تحولات منطقه

متخصصان علوم رفتاری براین باورند جنگ پدیده‌ای مخرب است که اثراتش بر جسم و روح انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، بسیار عمیق و گاه جبران‌ناپذیر است.

چگونه به کودکان در روزهای جنگ احساس امنیت بدهیم؟ / کودکان در بحران، مدیریت در گفتار
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

متخصصان علوم رفتاری براین باورند جنگ پدیده‌ای مخرب است که اثراتش بر جسم و روح انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، بسیار عمیق و گاه جبران‌ناپذیر است.
کودکان با ذهن در حال رشد و آسیب‌پذیری طبیعی خود، بیش از هر گروه دیگری در معرض آسیب‌های روانی ناشی از خشونت، ناامنی، از دست دادن و فروپاشی ساختارهای حمایتی قرار می‌گیرند که مدیریت این شرایط نیازمند رویکردی ویژه و آگاهانه از سوی بزرگسالان است.
یک فوق‌دکترای روان‌شناسی سلامت در این خصوص با اشاره به اینکه خانواده‌ها در بحران دو دسته می‌شوند، می‌گوید: برخی‌ها در بحران تولید بحران می‌کنند و برخی هم در بحران مدیریت بحران دارند؛ ما باید در بحران جنگ مدیریت بحران داشته باشیم.
معصومه حاتمی در گفت‌وگو با قدس با بیان اینکه مدیریت بحران برای چهار دسته بیشتر مورد نیاز است که باید توجه شود، ادامه می‌دهد: کودکان، نوجوانان و افرادی که دارای بیماری‌های خاص هستند، زنان باردار و سالمندان، اقشار آسیب‌پذیر در زمان بحران هستند.
وی با تأکید براینکه کودکان گروه بسیار آسیب‌پذیرتری در زمان بحران هستند، می‌افزاید: گروه‌های دیگر به یک تفکر انتزاعی رسیده‌اند و می‌توانند مسائل را حل و فصل کنند، اما کودکان دانشی در مورد جنگ، مرگ، ترس، اضطراب، استرس و... ندارند و دانششان را بر پایه دانش خانواده کسب می‌کنند.

اثرات روانی تا دهه‌ها باقی می‌ماند

این روان‌شناس سلامت با اشاره به اینکه کودکان در زمان جنگ با اضطراب، ترس، ناامنی، نبود عزیزان، جابه‌جایی اجباری و اختلال در روال عادی زندگی مواجه می‌شوند، بیان می‌کند: این تجربیات ناگوار می‌توانند اثرات روانی عمیقی داشته باشند که اگر به‌درستی مدیریت نشوند، تا سال‌ها و حتی دهه‌ها در زندگی فرد باقی می‌مانند.
وی با تأکید بر درک اهمیت مراقبت از سلامت روان کودکان، به‌ویژه در شرایط پرآشوب و پرتنش جنگ می‌افزاید: کودکان با دنیای درونی لطیف و ذهن درحال رشد خود، خیلی بیشتر از بزرگسالان در معرض آسیب‌های روانی ناشی از بحران‌هایی مثل جنگ قرار دارند؛ آن‌ها اتفاقات اطراف خود را با نگاهی متفاوت درک می‌کنند.
حاتمی ادامه می‌دهد: مفاهیم‌ سیاست و چرایی جنگ برای کودکان گنگ و مبهم است و پیامدهای آن مانند از دست دادن خانه، مدرسه، دوستان و حتی اعضای خانواده، به‌طور مستقیم زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. وی با بیان اینکه صدای آژیر خطر، انفجارها، دیدن صحنه‌های دلخراش و حس دائمی ناامنی، کابوس‌هایی هستند که روح و روان کودک را متزلزل می‌کنند، اظهار می‌کند: این تجربیات می‌تواند منجر به بروز طیف گسترده‌ای از مشکلات روانی مثل اضطراب، استرس، افسردگی، مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری یا انزوا، اختلال در خواب و تغذیه و همچنین افت تحصیلی شود.

