده و امکان ادامه‌دار بودن نقش پایتختی آن به وجود آورده است.
افزایش جمعیت در تهران، نه‌تنها یک پدیده جمعیت‌شناختی، بلکه مسئله‌ای چندوجهی در ابعاد اجتماعی، زیست ‌محیطی، کالبدی و مدیریتی است. فشار بر زیرساخت‌های شهری، بحران حمل‌ و نقل و ترافیک، کمبود منابع آب، آلودگی هوا و گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی از جمله نشانه‌های تنش در ساختار شهری تهران هستند. این شهر عملاً از آستانه ظرفیت زیست‌پذیری خود عبور کرده و هر گونه شوک طبیعی یا انسانی از جمله زلزله، تحریم یا بحران انرژی می‌تواند تاب‌آوری عملکردی آن را به‌شدت تهدید کند. از همین منظر، مفهوم «تاب‌آوری شهری» به‌عنوان توانایی سیستم شهری در پاسخ، سازگاری و بازیابی مؤثر در برابر بحران‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.
تهران در دهه‌های اخیر با وجود طرح‌های مختلف توسعه‌ای - از طرح جامع تا طرح تفصیلی - هنوز نتوانسته به شکل پایدار بین رشد جمعیت، توان زیرساختی و ظرفیت محیطی توازن برقرار کند. گسترش بی‌رویه افقی، تمرکز فعالیت‌های اقتصادی و وضع نابرابر توزیع خدمات شهری موجب شده فشارها بر مرکز شهر و ناحیه شمالی افزایش یابد، در حالی ‌که مناطق جنوبی و شرقی با فقر زیرساختی و ضعف خدمات روبه‌رو هستند. همین نابرابری‌ها، آسیب‌پذیری اجتماعی و فضایی شهر را در برابر بحران‌ها تشدید کرده است.
از سوی دیگر، خطر زمین‌لرزه احتمالی در پهنه تهران که در کمربند لرزه‌خیز البرز جنوبی قرار دارد، مسئله تاب‌آوری را از یک دغدغه مدیریتی به سطح یک تهدید ملی ارتقا می‌دهد. مطالعات نشان می‌دهد بخش مهمی از ساختمان‌ها و تأسیسات شهری در برابر زلزله شدید مقاومت کافی ندارند. افزون بر این، تمرکز بیش از حد مراکز سیاسی، اداری و نظامی کشور در تهران، آسیب‌پذیری ملی را افزایش داده است؛ به‌گونه‌ای که وقوع بحران در پایتخت می‌تواند کل کشور را تحت ‌تأثیر قرار دهد. با توجه‌ به این شرایط، بسیاری از کارشناسان سال‌هاست درباره ضرورت انتقال یا واگذاری بخشی از نقش پایتختی تهران به شهرهای دیگر سخن می‌گویند و ایده‌هایی نظیر ایجاد «پایتخت سیاسی جدید»، «مرکز اداری جایگزین» یا «نظام چندپایتختی» مورد بحث قرار گرفته است، اما تجربه جهانی نشان می‌دهد چنین انتقالاتی بسیار پیچیده و پرهزینه است.
در این باره با فریبرز ناطقی ‌الهی؛ استاد نمونه کشور، دانش‌آموخته دکترای مهندسی سازه از دانشگاه کلمبیای آمریکا و فوق‌تخصص در مقاوم‌سازی از مرکز اروپایی زلزله و دانشگاه آکسفورد و ویسکانسین آمریکا دقایقی به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

«ظرفیت ‌تکمیل است» پایتخت تاب جمعیت ندارد

دکتر فریبرز ناطقی‌الهی؛ بنیانگذار مقاوم‌سازی و مدیریت بحران کشور

تهران چقدر در برابر افزایش جمعیت تاب‌آوری دارد؟

واژه «تاب‌آوری» حدود ۱۰ سال است که برای شهرها به‌ویژه در مقابل سوانح استفاده می‌شود، اما ترجمه مناسبی نیست. این واژه ترجمه مستقیم واژه‌ «Resilience» است، اما متأسفانه بدون درک صحیح از مفاهیم شهری وارد ادبیات ما شده است. حقیقت این است که در شهری مانند تهران با آلودگی هوا، وسعت زیاد، بافت‌های فرسوده متنوع، ساخت‌وسازهای حجیم و خیابان‌های تنگ و باریک، دیگر «تاب‌آوری» معنا ندارد. باید از «آسیب‌پذیری» سخن گفت. تهران شهری آسیب‌پذیر است، نه تاب‌آور.
اگر از میان یک میلیون و ۲۰۰هزار ساختمان موجود در تهران، تنها درصدی در برابر زلزله توان مقاومت خود را از دست بدهد، دیگر بازگشت شهر به وضعیت عادی ممکن نیست. برای همین، استفاده از واژه «تاب‌آوری» بیشتر برای سیاستمداران و مدیران شهری مناسب است تا بتوانند ادعایی مثبت ارائه دهند. اما واقعیت این است که اگر زلزله‌ای با بزرگی ۷ریشتر در تهران رخ دهد و ۶۰ تا ۸۰ درصد ساختمان‌ها تخریب شود، دیگر سخن از تاب‌آوری بی‌معنی است.
من سال ۱۳۷۴ گزارشی درباره آسیب‌پذیری تهران به «مرکز مطالعات شهر تهران» ارائه دادم. نتایج، غیر قابل ‌تصور بود؛ حدود ۵/۱میلیون کشته و بیش از ۴میلیون مجروح در سناریو زلزله تهران. باید توجه کرد که بسیاری از مجروحان در چنین شرایطی عملاً امکان نجات نخواهند داشت؛ چراکه زیرساخت‌های امدادی و درمانی از کار می‌افتند.
تهران برای جمعیتی در حدود ۴میلیون نفر طراحی شده بود، اما امروز بیش از ۱۰ میلیون نفر شبانه و تا ۱۴ میلیون نفر در روز در آن تردد دارند. این حجم جمعیت، آسیب‌های زیادی به زیرساخت‌ها وارد کرده است. کمبود آب، برق، گاز و ترافیک سنگین نمونه‌هایی از پیامدهای همین توسعه لجام‌گسیخته هستند. مدیران شهری نیز به‌جای برنامه‌ریزی بلندمدت، بیشتر به کسب درآمد از طریق صدور مجوزهای ساخت‌وساز، مراکز خرید و طرح‌های توسعه‌ای می‌پردازند. پیامد چنین نگرشی، بی‌ثباتی شهری و آسیب‌پذیری بیشتر تهران است.
از سوی دیگر، تصمیم‌گیران در شهرداری و شوراهای شهر به دلیل دوره‌های کوتاه مدیریتی، خود را مسئول عواقب تصمیم‌هایشان نمی‌دانند. در نتیجه، رشد تهران بی‌منطق و بدون نظارت ادامه یافته است. امروز ۳میلیون نفر نیز در شهرهای اقماری اطراف تهران زندگی می‌کنند. در صورت بروز بحران، آن‌ها نخستین گروهی خواهند بود که تحت ‌تأثیر قرار می‌گیرند و بحران انسانی را تشدید می‌کنند.

تهران برای سکونت چند میلیون نفر پایه‌ریزی شده است؟

بر اساس طرح‌های شهرسازی ۵۰ سال پیش، تهران برای ۴میلیون نفر طراحی شده بود. در بهترین حالت می‌توان شهری ۶ تا ۸ میلیونی را به طور پایدار مدیریت کرد، اما اکنون جمعیت واقعی تهران بیش از ۱۲ میلیون نفر است و ۱۰ تا ۱۴ میلیون نفر شبانه‌روز در آن تردد دارند. این حجم جمعیت منجر به کمبود آب، برق، گاز، ترافیک سنگین و افزایش فشار بر زیرساخت‌ها شده است، زیرا برای تأمین نیاز این جمعیت، به برداشت بیشتر از منابع آب زیرزمینی و استفاده از امکانات سایر استان‌ها ناچار شده‌ایم؛ در نتیجه آلودگی هوا و مصرف بیش از حد از انرژی، فشار به زیرساخت‌ها افزایش ‌یافته است.
آمارها نشان می‌دهد نرخ ابتلا به سرطان در تهران به دلیل آلودگی و فشار محیطی به طور هشداردهنده‌ای رو به‌ افزایش است- به ‌طوری که در چند روز گذشته به نقل از رئیس مرکز تحقیقات سرطان وزارت بهداشت اعلام شده بود هر ۵دقیقه یک ایرانی به سرطان مبتلا می‌شود و رشد ابتلا به سرطان در ایران بالاترین نرخ در جهان را دارد - و این فاجعه یکی از نتایج مستقیم آلودگی هوا و فشار محیطی است.

آیا قوانین مؤثری برای بازآفرینی شهری یا کاهش آسیب‌پذیری وجود دارد؟ اگر دارد، آیا این قوانین اجرایی شده‌اند؟

در ظاهر بله؛ جلسات و طرح‌های فراوانی درباره آلودگی، ترافیک و بازآفرینی شهری در شهرداری برگزار می‌شود، اما در عمل هیچ‌ کدام نتیجه‌ ملموسی ندارد. کافی است به وضعیت شهر نگاه کنید- از آلودگی صدا و هوا گرفته تا بساط گستری و بی‌نظمی شهری- اگر قوانین اجرا می‌شدند، امروز شرایط نسبت به سال گذشته بدتر نبود. شهر در واقع بی‌برنامه و رها شده است.
نمونه‌های بی‌مدیریتی را هر روز می‌توان دید. به‌عنوان نمونه خودروهایی که در کنار خیابان به تعمیر مشغول‌اند، فروش غذا در صندوق‌ عقب خودرو یا دستفروشان در حاشیه اتوبان‌ها، این‌ها نشانه‌های نابسامانی شهری است. این همان شهر بی‌قانون و رهاشده‌ای است که امروز شاهد آن هستیم.

شهرهای پرجمعیت دیگر جهان چگونه توانسته‌اند با افزایش جمعیت کنار بیایند؟

در بسیاری از شهرهای دنیا مانند نیویورک، لس‌آنجلس یا پکن، رشد جمعیت بالا بود اما آن‌ها با برنامه‌ریزی شهری توانستند بحران‌ها را مهار کنند. به‌عنوان نمونه در آمریکا، شهرهایی مانند پنسیلوانیا که زمانی دچار آلودگی و ناامنی شدید بودند، اکنون از بهترین شهرهای کشورشان هستند. در مالزی نیز مناطق فقیرنشین کوالالامپور را با برنامه خیابان‌بندی و خدمات شهری سامان دادند، اما در تهران ما فقط به رشد ظاهری و ساخت‌وساز فکر کردیم، بدون برنامه برای کیفیت زندگی و نتیجه عملکرد ما، شهری بیمار و رها مانند تهران امروز است.

برخی دولتمردان معتقدند انتقال پایتخت از تهران، راه ‌حل مشکلات کنونی است. آیا این پیشنهاد عملی است؟

انتقال پایتخت در کشورهایی مانند برزیل یا پاکستان انجام شد، اما تهران با بیش از ۱۴ میلیون جمعیت شرایط متفاوتی دارد. تمرکز شدید امکانات دولتی و اقتصادی در تهران، انتقال را غیرعملی می‌کند. حتی اگر پایتخت به شهری دیگر منتقل شود، مسئولان همچنان برای زندگی و خدمات روزمره به تهران رفت ‌و آمد خواهند داشت که هزینه و ترافیک سنگینی ایجاد می‌کند. راه درست «کوچک‌سازی تهران» است، نه فرار از آن. باید مناطق را بازتعریف و جمعیت را به‌صورت درون‌زا مدیریت کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha