تحولات منطقه

عنایت بخشی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران، صبح امروز (۲۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۴) پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.

بازنشر یک گفتگوی منتشر شده با عنایت بخشی/ عادت ما شده که قدر بزرگانمان را نمی دانیم
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، عنایت بخشی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران، صبح امروز (۲۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۴) پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت؛ هنرمندی که طی بیش از چهار دهه فعالیت، با ایفای نقش‌های مکمل ماندگار در آثار شاخص، به یکی از چهره‌های قابل اعتماد و کم‌حاشیه بازیگری ایران بدل شده بود.

بخشی متولد سال ۱۳۲۴ بود و در واپسین حضور سینمایی‌اش، سال گذشته با فیلم «شاه‌نقش» در جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت؛ فیلمی که همچنان در حال اکران است و برایش دیپلم افتخار بازیگری نقش مکمل به همراه داشت.

نام عنایت بخشی در تیتراژ بسیاری از آثار مهم سینمای ایران دیده می‌شود؛ از «سگ‌کشی» و «روز واقعه» گرفته تا «ساحره»، «فریاد»، «مسافران»، «شکار»، «ترن»، «سناتور»، «سردار جنگل» و «آقای هالو». او همچنین در مجموعه‌های تلویزیونی پرمخاطبی چون «امام علی (ع)»، «پهلوانان نمی‌میرند»، «ولایت عشق»، «پلیس جوان»، «زیر تیغ» و «کلانتر» نقش‌آفرینی کرده است.

بخشی طی چهار دهه فعالیت حرفه‌ای، همکاری با فیلمسازان برجسته‌ای همچون داریوش مهرجویی، علی حاتمی، مسعود کیمیایی، داوود میرباقری و بهرام بیضایی را در کارنامه داشت و نزد بسیاری از کارگردانان به عنوان بازیگری دقیق، منضبط و قابل اتکا شناخته می‌شد.

با این حال، از ابتدای دهه هشتاد به بعد، حضور بخشی در سینما کمرنگ‌تر شد و بیش از هر چیز به فعالیت در تلویزیون و تدریس سینما برای هنرجویان پرداخت. آنچه در ادامه می‌خوانید، بازنشر گفت‌وگوی قدس با این هنرمند در مهرماه سال ۹۰ است و اکنون همزمان با درگذشت این هنرمند، بار دیگر مرور می‌شود؛ گفت‌وگویی که در آن، او صریح و بی‌پرده از دلایل فاصله گرفتنش از سینمای دهه هشتاد سخن گفته بود.

با توجه به اینکه در دهه های شصت و هفتاد، از جمله بازیگران مطرح سینمای ایران بودید اما در ده سال اخیر فعالیت سینمایی تان کمرنگ شده. اصلی ترین دلیل این مسأله چه بوده؟

سینما از ابتدای دهه هشتاد شرایط خاصی را تجربه کرد. شرایطی که باعث شد تعداد زیادی نیروی جوان وارد پروژه های فیلمسازی شده و به این ترتیب، آدمهای با تجربه ای مانند ما مجبور شدند از سینما فاصله بگیرند. به همین خاطر بوده که در طی سال های اخیر، بیشتر از سینما در تلویزیون فعال بوده ام. باور کنید بارها پیشنهادهایی تلویزیونی که به من شده، خیلی بهتر از فیلمنامه های سینمایی بوده است!

منظورتان از «کیفیت ضعیف فیلمنامه های سینمایی»، تکراری بودن آنهاست یا نقش ضعیفی که در آن فیلمنامه برعهده شما گذاشته شده بود؟

وقتی فیلمنامه خط داستانی مشخصی نداشته باشد محال است که شخصیت پردازی درستی هم داشته باشد. به عنوان کسی که با شماری از کارگردان های برتر سینمای ایران کار کرده ام این مسأله را به صراحت می گویم که محال است یک فیلمنامه ضعیف به مدد حضور یک بازیگر توانمند به یک فیلم خوب تبدیل شود. شاید یک بازیگر با تجربه بتواند با بداهه پردازی های خود، یک ارتقای نسبی در فیلم به وجود آورد اما هیچ گاه نخواهد توانست یک پروژه سینمایی را از سقوط نجات دهد، پس وقتی فیلمنامه ای را ضعیف می نامیم، یعنی نه فقط خط داستانی آن را بی ارزش دیده ایم، بلکه مطمئناً یک شخصیت پرداخت شده درست هم در آن ندیده ایم!

گفتید که سینمای دهه هشتاد مواجه شد با ورود حجم عظیمی از نیروهای جوان و همین سبب انزوای آدم‌های باتجربه ای مثل شما شد. آیا این مساله تناقضی بر روش فیلمسازی دهه های قبل تر نیست که در آن، هم برای آدمهای باتجربه جا بود هم برای جوانان؟!

در همه جای دنیا متداول است که در کنار استعدادهای جوان تأکید می کنم «استعدادهای جوان» و نه هر بی استعدادی که با رابطه وارد سینما می شود،گروهی از باتجربه های سینما را نیز برای ساخت هر پروژه ای به کار می گیرند. البته این استفاده همزمان از جوانان و پیشکسوتان، هم در پشت صحنه و هم در جلوی دوربین صورت می گیرد، یعنی همان طور که یک مدیر فیلمبرداری باتجربه از دو همکار جوان تر و با انرژی تر استفاده می کند، یک بازیگر مجرب هم در کنار یک جوان قرار می گیرد.

این روش موجب می شود که یک فضای کاری همگن برای همه فراهم آید، ضمن اینکه تبادل اطلاعات میان جوانان و بزرگترها هم صورت می گیرد. مشکل اصلی سینمای دهه اخیر ما این بود که این فضای همگن تجربه نشد و به جای آن سینما مختص شد به تعدادی نیروی تین ایجری که برخی از آنها از روش های غیرمتعارف برای ورود به سینما استفاده کرده بودند. اگر دقت کرده باشید در همین دهه، یکسری فیلم های شبیه به هم؛ دختر/ پسری در سینما رایج شد که اغلب داستان هایی عاشقانه، روایت می کردند؛ داستان هایی که تنها با تماشای یک سوم ابتدایی آنها، می شد پایان آنها را حدس زد. شکی وجود ندارد که اگر چنین فیلمنامه هایی به من هم پیشنهاد می شدند، در آنها ایفای نقش نمی کردم!

شاید یکی از دلایلی که فیلم های سالیان اخیر توانایی جذب مخاطب انبوه را ندارند، همین مسأله باشد!

مطمئناً اصلی ترین دلیل روی آوردن مخاطبان به دی.وی.دی هایی که به طرق مختلف در شبکه نمایش خانگی توزیع می شوند، همین موضوع است. برای اکثر بچه های قدیمی سخت است که با پائین آمدن کیفیت فیلمنامه ها کنار بیایند و همین مسأله نه فقط سبب ساز دور شدن آنها از سینمای حرفه ای می شود، بلکه باعث می شود که مدام فقط خاطره فیلمهای خوب گذشته را مرور کنند و بس. البته در این میان بوده اند کارگردانانی که هر از گاه، یک کار متفاوت ارائه داده اند اما این کارهای متفاوت هم، چون جزو جریان اصلی تولید نبوده اند، چنان که باید به چشم نیامده اند.

به همین دلیل است که جریان اصلی سینمای ایران بیشتر متکی می شود به کمک های ارگان های دولتی؟

بله و متأسفانه با توجه به این که بودجه های دولتی خوبی هم در اختیار فیلمسازان می گیرد اما متأسفانه فیلم های خوبی تولید نمی شود و بسیاری از فیلم ها، حتی قادر به برگرداندن هزینه های تولید خود هم نیستند، سوددهی که پیشکش! اما خوب به خاطر دارم که در گذشته، هیچ کدام از این کمک های فراوان و بودجه های هنگفت وجود نداشت ولی به لطف استقبال مخاطبان، فیلم ها به سودآوری می رسیدند و چرخ صنعت سینما می چرخید.

به عنوان بازیگری که سابقه همکاری با فیلمسازانی مانند داریوش مهرجویی، علی حاتمی و بهرام بیضایی را در کارنامه دارید، چقدر از ضعف سینمای امروز را به کم کار شدن بزرگان عرصه فیلم سازی مرتبط می دانید؟

به هر حال این عادت ما ایرانیان شده که قدر بزرگانمان را نمی دانیم تا اینکه مرگ آنها فرا برسد و آنگاه است که شروع می کنیم به مرثیه سرایی! همین حالا کارگردانان با تجربه ای را داریم که هیچ کدام از دست اندرکاران امور به سراغ آنها نمی روند تا ببینند دلیل کم کاری آنها چیست. به هر حال از یک کارگردان با کوله باری از تجربه نمی توان انتظار داشت که برای دریافت کمک مالی جهت ساخت یک فیلم به طور مرتب در راهروهای یک سازمان خاص در رفت و آمد باشد.این وظیفه دست اندرکاران سینمایی است که به سراغ پیشکسوتان رفته و از توانایی های آنها برای کمک به رشد صنعت سینمای ایران استفاده کنند، اما متأسفانه کمتر پیش می آید که چنین اتفاقی رخ دهد، تازه بسیاری از بزرگان هم نه تنها هیچ گونه حمایتی نمی شوند که به دلیل برخوردهای سلیقه ای چاره ای نمی بینند جز آنکه به اموری مانند تدریس بپردازند. ایران، هفتاد میلیون جمعیت دارد اما متأسفانه پرمخاطب ترین فیلم ما بیش از چهار میلیون نفر را به سینماها نمی کشاند و این، دلیلی ندارد جز آنکه فیلم ها، مخاطب را راضی نمی کنند و این مساءله به نوبه خود، به رکود سینمای ایران منجر شده است.

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha