در فاصلهای کوتاه تا مقدماتی جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا، امید روانخواه بهعنوان سرمربی انتخاب شد؛ انتخابی که در ابتدا قابل دفاع به نظر میرسید اما حذف در مرحله گروهی، آن هم بدون حتی یک گل زده مقابل کرهجنوبی، ازبکستان و لبنان، نگاهها را به سمت نیمکت برگرداند.
با این حال، مسئله فقط نام سرمربی نیست. تجربه دو دهه اخیر نشان داده تیم امید قربانی یک ساختار معیوب است، نه صرفاً یک انتخاب فنی اشتباه. اگر همین امروز هم مربیانی در سطح پپ گواردیولا، ژوزه مورینیو یا میکل آرتتا هدایت تیم را بر عهده بگیرند، با همین شیوه آمادهسازی دقیقه نودی، اردوهای مقطعی و فقدان برنامه میانمدت، نتیجهای متفاوت تضمین نمیشود.
فوتبال ملی در رده امید با «مدیریت پروژهایِ کوتاهمدت» به جایی نمیرسد؛ این سطح نیازمند برنامهریزی چرخهای، هماهنگی کامل با لیگ و باشگاهها و تعریف دقیق مأموریت است.اکنون کمتر از دو سال تا بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا باقی مانده و هنوز مشخص نیست تیم امید با چه ساختاری و چه کادر فنی قرار است در این رقابتها حاضر شود.
اگر قرار بر ادامه همکاری با امید روانخواه است، فدراسیون باید صریح و رسمی از او حمایت کند و ابزار فنی لازم را در اختیارش بگذارد. اگر هم تصمیم به تغییر وجود دارد، این تصمیم باید فوری و بر اساس یک معیار شفاف اتخاذ شود، نه در آستانه مسابقات.
سالهاست تصور میشود با سپردن تیم امید به مربیان جوان و کمتجربه میتوان طلسمشکنی کرد؛ در حالیکه مسئله اصلی «نام روی نیمکت» نیست، بلکه «مدل حکمرانی بر تیم» است. تا زمانی که تیم امید در اولویت واقعی تقویم و بودجه فوتبال ایران قرار نگیرد، انتظار صعود به المپیک یا قهرمانی آسیا بیشتر شبیه خوشبینی است تا تحلیل واقعبینانه. تراژدی تیم امید، محصول تکرار یک بیاعتنایی مزمن است؛ و با تداوم همین سیاق، پایان متفاوتی هم در انتظار نخواهد بود.



نظر شما