هرچند این شبها بیشتر خیابانهای شهر روشناند و گویی هر میدان برای خودش خانه خدایی است که جمعی از بندگان خدا را در آغوش گرفته است، اما من به رسم بیشتر رمضانهایی که این شهر به خود دیده است، برای نخستین شب قدر رهسپار روشنترین خانه شهر، حرم علی بن موسیالرضا(ع) شدهام. خانه روشنی که هر ساله در ماه میهمانی خدا میزبان بندگانی است که به قصد غربت و به شوق بندگی در این خانه جمع آمدهاند. خانهای که انگار امسال مهربانتر از سالهای پیش، آغوشش را به روی مردم شهر باز کرده است.
خانهای که قوت قلب یک ایران است
خانهای که میداند قوت قلب اهالی شهرش است و به رسم هر ساله برنامههای متعددی را برای این روزها و شبها تدارک دیده است؛ از مناجاتخوانی تا تدارک اطعام و میهمان کردن مردم بر سر سفرههای افطار. مراسمهایی که به شهادت اسناد، قدمتی دیرینه در این خانه دارند و اگر خوب نگاه کنی سایه حضورشان را هنوز در این صحن و سرا میبینی؛ از سفرههای افطاری گرفته تا مراسم ترتیلخوانی، قرائت قرآن کریم و اذان گفتن مؤذنها در هنگام افطار و سحر که همگی دارای دستورالعملهایی بودهاند و خدام، نسل به نسل آنها را با نهایت دقت و شکوه انجام دادهاند. آمده است که در شبهای نزول قرآن برخلاف سایر شبها صحن و سرای رضوی در نور شمعها و چلچراغها روشن بوده است، حتی قندیلها، پیهسوزها و مشعلها هم روشن میماندند تا مراسم شبهای قدر باشکوه و عظمت خاصی برگزار شود.
بخشی از اسناد که بیانگر حال و هوای حرم مطهر در شبهای قدر هستند، مربوط به دوره صفوی است. این اسناد نشان میدهد همزمان با شبهای احیای قدر، هر سال مراسم ویژهای در بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) به صورت یک سنت برگزار میشده، در این ایام، مستغلات و دکانهای مربوط به حرم مطهر رضوی تعطیل میشده و برخلاف شبهای دیگر که در ابتدای شب، چراغهای حرم مطهر خاموش میشده، در این ایام حرم مطهر و چراغ خانه علی بن موسی الرضا(ع) نیز به نشانه احیا تا صبح روشن میمانده است. همچنین در این شبها، نقارهنوازی و نواختن طبل ممنوع بوده است.
اسناد دیگری هم وجود دارد که روایتگر برپایی مراسم «نخلبندی» در دورههای صفویه و افشاریه است. در این مراسم پس از تزئین سازهای چوبی به نام «نخل» با وسایل و اشیای مختلف، مجلس روضهخوانی به منظور عزاداری سالروز شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) دایر میشده است. قدمت قدیمیترین سند مرتبط با روضهخوانی در شب بیستویکم ماه رمضان به سال ۱۱۱۲ هجری قمری میرسد. مراسم روضهخوانی در حرم مطهر معمولاً در رواقها برگزار میشده و روضهخوانان، نوحهخوانان و خطبای آستان قدس در دارالضیافه، دارالذکر، دارالحفاظ یا ایوان طلا به ذکر مصیبت میپرداختند. این روضهها در ماه محرم و صفر، ایام شهادت علی بن موسی الرضا(ع) و شهادت سایر ائمه اطهار(ع) برگزار میشده است.
دعاگویانی پرچم به دوش
حالا خانه همان خانه است و عزا همان عزا، تنها صحنها به قدر شوق زائران گستردهتر شدهاند و از آنجا که مشتاقان حضرتش بسیارند، علاوه بر رواقها، عزاداران در صحنها نیز دور هم جمع میشوند. خیل عزادارانی که ساعتی مانده به غروب، صحن را پرکرده و اگر دیر بجنبی ممکن است به اندازه یک سجده کردن و دو زانو نشستن هم از فرش حرم نصیبت نشود. خدام مانند همه میزبانهای دقیق، پیش از شروع برنامه تدارک همه چیز را دیدهاند. قرآنها و کتب دعا چیده شدهاند و عطر عود و عنبر ورودیها را پر کرده است. هر چند میگوییم خانه همان خانه است و عزا همان عزا اما امشب دلهای بندگان خدا، داغی تازه با خود دارد. داغی که هم سرخ است و هم بناست موجب استحکام قدمهای صاحبش شود. عدهای به نشان این داغ با خود عکس رهبر شهید را حمل میکنند و گروهی به نشان ایستادگی، پرچم ایران را روی شانه دارند.
