امروز سالروز آغاز عملیات ویژه روسیه در اوکراین است و حالا وارد پنجمین سال درگیری این دو کشور شدهایم. اکنون میتوان ادعا کرد این درگیری به یکی از طولانیترین و پرهزینهترین بحرانهای امنیتی اروپا پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شده است. درگیری که هرچه از شروع آن میگذرد بیشتر معلوم میشود در یک طرف آن روسیه قرار دارد و در طرف دیگر آن ناتو. حالا شاید حتی بهتر بتوان درک کرد چرا روسیه از نزدیکشدن ناتو به مرزهایش ناخرسند بود و به همین دلیل هم اقدام به آغاز عملیات در اوکراین کرد.
همهچیز از یک انقلاب مخملی آغاز شد
ریشههای بحران میان دو کشور به سال۲۰۱۴ بازمیگردد. پس از آغاز انقلاب مخملی مورد حمایت اتحادیه اروپا در اوکراین (نوامبر ۲۰۱۳ تا فوریه ۲۰۱۴) و سرنگونی دولت ویکتور یانوکوویچ (که روابط نزدیکی با روسیه داشت) مسکو واکنش نشان داد. در مارس ۲۰۱۴، نیروهای روسی بدون نشان رسمی، کریمه را اشغال و سپس ضمن برگزاری یک همهپرسی عمومی، این محدوده را به خاک روسیه الحاق کردند. اقدامی که تحریمهایی را برای روسیه به دنبال داشت، اما این کشور را منصرف نکرد.
همزمان، در منطقه دونباس (دونتسک و لوهانسک) جداییطلبان طرفدار روسیه قیام کردند و جنگی هشتساله آغاز شد که تا پیش از ۲۰۲۲ بیش از ۱۴هزار کشته برجای گذاشت. توافقهای مینسک (۲۰۱۴ و ۲۰۱۵) برای آتشبس و اعطای خودمختاری به مناطق شرقی امضا شد، اما هیچگاه به طور کامل اجرا نشد، چرا که دولت کییف هیچوقت واقعاً بنایی بر حل کردن ماجرا نداشت. در سالهای پس از آن، ولادیمیر پوتین بارها اوکراین را بخشی از حوزه فرهنگی و تاریخی روسیه دانست و گسترش ناتو به شرق را تهدیدی برای امنیت ملی روسیه توصیف کرد. اوکراین اما پس از ۲۰۱۴ به سمت غرب گرایش یافت، اصلاحات دموکراتیک و نظامی انجام و پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو را در دستورکار قرار داد.
این اقدام دولت کییف بهعنوان آخرین میخ بر تابوت اعتماد روسیه به این کشور تلقی شد و پس از برگزاری مسابقات جامجهانی در سال ۲۰۱۸ در مسکو، پوتین رسماً وارد فاز تقابل جدی با عوامل ناامنیساز در پیرامون مرزهای خود شد.
در اواخر ۲۰۲۱ و اوایل ۲۰۲۲، روسیه نیروهای گستردهای (بیش از ۱۰۰هزار نفر) در مرزهای اوکراین مستقر کرد. پوتین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ «عملیات ویژه نظامی» را برای «غیرنظامیسازی و نازیزدایی» اوکراین اعلام کرد. اهداف اولیه شامل تغییر دولت و جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو عنوان شد.
جنگ با حمله از شمال (از طریق بلاروس)، شرق و جنوب آغاز شد. نیروهای روسی در هفتههای نخست به نزدیکی کییف رسیدند، اما مقاومت شدید اوکراینیها، مشکلات لجستیکی و حمایت غرب موجب عقبنشینی روسیه از شمال (کییف، چرنیهیف، سومی) در آوریل ۲۰۲۲ شد. تمرکز روسیه سپس به شرق و جنوب معطوف شد: اشغال کامل لوهانسک، بخشهای وسیعی از دونتسک، خرسون و زاپوریژیا. در سپتامبر ۲۰۲۲، اوکراین ضدحملهای موفق در منطقه خارکیف انجام داد و بخشهایی را آزاد کرد؛ خرسون نیز در نوامبر همان سال آزاد شد. در ۲۰۲۳، ضدحمله بزرگ اوکراین چندان موفق نبود و جنگ به حالت فرسایشی درآمد. روسیه در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ با هزینههای انسانی و مادی، پیشرفتهای آهستهای در دونباس (مانند اطراف پوکر و آودیئیکا) داشت. این درگیری با حملات پهپادی گسترده، تخریب زیرساختها و بحران انسانی همراه بوده و همچنان ادامه دارد.
در آستانه پنجمین سال
حالا جنگ وارد پنجمین سال خود شده و همچنان در مرحله فرسایشی است. روسیه پیشرفتهای محدودی دارد (متوسط ۱۵ تا ۷۰ متر در روز در جبهههای اصلی)، اما با تلفات بسیار بالا همراه است.
برآوردهای منابع غربی (مانند گزارش CSIS در ژانویه ۲۰۲۶) ادعا میکند روسیه از فوریه ۲۰۲۲ تا دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۲۷۵هزار کشته داشته است و در مجموع یکمیلیون تلفات (کشته، زخمی، مفقود). تلفات غیرنظامی روسیه حدود ۷هزار نفر گزارش شده است.
از طرفی گفته میشود اوکراین هم حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تلفات نظامی (۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار کشته) متحمل شده است. مجموع تلفات دو طرف ممکن است تا بهار ۲۰۲۶ به ۲میلیون برسد. تلفات غیرنظامی اوکراین بیش از ۱۵هزار کشته و ۴۱ هزار زخمی (تا ژانویه ۲۰۲۶، طبق اعلام سازمان ملل) است.
هرچند این اعداد را باید در هالهای از ابهام بررسی کرد اما در هر صورت بهعنوان اعدادی از سوی مراجعی که ادعای استقلال دارند قابل ملاحظه است.
در حوزه اقتصادی هم گفته میشود عملیات ویژه روسیه در اوکراین تاکنون حدود ۵.۱درصد تولید ناخالص داخلی این کشور (بیش از ۱۳۷ میلیارد دلار در ۲۰۲۵) هزینه داشته است و البته تحریمها فشار بیشتری وارد کردهاند. اوکراین خسارت زیرساختی بیش از ۱۵۷میلیارد دلار (تا ۲۰۲۴) دیده، تولید ناخالص داخلی اولیهاش ۳۰-۲۰ درصد کاهش یافته، اما اقتصاد این کشور با کمک غرب تا حدودی تثبیت شده؛ هرچند همچنان حدود یک سوم بودجه ۲۰۲۵ این کشور مصروف امور دفاعی بوده است.
اما مسئله اصلی را باید مناطق جغرافیایی در اختیار روسیه دانست. مسکو حدود ۲۰-۱۹ درصد خاک اوکراین (تقریباً ۱۱۶تا۱۲۰ هزار کیلومتر مربع) را کنترل میکند، شامل کریمه (از ۲۰۱۴)، بخشهای عمده دونتسک و لوهانسک و قسمتهایی از زاپوریژیا و خرسون.
تلاشهای دیپلماتیک (بهویژه با میانجیگری آمریکا در دوران ترامپ) ادامه دارد، اما پیشرفت چشمگیری نداشته است. دیدارهای ژنو (فوریه ۲۰۲۶) کوتاه و بدون نتیجه عمده بود. ترامپ بر پایان سریع جنگ تأکید دارد، اما روسیه بر خواستههای حداکثری (خنثیسازی اوکراین، به رسمیت شناختن مناطق اشغالی) پافشاری میکند. اروپا (فرانسه، آلمان، بریتانیا، لهستان) بر تضمینهای امنیتی قوی برای اوکراین و عدم امتیازدهی عمده اصرار دارد. مذاکرات آمریکا-روسیه (مانند آلاسکا ۲۰۲۵) مبهم مانده و اروپا نگران به حاشیه رفتن است. زلنسکی، روسیه را به تعلل متهم میکند و تا فوریه ۲۰۲۶ آتشبس پایداری برقرار نشده است. پوتین همچنان بیخیال است و با تکیه بر مناطقی که در اختیار دارد دست برتر را در میز مذاکره مال خود کرده است.
