تا پیش از این، هر گاه این ایده مترقی از زبان متفکران و آزادگان جهان شنیده میشد، فریادها بلند میشد که چرا با دنیا سر جنگ دارید؟ نمیشود مثل بقیه دنیا «عادی» باشید؟
جالب شد؟ ما مثل دنیا نشدیم و این دنیا بود که به باور چند ده ساله ما رسید! حالا همه دنیا (فاکتور بگیرید اسامی موجود در فهرست مخاطبان ایمیلهای «اپستین» را!)؛ بله همه دنیا با ما اتفاق نظر دارند.زمان تعیینکننده است و تاریخ گواه! ما پیشگامان این بیداری بودیم و این جغرافیا، «ایران عزیز»؛ مزرعه این «شجره طیبه».
از شجره طیبه سخن به میان آمد؛ «خدا» را ببین! دست قدرتش را؛ چیره و هنرمند... چگونه «میناب» را در چشم به هم زدنی به صحنه نمایش این تاریخ آخرالزمانی تبدیل میکند و با نقشآفرینی فرشتگان معصومش، همه آن درامهای کلاسیک و آن شاهکارهای نمایش بشری را به حاشیه میبرد! همزمان، دردانهاش را با خانواده به قربانگاه فرامیخواند و آن گاه اسطورهها و حماسههای دستنویس را به مبارزه میطلبد که کجایند «رستم» و «گرشاسب» تا سر کلاس شجاعت آن «ماه خراسانی» شاگردی کنند؟
حالا مواضع متهورانه آن کارگردان فرانسوی و آن سیاستمدار کنیایی؛ آن خواننده کرهای و آن فعال حقوق بشر ایرلندی؛ آن نظامی سابق آمریکایی و آن فوتبالیست ازبکستانی؛ به عنوان برآیندی از آرا و اندیشههای مستقل جهانی، مؤید نفرت فزایندهای است که در میان «ما مردم دنیا»، نسبت به این موجودیت پلید و خبیث صهیونی وجود دارد! دنیا به این اتفاق رسیده که نابودی این غده سرطانی، پیشنیاز هر گونه اصلاح و حرکت جوامع بشری به سوی آیندهای بهتر است.القصه! ما این مأموریت تاریخی را نه فقط به منظور انتقام خون امام شهیدمان و نه فقط به تقاص صدها هزار خون به ناحق ریخته شده ایرانی از پادشاهی خشایارشا تا میناب! بلکه برای انسان، برای آزادی و برای عدالت انجام میدهیم... شاید چند روز، چند ماه یا چند سال! اما برگشتی از این راه نیست؛ یک بار برای همیشه تمامش خواهیم کرد، بعونالله.
۱۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۵۹
کد مطلب: ۱۱۳۴۸۳۶
تا پیش از این، هر گاه این ایده مترقی از زبان متفکران و آزادگان جهان شنیده میشد، فریادها بلند میشد که چرا با دنیا سر جنگ دارید؟ نمیشود مثل بقیه دنیا «عادی» باشید؟
زمان مطالعه: ۱ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما