در فوتبال دنیا جمله معروفی وجود دارد که «هیچ بازیکنی بزرگتر از باشگاه نیست». جملهای که مدیران برای اطمینان دادن به هواداران تکرار میکنند تا بگویند نشان باشگاه، هویت جمعی و اعتبار تاریخی آن همیشه در اولویت است. اما در ماجرای اخیر تراکتور شجاع خلیلزاده و اسکوچیچ، آنچه در عمل رخ داد، این شعار را از یک اصل مدیریتی به یک جمله تزئینی تبدیل کرد.
ماجرا از درگیری میان خلیلزاده و اسکوچیچ پس از شکست تراکتور در مقابل السد آغاز شد. روایتها درباره جزئیات متفاوت است؛ مشاجرهای لفظی، بیاحترامی ادعاشده و فضایی ملتهب در رختکن که از یک اختلاف فنی ساده فراتر رفت. در فوتبال حرفهای، مسئله فقط درگیری نیست؛ مهمتر از آن، واکنش باشگاه به چنین اتفاقی است که آیا انضباط را برای صیانت استانداردهایی که تعیین کرده حفظ خواهد کرد یا نه.
اسکوچیچ، بنا بر شواهد، تلاش کرده همان خط قرمز را مشخص کند. اتمامحجت او به مدیران روشن بود: یا برای حفظ اقتدار کادر فنی و فرهنگ رختکن، اقدام انضباطی مشخصی در مقابل شجاع صورت بگیرد، یا او تصمیم دیگری خواهد گرفت. همه میدانستیم منظور او از تصمیم دیگر همان استعفا خواهد بود؛ چون اعتبار یک سرمربی سرمایه اصلی او است. بهخصوص اسکوچیچ که یک بار پیش از این به اعتبارش بعد از عملکرد بسیار خوب در تیم ملی فوتبال، ضربه بدی وارد شده بود و این بار دیگر نمیخواست اعتبارش پس از عملکرد درخشان به عنوان سرمربی تراکتور را به بازی بگیرند.
با این حال، باشگاه تراکتور مسیر دیگری را انتخاب کرد. خبری از محرومیت رسمی یا بیانیه شفاف انضباطی منتشر نشد. باشگاه به نظر میرسد، ترجیح داد موضوع را در سکوت یا با میانجیگری داخلی مدیریت کند. نتیجه اما روشن بود و اسکوچیچ طبق وعدهاش استعفا کرد.
در همین نقطه است که آن جمله مشهور معنا پیدا میکند. اگر هیچ بازیکنی بزرگتر از باشگاه نیست، باشگاه باید در عمل نیز چنین رفتاری نشان دهد. وقتی اقدام انضباطی صورت نمیگیرد و در عوض سرمربی میرود، این پیام واضح به رختکن فرستاده میشود که نفوذ یک بازیکن از اقتدار مربی مهمتر است. بیایید امیدوار باشیم که مدیریت تراکتور فقط مسئله فنی در خصوص شجاع را بهانه قرار دهد و موضعگیریهای حاشیهای شجاع در خارج از زمین در چند وقت اخیر و فشار نهادی خارج از باشگاه تراکتور، دلیل گرفتن چنین تصمیم عجیبی نباشد. تصمیمی که برچسبی به باشگاه تراکتور میزند که به این زودیها کنده نمیشود. باشگاه شاید فکر کند با کسب چند نتیجه خوب، اتفاقی نمیافتد، اما حافظه فوتبال آنقدر قوی است که یک جا در زمانی که فکرش را نمیکنند این پشت کردن به استانداردهای اصلی فوتبالی و باشگاهداری یقهشان را خواهد گرفت.
درواقع مربی بزرگ بعدی که میخواهد در ابتدای فصل آینده هدایت تراکتور را به عهده بگیرد به نخستین چیزی که فکر میکند این است که در این باشگاه بازیکنانی وجود دارند که بزرگتر از من هستند و نمیتوانم به آنها بگویم بالای چشمشان ابرو است!
داستان شجاع و اسکوچیچ فقط درخصوص یک درگیری نبود؛ درباره حکمرانی باشگاه تراکتور بود. باشگاهی که از اصول خود دفاع میکند، حتی اگر از خارج از زمین به آنها فشاری وارد شود، شاید هزینه کوتاهمدت بدهند، اما در بلندمدت ثبات بیشتری دارند.
تراکتور میتواند از دست دادن اسکوچیچ را از لحاظ فوتبالی تحمل کند؛ شاید حتی هنوز هم دوباره قهرمان لیگ شوند، اما آنچه به سختی قابل جبران است، از دست دادن این باور است که نشان این باشگاه مردمی بالاتر از هر نامی قرار ندارد.
۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۲
کد مطلب: ۱۱۳۱۳۷۲
در فوتبال دنیا جمله معروفی وجود دارد که «هیچ بازیکنی بزرگتر از باشگاه نیست». جملهای که مدیران برای اطمینان دادن به هواداران تکرار میکنند تا بگویند نشان باشگاه، هویت جمعی و اعتبار تاریخی آن همیشه در اولویت است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما