در دو روز گذشته دانشگاههای کشور شاهد تجمعهای مختلفی برای بزرگداشت شهدای دانشجو و چهلم جانباختگان فتنه آمریکایی صهیونیستی دی ماه بود؛ تجمعهایی که مثل دهههای گذشته عدهای از این بستر استفاده کرده و شعارهایی هنجارشکنانه سر دادند؛ اما این بار تجمعها به شعارهای مختلف در دوقطبی همیشگی خلاصه نشد، شاید چون همه گروههای دانشجویی کشتهشدگان به دست مستقیم یا غیرمستقیم دشمنان ایران عزیز را متعلق به خودشان میدانستند. این بار فقط شعار کافی نبود، پرتاب بطری شیشهای، سنگ و حتی کشف سلاح سرد از برخی دانشجویان حاضر در تجمع و مجروحیت دانشجویان و تخریب در برخی دانشگاهها، خط قرمزهایی بود که تا پیش از این با چنین فراوانی و تکثری در تجمعهای دانشجویی دیده نشده بود. اتفاقاتی که پیش از این با غلظت خیلی بیشتر در ۱۸ و ۱۹ دی ماه در خیابانهای شهرهای زیادی از کشور تجربه شده بود، در نمونهای جزئی راه به دانشگاهها پیدا کرده است.
دانشگاه فردوسی مشهد هم در این دو روز از درگیری و تجمع دانشجویی دور نبوده است به حدی که عصر یکشنبه برخی رسانههای فارسیزبان خارجی دروغ بزرگ خودشان را درباره این دانشگاه به خورد مخاطبان دادند و اعلام کردند نیروهای فراجا برای دستگیری دانشجویان وارد دانشگاه شدهاند، در حالی که یکشنبه شب فراجا در اطلاعیهای ورود نیروهای خود به هر دانشگاهی در سطح کشور از جمله فردوسی مشهد را تکذیب کرد.
دوشنبه اما حمایت از وطن، پرچم و فریاد آزادگی در دانشگاه فردوسی مشهد پررنگتر بود از هر شعار دیگری. دانشجویان از ساعت ۱۳ بر مزار شهدای گمنام دانشگاه فردوسی مشهد جمع شدند و پس از برگزاری تجمع، در خیابانهای دانشگاه راهپیمایی کردند و با شعارهایی از جمله «آزاده باش دانشجو/ حرفتو علمی بگو»، «دانشجو میمیرد/ وطن نمیفروشد» و «دانشجوی ایرانی، مخالف ویرانی» موضع خود را مشخص کردند. در گوشهای دیگر از دانشگاه نیز برخی از دانشجویان انقلابی مانند ایام محرم دم گرفتند و با اشعاری متفاوت سینه میزدند؛ «جمهوری اسلامی ایران حرم ماست/ ایران وطن ماست ایران وطن ماست/ پیراهن خونین شهیدان کفن ماست/ ایران وطن ماست ایران وطن ماست».
البته در این میان برخی دیگر از دانشجویان نیز با تجمع و تقابل در برابر این راهپیمایی، به شعارهای هنجارشکنانه خود پرداختند. حال پرسش اصلی این است که مگر دانشگاه راهنمای جامعه نبود؟ پس چرا امروز جامعه راهنمای دانشگاه و دانشجویان شده و همان خشونتها و روش هیاهو و فریاد در کف جامعه که بعید است خواستهای را تبیین کند یا منجر به اصلاح شود، به دانشگاه رسیده است؟
باید اعتراض همراه با گفتوگو را نهادینه کنیم
عباس شیخالاسلامی، عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در گفتوگو با طوس در این باره اظهار کرد: اعتراض حق مردم و دانشجویان است. اصل ۲۷ قانون اساسی این اجازه را به مردم میدهد که بدون حمل سلاح و بدون مغایرت با مبانی اسلامی بتوانند اعتراض کنند. متأسفانه در سالهای متمادی، زمینههای لازم برای برگزاری اعتراضات دانشجویی مسالمتآمیز فراهم نشده است. اگر دانشگاهها فضایی برای کرسیهای آزاداندیشی ایجاد میکردند، مناظرات برگزار میشد و گروههای مختلف در دانشگاهها با هر گرایش فکری یکدیگر را تحمل میکردند، به هم برچسب نمیزدند و فضای آزادی را برای گفتوگو به وجود میآوردند، اکنون هر گونه اجتماع و اعتراضی با درگیری، خشونت و ناهنجاری همراه نمیشد.
او گفت: دانشجویان از وضعیت موجود ناراضی هستند؛ بهویژه پس از اتفاقاتی که در دی ماه رخ داد، معترض هستند و حق هم دارند که اعتراضشان را بیان کنند. البته این اعتراضات باید با اعتراضات سایر مردم متفاوت باشد. به اعتقاد من، برگزاری مناظرات میان گروههای فکری مختلف در دانشگاهها با امنیت کامل پس از صحبت، میتواند به ایجاد محیطی امن و آرام کمک کند و از اعتراضات همراه با تنش و درگیری، برخوردهای فیزیکی و تخریب و آتش زدن اموال عمومی جلوگیری به عمل بیاورد.
شیخالاسلامی خاطرنشان کرد: دانشجویان، استادان و مدیریت دانشگاه باید حرمت محیط دانشگاه را حفظ کنند. دانشگاهها نیز باید آستانه تحمل خودشان را بالا ببرند و نهادهای بیرونی نیز باید از مداخله پرهیز کنند؛ چرا که استادان و مدیریت دانشگاه میتوانند دانشگاه را کنترل کنند. دانشجویان باید موازین و چارچوبها را رعایت کنند تا بتوانیم اعتراض همراه با گفتوگو را نهادینه کنیم تا باب اعتراض و اجتماعات در دانشگاهها بسته نشده و استبداد فکری ایجاد نشود و از طرفی هم هرج و مرج، بینظمی، خشونت و برخوردهای فیزیکی به وجود نیاید.
این استاد دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در پایان متذکر شد: وظیفه مدیریت دانشگاه و استادان است که دانشجویان را راهنمایی کرده و وظیفه دانشجویان است که تقدس محیط دانشگاه را رعایت کنند؛ چرا که دانشگاه قلب تپنده جامعه است و به قول شهید بهشتی دانشجو، مؤذن جامعه است و اگر خواب بماند، جامعه خواب میماند.
دانشجویان باید به مطالبهگری عالمانه از منابع قدرت بپردازند
محمدرضا آرام، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد نیز در گفتوگو با طوس با بیان اینکه باید تفاوتهایی میان اعتراضات دانشجویی و سایر افراد جامعه وجود داشته باشد، اظهار کرد: نخستین تفاوت این است که دانشجویان قشر فرهیخته هستند و باید نسبت به سایر افراد جامعه که دغدغه و فرصت کافی برای تحصیل علم را ندارد، متفاوت باشند. بنابراین اگر دانشجویی قصد اعتراض دارد، باید این کار را با ادب، متانت و آگاهی بیشتری انجام دهد. دانشجو همراه با اعتراض، به صورت فعال و پویا راهکار ارائه میدهد؛ اما معترضی که در کف خیابان حضور دارد، لزوماً راهکاری برای اصلاح وضع موجود ندارد.
او با اشاره به اینکه دومین تفاوت، محتوای اعتراض است، متذکر شد: محتوای اعتراض دانشجو در وضع مطلوب غنی و پربار است. دانشجویی که اعتراض میکند، اهل گفتوگو است و توانایی شنیدن نظرات مخالف را دارد. در حالی که بسیاری از افراد جامعه، به دلیل نداشتن قدرت صحبت، تحمل شنیدن سخنان مخالف را ندارند؛ اما از دانشجو انتظار میرود که هم با مدارا و بردباری قدرت شنیدن داشته باشد و هم بخواهد با گفتوگو کردن بسیاری از مسائل و مشکلات خودش را حل کند.