نگاهی به اتحادیه اروپا
اما یکی از موضوعات جذاب میتواند موضع کشورهای اتحادیه اروپا در نسبت با روسیه باشد. این کشورها در قبال جنگ اوکراین و روابط با روسیه طیف متنوعی از دیدگاهها را دارند. این تقسیمبندی را میتوان بر پایه سیاستهای کمک نظامی، تحریمها، موضع در مذاکرات و نظرسنجیهای عمومی (مانند ECFR و YouGov تا ۲۰۲۶) انجام داد و اتحادیه را به سه گروه اصلی تقسیم کرد: حامیان سرسخت اوکراین (هاوکیش/ضد روسیه قوی)، حامیان معتدل یا همان محافظهکار و گروههای نزدیکتر به روسیه.
حامیان سرسخت اوکراین (هاوکیش): کشورهای شرقی و شمالی در این دسته پیشتازند، چرا که در خط مقدم درگیری با روسیه قرار گرفتهاند. لهستان تاکنون بیشترین کمک نظامی و پناهندگی را ارائه داده و بر شکست استراتژیک روسیه تأکید دارد. کشورهای بالتیک (لتونی، لیتوانی، استونی)، فنلاند و سوئد (پس از پیوستن به ناتو) روسیه را تهدید وجودی میدانند و بیشترین درصد تولید ناخالص داخلی را به کمک اختصاص میدهند. دانمارک، چک و رومانی نیز در این گروه حمایت قوی میکنند. این کشورها همچنین اغلب نگران کاهش حمایت آمریکا هستند و بر تقویت دفاع اروپا و فشار حداکثری بر روسیه اصرار دارند.
محافظهکارها: آلمان، فرانسه، هلند، اسپانیا و ایتالیا در این دسته قرار میگیرند. هرچند در مجموع این کشورها نگرانیهای امنیتی و گفتمانی نسبت به پیروزی روسیه دارند و تمایلشان شکست نهایی روسیه است. آلمان کمکهای قابل توجهی (تانک Leopard، سیستمهای دفاع هوایی) کرده، اما در ارسال تسلیحات دوربرد (مانند Taurus) محتاط است. فرانسه (مکرون) ابتکاراتی برای نیروهای صلحبان پیشنهاد داده و بر حفظ کانالهای گفتوگو با مسکو تأکید دارد. ایتالیا و اسپانیا حمایت میکنند، اما به هزینههای اقتصادی داخلی حساساند و گاهی بر مذاکره سریعتر اصرار دارند. این گروهها حمایت از اوکراین را ادامه میدهند، اما کمتر از شرقیها رادیکالاند و بر تعادل میان فشار و دیپلماسی تمرکز دارند.
گروههای نزدیکتر به روسیه یا مخالف سختگیری: مجارستان برجستهترین است؛ اغلب تحریمها را وتو میکند یا به تأخیر میاندازد، روابط نزدیک با مسکو را حفظ کرده و کمک نظامی به اوکراین نمیدهد. اسلواکی (پس از بازگشت فیکو) گاهی مواضع مشابه دارد و کمکها به اوکراین را کاهش داده است. اتریش (به دلیل بیطرفی سنتی) و گاهی یونان یا بلغارستان نیز کمتر سختگیرند و بر مذاکره و کاهش تنش تأکید میکنند. نظرسنجیها نشان میدهد در ایتالیا و یونان تمایل بیشتری به امتیازدهی سرزمینی به روسیه وجود دارد.
این تقسیمبندی در ۲۰۲۶-۲۰۲۵ با فشارهای ترامپ و مذاکرات جاری تشدید شده است و در نتیجه آن، شرقیها بر وحدت و حمایت حداکثری از اوکراین تأکید دارند، در حالی که برخی غربیها نگران هزینهها و خستگی عمومیاند. اما در نهایت اتحادیه اروپا بهطور کلی تحریمها را تمدید کرده و کمک به اوکراین را ادامه میدهد، اما حالا پس از چهار سال، دیگر وحدت کاملی در کار نیست و اختلافات داخلی همچنان چالشبرانگیز است. حتی وام ۹۰میلیارد دلاری که بهتازگی در این اتحادیه برای اعطا به اوکراین تصویب شد، در هالهای از ابهام قرار گرفته تا جایی که وزیر امور خارجه سوئد در مصاحبه با یورونیوز تأخیرها در تحریمهای اتحادیه اروپا یا حمایت از اوکراین را شکستی برای اتحادیه دانسته است.




نظر شما