تنشها در خلیج فارس بر سر یمن، سودان و رقابتهای منطقهای گستردهتر، تعادل حساس میان متحدان ایالات متحده را به خطر انداخته و شاید به همین دلیل است که لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی از عربستان سعودی و امارات متحده عربی خواسته است اختلافات اخیر خود را حل کنند. اختلاف میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی که از سالها پیش آغاز شده و در ماههای اخیر شدت گرفته، با اظهارات جنجالی لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا دوباره مورد توجه جهانی قرار گرفته است. گراهام در کنفرانس امنیتی مونیخ با بیان اینکه «کافی است عربستان، کافی است. از این مزخرفات خسته شدهام. محمد بن زاید صهیونیست نیست و شما با این اختلاف، ایران را جسور میکنید!» اعلام کرد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان باید اختلاف خود با امارات را متوقف کند.
میانجیگری مصر و واکنش امارات
در همین زمینه روزنامه الاخبار گزارش داد مصر از چند هفته پیش در حال میانجیگری میان ریاض و ابوظبی است و عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر پیام عربستان را به محمد بن زاید منتقل کرده است. عربستان خواستههای مشخصی مطرح کرده که شامل توقف حمایت امارات از جداییطلبان جنوب یمن، تحویل عناصر تحت پیگرد به دولت مرکزی یمن، قطع حمایت از نیروهای واکنش سریع در سودان و توقف حمایت از تحرکات اتیوپی در قبال سومالیلند است. علاوه بر این، ریاض خواستار سفر رئیس امارات به عربستان و دیدار با محمد بن سلمان شده است تا روابط دو کشور به صورت رسمی بازسازی شود. با این حال، ابوظبی خواستههای عربستان را «غیرقابل اجرا» و در راستای «تضعیف نقشآفرینی امارات» توصیف کرده است.
این وضعیت نشان میدهد اختلافات میان دو متحد سنتی خلیجفارس نه تنها نظامی، بلکه بر پایه رقابتهای سیاسی و نفوذ منطقهای شکل گرفته و مدیریت آن نیازمند دخالت یک بازیگر ثالث، در این مورد مصر، است.
یمن و سودان؛ صحنه بازی قدرت
در یمن، روابط عربستان و امارات بهشدت تیره شده است. عربستان در دسامبر گذشته علیه متحدان امارات در این کشور ضدحمله انجام داد و از آن زمان تلاش میکند نیابتیهای ابوظبی را از یمن اخراج کند. این درگیریها بحران انسانی گستردهای به همراه داشته و میلیونها نفر آواره و صدها هزار نفر کشته شدهاند. در سودان نیز رقابت مشابهی مشاهده میشود. عربستان همراه با ترکیه و مصر، از ارتش سودان حمایت میکند، در حالی که نیروهای شبهنظامی «واکنش سریع»(RSF) که مورد حمایت امارات هستند، علیه آن میجنگند. این درگیریها نیز با اتهامات جدی علیه نیروهای واکنش سریع و ارتش، ازجمله قتلهای خارج از چارچوب قانونی و شکنجه همراه بوده است.
مسئله اسرائیل و فشار رسانهای
یکی دیگر از جنجالیترین ابعاد اختلاف، روابط امارات با اسرائیل است. امارات در سال ۲۰۲۱، در چارچوب توافقات ابراهیم و با میانجیگری آمریکا، روابط خود با اسرائیل را عادی و حمایت خود را از این کشور اعلام کرد. این اقدام با واکنش تحلیلگران سعودی مواجه شد و برخی آن را به عنوان نوعی تهدید علیه هویت عربی و اسلامی قلمداد کردند.
امارات برای مقابله با انتقادها، گروههای لابی طرفدار اسرائیل ازجمله کمیته آمریکایی-یهودی را تحت فشار قرار داد تا عربستان را محکوم کنند. اظهارات گراهام مبنی بر اینکه محمد بن زاید صهیونیست نیست، نشاندهنده حساسیت آمریکا به این موضوع و نقش فشار رسانهای و سیاسی در رقابتهای خلیج فارس است.
پیامدهای استراتژیک و امنیتی
گراهام ضمن تأکید بر نگاه کلان آمریکا مدعی شد اختلاف عربستان و امارات نه تنها امنیت منطقه را تهدید میکند، بلکه با جسورتر کردن ایران! ثبات خلیجفارس را به خطر میاندازد. یمن و سودان هر دو صحنه درگیریهای پیچیده با پیامدهای انسانی و ژئوپلیتیک گسترده هستند و آمریکا باید نقش مدیریت بحران و کنترل نفوذ ایران را همزمان با حمایت از متحدان خود ایفا کند.
تنش میان عربستان و امارات نشان میدهد حتی متحدان سنتی خلیج فارس میتوانند وارد رقابتهای خطرناک شوند. این رقابتها میتواند پیامدهای انسانی و ژئوپلیتیک گستردهای در منطقه خلیج فارس به همراه داشته باشد و ثبات خاورمیانه را به خطر بیندازد. میانجیگری مصر، واکنش امارات و فشارهای آمریکا بهویژه از سوی لیندسی گراهام، تلاش برای کنترل بحران و مدیریت اختلافات را برجسته میکند.



نظر شما