این استاد دانشگاه فردوسی مشهد گفت: افزون بر این، دانشجویان باید به مطالبهگری عالمانه از منابع قدرت بپردازند و نقاط ضعف را شناسایی کنند. همچنین از مسئولان و کسانی که در وظایف خود کوتاهی کردهاند، بابت کمکاریها و کوتاهیهایشان مطالبهگری داشته باشند. در حالی که ممکن است عموم مردم نتوانند مشکلات اقتصادی و عوامل دخیل در آن را به درستی تشخیص دهند؛ اما از دانشجویان انتظار میرود که ریشه این مشکلات را شناسایی کرده و متناسب با سهمی که دولتمردان و مسئولان در مشکلات و کوتاهیها داشتند، مطالبهگری کنند و خواستههای خود را با نوشتن بیانیه، نامه و درخواست از مسئولان برای حضور در دانشگاه مطرح کنند.
آرام خاطرنشان کرد: متأسفانه در روزهای اخیر شاهد اعتراضاتی در دانشگاهها بودهایم که با این سطح مطلوب فاصله زیادی دارد و در مواردی مانند اعتراضات خیابانی و گاهی بدتر از اعتراضات خیابانی شده است. این وضعیت به کاهش اعتبار فضای دانشگاه منجر میشود و آن را به فضایی مشابه خیابانها تنزل میدهد.
وی عنوان کرد: برای بهبود این وضعیت، نیازمند راهکارهایی هستیم. یکی از این راهکارها مربوط به مسئولان دانشگاه و وزارت علوم است که باید بسترهای لازم را در محیط دانشگاه فراهم کنند. مسئولان دانشگاه نباید نسبت به وضع موجود ساکت باشند یا خودشان را بیطرف قلمداد کنند؛ چرا که در این وضعیت، بیطرفی معنایی ندارد. مسئولان باید بستر مناسب برای گفتوگو و تعامل را فراهم بیاورند. اگر استاد بستر گفتوگو را در کلاس درس فراهم کند، کار مطلوبی است؛ بستری که در آن مسئولان و دانشجویان صحبت کنند و استاد به عنوان داور در این گفتوگو حضور داشته باشد و بحثها به سمت ناامیدسازی نسل جوان، توهین، اتهام و برچسبزنی نرود.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه در یک لایه کلانتر دانشگاه باید خود را موظف بداند که برای این اعتراضات به وجود آمده، پژوهشها و تحقیقات جدی در قالب پایاننامه، نشست علمی، کرسیهای نظریهپردازی و تولید مقالات علمی انجام دهد، گفت: تشکلهای دانشجویی از جمله بسیج، انجمنهای علمی و سایر تشکلها وظیفهای دوچندان دارند و موظف هستند در این برهه رسالت خودشان را ایفا کنند. رسالت دانشجو و دانشگاه این است که آگاه شوند، به مردم آگاهی بدهند و از مسئولان مطالبهگری کنند. تشکلهای دانشجویی در این زمینه میتوانند خیلی مؤثر باشند.
آرام بیان کرد: نکته دیگر این است که باید با گروههای معاند و دشمنان کشور مرزبندی داشته باشیم و حرفی نزنیم که دشمنان آن را تکرار کردهاند و میکنند. این نکته مهمی است که تلاش کنیم فضای اعتراضات از این فضای نخبگانی فاصله نگیرد و به فضای دشمنپسند نزدیک نشود.
وجه تمایز دانشگاه از خیابان
در نهایت، آنچه دانشگاه را از خیابان متمایز میکند، نه صرفِ اعتراض؛ بلکه شیوه بیان و عمق آن است. دانشگاه اگر قرار است «قلب تپنده جامعه» بماند، باید میدان گفتوگو، تضارب آرا و مطالبهگری عالمانه باشد؛ جایی که هیجان، جای خود را به استدلال بدهد و اختلاف نظر به فرصت فهم متقابل تبدیل شود. تداوم این مسیر، هم بر عهده مسئولان برای فراهمسازی بستر گفتوگو است و هم بر دوش دانشجویان برای حفظ شأن علمی محیط دانشگاه. آینده جامعه در گرو دانشگاهی است که اعتراض را با خردورزی و مسئولیتپذیری پیوند بزند.






نظر شما