چشمم بین جمعیت میچرخد و گوشم از ولوله و غوغایشان پر است که نوای جوشن کبیر همه را آرام میکند، حتی کودکانی که سر روی شانه مادر و پدرانشان دارند. دعا آتش داغ را تبدیل به اشک میکند و اشک از چشمها و چشمه دل زائران و مجاوران سرازیر است. مردم همراه با هم ۱۰۰۱ نام و صفت خداوند را تکرار میکنند و به امید در پناه ماندن از بلا، آتش و هر آنچه دشوار است به جوشن کبیر پناهنده میشوند. به این امید که این دعای پرفضیلت، همانگونه که در ادعیه آمده است در امانشان بدارد؛ زیرا که آمده است این دعا را جبرئیل به پیامبر اکرم(ص) در یکی از جنگها برای در امان بودن از آسیبهای جنگ آموزش داد.
هر بلا کز دوست آید رحمت است
همچنین در ذکر فضائل این دعا میخوانیم هرکس آن را اول ماه رمضان بخواند، خدا به او درک فضیلت شب قدر را روزی میدهد و هر کس آن را سهبار در این ماه بخواند، در طول زندگیاش در امان خدا قرار میگیرد و بهشت بر او واجب و آتش جهنم، حرام میشود (مفاتیح الجنان، اسوه، ص۸۶). از امام حسین(ع) نقل شده که امام علی(ع) به او وصیت کرد این دعا را حفظ کند و آن را بر کفن او بنویسد و به دیگران نیز تعلیم دهد(مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۱، ص۳۸۴) . دعای جوشن کبیر ۱۰۰ بند یا فصل دارد و هر بند حاوی ۱۰ اسم از اسمهای خداوند است. اسمهایی که هر کدام به عظمتی از عظمتهای خداوند اشاره کرده و برای ما پیامی با خود دارند و هر کدام گویی بناست گرهی از گرههای ما بندگانش باز کنند. آنچنان که علامه مجلسی در کتاب زادالمعاد در ابتدای هر فصل، خاصیتی برای آن بیان کرده است، مثلاً برای بند ۳ گفته: «برای درخواست نصرت و زیاد شدن روزی» و برای بند ۲۴: «برای روشن شدن دل و بخشیده شدن لغزشها» و... . عالمان شیعه بر دعای جوشن کبیر شرحهایی نوشتهاند، مشهورترین آنها، شرح ملاهادی سبزواری است. نکته متفاوت در شرح این عالم بزرگ این است که علامه به شرحش رنگ و بویی عرفانی داده است و این رویکرد موجب شده بتوان نگاه دیگری بر برخی بابها انداخت. بهطور مثال در بند «یَا کَاشِفَ الْبَلایَا» میگوید: «کشف» هم به معنای اظهار و آشکار ساختن است و هم به معنای برداشتن و در اینجا اولویت با معنای نخست است و در برابر دفعِ بلاست و این بلا که نصیب انسان میشود نشانه دوستی و ولای خداست، چنانکه در دعا، خداوند را در برابر بلا حمد میکنیم همانگونه که به خاطر نعمتهایش او را شکر میگزاریم (نَحمَدک علی بلائک کما نَشکُرک علی آلائک) و نیز میتواند «کاشف البلا» به معنای پردهبرداری از بلا باشد تا انسان بفهمد این بلا عینِ رحمت است. سبزواری برای تأیید به اشعاری از مولوی استشهاد کرده که میگوید: «هر بلا کز دوست آید رحمت است/ آن بلا را بر دلم صد منت است/ ای بلاهای تو آرامِ دلم/ حاصل از درد تو شد کامِ دلم...».
حالا برگردیم خیابان
پس از پایان دعا نوبت به سخنرانی است و در ادامه روضهخوانی انجام میشود و مداح از نیایشگران میخواهد حالا که دلهایشان آماده شده است، قرآنها را روی سر بگیرند. دلهایی که گویی روزهاست آمادهاند چون ابر بگریند در روز فراق یاران. دلهایی که همگی زیر سایه قرآن جمع شدهاند و نوبت به نوبت به در خانه اهلبیت(ع) میروند تا آنها را از شر هر چه بدی، زشتی و درشتی است برهانند، انشاءلله! و برای روزهای پیش رو طلب تقدیری روشنتر میکنند. تقدیری برای خود، خانواده و امسال البته شهر و شهروندان و کشور و هموطنان.
آیین قرآن به سر گرفتن رو به اتمام است و مداح به دعاهای آخر رسیده است. دعاهایی که مثل رنگ چشمهای مردم سرخ هستند و برافروخته، زیرا یک بند، بعد از سالها با بندهای دیگر تفاوت کرده است. حالا گویی عوض اینکه مردم برای سلامتی رهبر شهید دعا کنند، چشمان مهربان و مراقب ایشان است که برای همه مردم در زیر سایه قرآن دعا میخواند. لحظات به سختی و با آه و دریغ مردم میگذرد و آیین شب نوزدهم ماه رمضان در خانه علی بن موسیالرضا(ع) پایان مییابد. مردم برخی برمیخیزند و به سمت خروجیها میروند و برخی هنوز ایستاده و شعار میدهند. در میان جمعیت چشمم به پسربچهای است که تا مادرش قرآن را پایین میآورد، از جا بلند میشود و پرچم تا شدهای از جیب بیرون میکشد و میگوید مامان بدو برگردیم توی خیابان، حسین منتظر ماست.






نظر شما