اگر میتوانستی به گذشته برگردی، دوست داشتی چه کسی را ببینی؟ کتاب «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» با این پرسش آغاز میشود و همان ابتدا ما را پرت میکند به نقطهای که خیلیها دوستش داریم؛ زمان گذشته، مرور خاطرات و آدمهایی که دیگر نیستند.
اغلب ما مرگ عزیزی را دیدهایم و خیلیهایمان آرزو داریم به گذشته برگردیم تا او را ببینیم، ناگفتههایی را بگوییم یا مهرمان را دوچندان به او ابراز کنیم. رمان «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» داستان عدهای از مشتریهای یک کافه جادویی است که فرصت برآوردن این آرزو را یافتهاند.توشیکازو کاواگوچی، نویسنده ژاپنی در کتاب بسیار خواندنی «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» چهار داستان نسبتاً کوتاه نوشته درباره چهار انسانی که فرصت دارند به گذشته برگردند و آدمی را که از دست دادهاند، ببینند و با او صحبت کنند؛ یک فرصت طلایی که فقط در یک کافه در توکیو برای عدهای مهیا میشود. این افراد به زمان گذشته سفر میکنند و بار دیگر با لحظاتی از زندگیشان روبهرو میشوند، اما هیچ چیزی را نمیتوانند تغییر دهند.داستان، کافه دنجی را در یکی از کوچهپسکوچههای شهر توکیو توصیف میکند که قدمتی بیش از ۱۰۰ سال دارد. مشتریهای این کافه محدودند و عموماً بر اثر یک اتفاق به آنجا راه پیدا میکنند. این کافه که سعی در تثبیت گذشته دارد، با تمام توان از مظاهر جهان مدرن دوری کرده و حتی تهویه مناسبی هم برای روزهای گرم در نظر نگرفته است. میتوان گفت همه چیز در این کافه با محوریت بازگشت به گذشته طراحی شده است. یکی از خدمات منحصربهفرد کافه، امکان بازگشت به گذشته است. نشستن پشت میزی خاص و سرو شدن قهوهای گرم مشتری را با شرایطی خاص به گذشته میبرد و امکان مشاهده فردی را در گذشته برایش فراهم میکند.داستان اول درباره یک باستانشناس است؛ مردی که تشکیل خانواده داده اما همیشه در سفر است و در زندگی بیمسئولیت بوده و همسرش همواره بار زندگی را بر دوش کشیده اما حالا به زندگی نباتی گرفتار شده. مرد پشیمان است که در زندگی هیچ گاه به او اهمیت نداده و سعی میکند به گذشته برگردد تا از همسرش عذرخواهی کند و به او جملهای بگوید که تمام سالهای ازدواج نگفته است: «من توی زندگی با تو خوشبخت بودم» این جملهای بود که مرد در آن به همسرش گفت. اگرچه این بازگشت و تقابل نمیتواند تغییری در زمان حال ایجاد کند اما حسرتی که بر دلش مانده بود را از بین برد. در حقیقت افراد با بازگشت به گذشته نمیتوانند در زمان حال تغییری ایجاد کنند و سرنوشت را تغییر دهند و این یکی از قوانین بازگشت به گذشته است که حتماً باید رعایت شود.
اما در داستان دوم زنی با سگش روبهرو میشود و بار دیگر او را مورد نوازش قرار میدهد. در داستان سوم دختری دلیل طرد نامزدش را به او میگوید و داستان آخر که به نظر جذابترین داستان است روبهرو شدن دختری با پدرش است که مورد بیمهری دخترش قرار میگیرد و بعد پدر در زلزله ژاپن میمیرد اما حسرت آن رفتار زشت با پدر همیشه با دختر همراه است تا آنکه او فرصت مییابد به گذشته برگردد تا از پدرش دلجویی کند.
بازگشت به گذشته قوانینی دارد که هر کسی که میخواهد از فرصت آن استفاده کند باید این قوانین را رعایت کند وگرنه همان جا میماند و دیگر نمیتواند به زمان حال بازگردد.پنج قانون که نویسنده در هر داستان مدام آن را به مشتریها یادآوری میکند. تکرار این قوانین در تکتک داستانها ممکن است به ظاهر ملالآور باشد اما در واقع یادآور انکارناپذیری و قطعیت قوانین هستی است. نویسنده معتقد است تغییر قوانین هستی نابخردی است که نتیجهای جز رنج به دنبال ندارد. به باور توشیکازو کاواگوچی تنها گنج حقیقی ما همین زمان حال است که مانند دانههای شن از بین انگشتانمان فرو میریزد و از چنگ میرود.
او با این اثرش تلاش کرده دری به سمت زندگی بگشاید و آن را به مخاطبهایش نشان دهد و یادآوری کند حتی اگر فرصت بازگشت به گذشته فراهم شود باز هم نمیتوان تغییری در زمان حال ایجاد کرد پس باید قوانین زندگی را پذیرفت و قدر زمان حال را دانست. به بیانی دیگر امر خارج از کنترل همان گذشته است و رشد شخصی پذیرش زمان حال و رفتن به سمت رضایتمندی در آینده است. اگر این قوانین رعایت شود آیا حسرتی بر دل میماند که آدمی بخواهد به گذشته بازگردد؟در کتاب جملهای از زبان یکی از شخصیتها نقل میشود که بسیار تأملبرانگیز است: «اگر نتونی با برگشتن به گذشته زمان حال رو تغییر بدی، این کافه ارزشی نداره». به باور نویسنده خوب زیستن ما را از بازگشت به گذشته بینیاز میکند.
کتاب «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» در ادامه سه کتاب موفق توشیکازو کاواگوچی است. این نویسنده ژاپنی پس از محبوبیت کتاب «پیش از آنکه قهوهات سرد شود»، نوشتن داستانهای این کافه را ادامه داد.
کتاب «پیش از آنکه قهوهات سرد شود» که برای نخستین بار در سال ۲۰۱۵ نوشته شد شهرت زیادی را برای نویسندهاش به ارمغان آورد. آن کتاب هم روایتگر داستان کافهای است که در آن میتوان به زمان گذشته سفر کرد، اما فقط پیش از آنکه قهوهات سرد شود.
توشیکازو کاواگوچی پس از نوشتن آن کتاب و دیدن اقبال جهانی مصمم شد داستانهای دیگری هم درباره آن کافه بنویسد. او سپس در کتابهای «داستانهایی از کافه»، «پیش از آنکه خاطرهات محو شود» و «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» به شرح داستانهای بیشتری از مشتریهای این کافه پرداخت.
آخرین جلد این کتابها رمان «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» است که با ترجمه مهسا ملک مرزبان در ۱۷۶ صفحه و قیمت ۲۴۰ هزار تومان توسط نشر چشمه به بازار کتاب آمده است.
۱۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۵۷
کد مطلب: ۱۱۳۴۳۳۳
اگر میتوانستی به گذشته برگردی، دوست داشتی چه کسی را ببینی؟ کتاب «پیش از آنکه خداحافظی کنیم» با این پرسش آغاز میشود و همان ابتدا ما را پرت میکند به نقطهای که خیلیها دوستش داریم؛ زمان گذشته، مرور خاطرات و آدمهایی که دیگر نیستند.
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما