ساعت هنوز به ظهر نرسیده که تبرکخانه جان میگیرد. برخلاف آنچه زائران هنگام افطار میبینند، ماجرا از چند ساعت قبل آغاز شده است. از زمانی که دیگهای خالی راهی آشپزخانه میشوند تا با حلیم داغ و معطر بازگردند. رفتوآمدی منظم و حسابشده که از حدود ساعت ۱۱ ظهر کلید میخورد و نشان میدهد میزبانی در این خانه، پشتش برنامهریزی و همت ایستاده است. کمی بعد، حوالی ساعت ۲ بعدازظهر، نانها بستهبندیشده، مرتب و کاملاً بهداشتی از راه میرسند. هنوز تا اذان چند ساعتی باقی مانده، اما ضرباهنگ کار تندتر میشود. خادمان، آستین بالا زده، پشت میزهای بلند میایستند. نان، پنیر، سبزی، خرما و ظرفهای حلیم یکییکی کنار هم مینشینند و سفرههای یکنفره شکل میگیرد. هر بسته افطاری، انگار که قرار است به دست عزیزی برسد، با دقت آماده میشود.
اما امروز، خدمت متفاوت است
فضای تبرکخانه در بست شیخ طوسی آرامآرام مهیای میزبانی میشود. فرشها مرتب شده، مسیرهای ورود و خروج مشخص، صفها ساماندهی و فضای داخلی و بیرونی آماده میشود. تا ساعت ۴ بعدازظهر، بخش عمده بستهبندیها انجام شده، اما کار تمام نشده است. نظم صفها، چیدمان محل توزیع و هماهنگی خادمان تا لحظه اذان ادامه دارد. خادمان هر شب در قالب یک کشیک ۵۰ تا ۷۰ نفره از بخشهای مختلف حرم مطهر گرد هم میآیند. همگی لباس خدمت بر تن دارند، اما امروز، خدمتشان با روزهای گذشته کمی فرق کرده است. یکی مسئول چیدمان بستههاست، دیگری ساماندهی صفها را بر عهده دارد و آن یکی مراقب است هیچ بستهای کم و زیاد نشود. همهمهای آرام در فضا جاری است. صدای سلام و صلوات، جابهجایی جعبهها و گاهی دعایی کوتاه زیر لب. با نزدیک شدن به غروب، زائران یکییکی از نماز جماعت فارغ میشوند و به سمت تبرکخانه میآیند. صفها شکل میگیرد. برخی خادمان با چوبپرهای سبز در دست و لبخندی بر لب، جمعیت را هدایت میکنند. نگاهها اینجا خسته نیست، حتی اگر پاها از ساعتها ایستادن به درد آمده باشد.
برای رسیدن به همین لحظه
کار اصلی تبرکخانه اما درست از رکعت دوم نماز مغرب به بعد آغاز میشود. همان لحظه، زمزمه «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» در فضا میپیچد و توزیع افطاری شروع میشود. بستهها یکی یکی از دست خادم، با لبخند، با دعای «قبول باشه» و با نگاه مهربان، به دست زائر میرسد. خادمان میگویند خستگیشان همانجا درمیرود. همانجا که زائری با چشمانی نمناک دعا میکند، وقتی کودکی خرمایش را بالا میگیرد و میگوید «اول شما بردارید»، وقتی پیرمردی دست خادم را میفشارد و زیر لب صلوات میفرستد. چند ساعت کار بیوقفه، از آمادهسازی تا توزیع، در همین لحظههای کوتاه رنگ دیگری میگیرد.
افطاری آرام و کریمانه
در میان شلوغی اما نظمی پنهان جریان دارد. هر بسته دقیق شمرده شده، هر صف با حوصله هدایت میشود و هیچکس بینصیب نمیماند. خادمان مراقباند سهم هر زائر بهموقع برسد. برخی زودتر بسته گرفته و گوشهای نشستهاند، برخی هنوز در صفاند، اما لبخند مشترکی میان همه هست. پس از توزیع، وقتی سفرهها گشوده میشود و صدای همهمه افطار بالا میرود، خادمان لحظهای کنار میایستند و به صحنه نگاه میکنند؛ به هزاران نفری که زیر آسمان شب، در جوار امام مهربانیها افطار میکنند. شاید همانجا، در دل این تصویر، مزد ساعتها تلاششان را میگیرند. تبرکخانه، صحنهای است از همدلی و صفا. از دیگهایی که ظهر خالی میروند و پر برمیگردند تا دستانی که هنگام غروب، بستهای ساده را با دعا تقدیم میکنند. پشت این سفره پدری، ساعاتی تلاش بیادعا ایستاده است؛ تلاشی که هر شب تکرار میشود تا میهمانان ماه خدا، در خانه امامشان، افطاری آرام و کریمانه داشته باشند.






نظر شما