دور جدید تنش نظامی شدید میان پاکستان و طالبان در شرایطی رخ میدهد که این دومین تقابل نظامی میان دو طرف در کمتر از پنج ماه گذشته است. اما درگیریهای اخیر و بهویژه حملات هوایی گسترده پاکستان به چند شهر مهم افغانستان ازجمله کابل و قندهار، این بار با پخش شایعاتی همچون کشته شدن ملاهبتالله، رهبر طالبان در جریان حملات هوایی همراه شده است. تقارن این شایعات با سخنان اخیر آصف زرداری، رئیسجمهور پاکستان مبنیبر اینکه هیچ عنصر مسئول خونریزیها از دسترس و پاسخگویی پاکستان در امان نخواهد بود، بهخوبی میتواند سیر صعودی تنش میان دو طرف را منعکس کند.
ریشهیابی تنشها میان پاکستان و طالبان
آنطور که مشخص است ادعای پاکستان در مورد حمایت طالبان افغانستان از گروه «تحریکطالبان پاکستان» -متهم اصلی ناآرامیها و درگیریهای خونین اخیر این کشور- را باید زمینه اصلی این تنشها ارزیابی کرد. اما این نکته درخور تأمل است که این موضوع با بحرانهایی قدیمیتر و ریشهدارتر همچون چالش خط دیورند و رشد تحرکات افراط گرایانه در منطقه پیوند خورده است. جالب است که در هر دو مورد، یکپای تقصیرها متوجه دولتهای مستقر در اسلامآباد بوده است. نگاه به افغانستان به عنوان عمق راهبردی در برابر هند و یا حمایت از طالبان در برابر نظام جمهوریت، ازجمله سیاستهایی بودهاند که در کمرنگ شدن خط مرزی دیورند از یکسو و تقویت گروههای افراطگرا در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان از سوی دیگر مؤثر بودهاند. اکنون برخی سیاستمداران و نظامیان پاکستانی همچون آصف وزیر دفاع به اشتباهات خود در این مورد معترف هستند. اقدامات اخیر اسلامآباد در حصارکشی مرزی، اخراج مهاجران و درواقع پشتونهای افغانستان از مناطق قبایلی و ایالت خیبرپختونخواه و تلاش برای ایجاد گسست میان طالبان افغانستان و طالبان پاکستان را میتوان در همین چارچوب ارزیابی کرد.
پیامدهای اقدامات پاکستان بر حاکمیت طالبان
اقدامات اخیر پاکستان در قبال حاکمیت طالبان از جنبههای مختلف میتواند بر کابل تأثیرگذار باشد. در وهله نخست نباید این نکته را نادیده گرفت که در اغلب تغییرها و جابهجاییهای قدرت در افغانستان طی چند دهه اخیر، نقش عوامل خارجی و بیرونی تعیینکننده بوده است. برقراری نظام کمونیستی، سقوط این نظام و استقرار مجاهدین در افغانستان، دوره اول حاکمیت طالبان، استقرار نظام جمهوریت و در نهایت بازگشت طالبان به قدرت؛ در همگی این جابهجاییها و فرایندها نقش مداخلات خارجی بسیار پررنگ بوده است. بدون شک پاکستان یک پای ثابت این معادلات خارجی بوده و روابط با این کشور در ثبات و پایداری دولتها در کابل نقش تعیینکننده داشته است.در وهله دوم و در ارتباط با طالبان، این اقدامات پاکستان میتواند حکم شمشیری دو لبه را برای آنها ایفا کند؛ از یکسو با توجه به پیشینه و ذهنیت مردم افغانستان نسبت به مداخلات پاکستان، این موضوع میتواند به انسجام ملی و وحدت ملی در سطح کشور انجامیده و طالبان و مخالفان سیاسی آنها را در کنار یکدیگر قرار دهد، اما از سوی دیگر این مداخلات میتواند به اختلافنظرهای پنهان و درونی طالبان دامن زده و انشقاقهای درونی میان آنها را برجستهتر کند. اینکه شاخههای ناراضی از سختگیری سطوح رهبری کنونی و یا دارای ارتباط نزدیکتر با پاکستان مانند شبکه حقانی، در برابر این رخدادها چه واکنشی نشان دهند، بدون شک در آینده سرنوشت تقابل طالبان و پاکستان و در مجموع آینده حاکمیت این گروه بر افغانستان تأثیرگذار خواهد بود.
واکنشهای منطقهای و جهانی
به نظر نمیرسد هیچیک از کشورهای منطقه در شرایط فعلی از بالا رفتن سطح تنش میان پاکستان و طالبان رضایت یا منفعتی داشته باشند. چین به عنوان شریک بالقوه هر دو طرف و بهویژه پاکستان در حالی از این وقایع ابراز نگرانی کرده که درنهایت و در شرایط ناگزیر شدن به انتخاب میان پاکستان و افغانستان، احتمالاً در کنار پاکستان قرار خواهد گرفت. حتی روسها که تنها کشوری هستند که طالبان را به رسمیت شناختهاند در روزهای اخیر یکبار دیگر درباره گسترش حضور افراطگرایان در افغانستان هشدار دادهاند. ایران هم در شرایطی پیشنهاد میانجیگری خود را مطرح کرده و هر دو طرف را به گفتوگو و خویشتنداری فراخوانده است که در سالهای اخیر روابط نزدیکی با هر دو طرف و بهخصوص افغانستان تحت حاکمیت طالبان برقرار کرده است.در نهایت به نظر میرسد تلاشها برای میانجیگری میان پاکستان و طالبان یکبار دیگر از سر گرفته و اسلامآباد به خواسته خود برای خروج از این بلاتکلیفی سیاسی در روابط با افغانستان و از سرگیری طرحهای بزرگ اقتصادی این کشور در ارتباط با آسیای میانه، نزدیکتر شود.
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف




نظر شما