رویکردهای حمایتی و پیشگیرانه

این روان‌شناس سلامت بر اهمیت رویکردهای حمایتی و پیشگیرانه در مواقع بحرانی تأکید می‌کند و می‌گوید: در چنین شرایطی، مراقبت از سلامت روان کودکان فقط یک اقدام رفاهی نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقا و آینده‌ آن‌ها محسوب می‌شود؛ رویکردهای حمایتی باید از همان ابتدای بحران آغاز شود و تا عبور از آن مرحله و بازسازی زندگی ادامه یابد.
حاتمی ایجاد احساس امنیت را یکی از نخستین رویکردهای حمایتی در چنین شرایطی می‌داند و می‌افزاید: نخستین و مهم‌ترین گام، تلاش برای ایجاد حس امنیت در کودکان است. این مهم شامل فراهم کردن سرپناه امن، تأمین نیازهای اولیه مثل غذا، آب، پوشاک و حضور فیزیکی و عاطفی است.
وی با بیان اینکه در پاسخ به پرسش‌های متعدد فرزندمان و براساس دانش و سنی که دارد باید به‌طور دقیق پاسخگوی پرسش‌های او باشیم، تأکید می‌کند: در روان‌شناسی واژه‌ای داریم به نام معتبرسازی احساسات؛ یعنی اگر فرزند من می‌ترسد، نگوییم ترس ندارد، شجاع باش و...؛ این تفکر اشتباه است، باید به او یادآور شد ترس یک موضوع طبیعی است که ممکن است برای هر فرد پیش بیاید؛ بچه‌ها آن چیزی که ما می‌خواهیم نمی‌شوند، بلکه آن چیزی می‌شوند که می‌بینند.
این کارشناس سلامت با اشاره به اینکه کودکان نیاز به پیش‌بینی‌پذیری دارند، می‌گوید: ذهن کودک از هرج و مرج و آشفتگی بیزار است، وقتی مدام از ما سؤال می‌پرسد، یعنی می‌خواهد دنیای آشفته اطراف خودش را مرتب کند، به همین دلیل ممکن است یک پرسش را از چند نفر مثل مادر، پدر و پدربزرگ هم بپرسد و مدام درحال مرتب کردن آشفتگی ذهن خود باشد.
وی با تأکید بر اینکه پرسیدن یک راه تخلیه ترس برای کودک است، می‌افزاید: ما بزرگ‌ترها وقتی حرف می‌زنیم ترسمان تخلیه می‌شود، اما کوچک‌ترها وقتی نکته‌ای می‌پرسند از ترسشان کاسته می‌شود و به دنبال جلب حمایت هستند و احساس امنیت بیشتری می‌کنند.حاتمی ارتباط مداوم و گوش دادن فعال به حرف‌های کودکان و تأیید احساساتشان حتی احساس ترس یا خشم را از رویکردهای حمایتی در شرایط بحرانی می‌داند و ادامه می‌دهد: در این شرایط نشان دادن همدلی، بسیار حیاتی و مهم است؛ کودکان باید احساس کنند دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند و احساساتشان پذیرفته می‌شود. والدین و مراقبان باید فضایی امن برای بیان آزادانه احساسات کودکان فراهم کنند و از قضاوت یا سرزنش آن‌ها بپرهیزند. اطلاع‌رسانی در مورد بحران و جنگ باید با در نظر گرفتن سن و سطح درک کودک صورت گیرد. باید از ارائه جزئیات ترسناک و غیرضروری بپرهیزیم و بر جنبه‌هایی مانند تلاش برای حفظ امنیت و امید به آینده تمرکز داشته باشیم.
این روان‌شناس همچنین توضیح می‌دهد: تا حدامکان در حضور کودکانتان به تماشا یا شنیدن برنامه‌های خبری مشغول نشوید؛ تا جایی‌که می‌توانید اجازه ندهید کودکتان، به‌ویژه اگر کمتر از ۱۰ سال سن دارد به تماشای خبرهای تلویزیون بنشیند و زمانی‌که خبر بدی می‌شنوید، در مورد آن جلو کودکانتان صحبت نکنید.

مخفی‌کاری ممنوع

وی با بیان اینکه نباید طوری رفتار شود که کودک احساس کند چیزی را از او مخفی می‌کنید، می‌افزاید: مطمئن باشید مخفی‌کاری در این دوران غیرممکن است و سرانجام او به اخبار دست پیدا می‌کند، درواقع با این کار، او را بیشتر می‌ترسانید و کودک احساس می‌کند در خطری بسیار جدی قرار دارد؛ به جای این کار می‌توانید در مورد موضوع پیش آمده، البته به تناسب سن کودک، صادقانه با او صحبت کنید.
این فوق دکترای روان‌شناسی سلامت ارتباط صادقانه و متناسب با سن کودکان، اما با زبانی ساده و متناسب با درک آن‌ها را یکی دیگر از رویکردهای حمایتی عنوان می‌کند و توضیح می‌دهد: در شرایط حساس و بحرانی از دادن اطلاعات ترسناک یا بیش از حد جزئی که اضطرابشان را تشدید می‌کند، پرهیز کنید و بر جنبه‌های مربوط به امنیت، تلاش برای محافظت و امید به پایان یافتن درگیری تمرکز کنید، مثلاً به جای شرح جزئیات یک حمله بگویید یک صدای بلند آمد، اما ما در جای امنی بوده و مراقب تو هستیم.
وقتی فرزند من می‌بیند من اضطراب دارم، اضطراب او هم بیشتر می‌شود، به همین دلیل ما به خانواده‌ها می‌گوییم برای کنترل کردن بحران جنگ برای فرزندان، ابتدا باید ذهن خودتان را کنترل کنید.
وی با اشاره به اینکه مراقب مکالمه‌های تلفنی با اطرافیانمان باشیم، می‌گوید: برای مثال وقتی من با خواهرم صحبت می‌کنم، فکر می‌کنم فرزندم در حال بازی کردن است، درحالی که ذهن او به دنبال من است و واژه‌هایم را در ذهن خود تحلیل می‌کند.
این روان‌شناس سلامت معتقد است تقویت تاب‌آوری و مهارت‌های مقابله‌ای می‌تواند در این شرایط، کودکان را به آرامش بیشتر برساند و می‌افزاید: کودکان را تشویق کنید با احساسات دشوار خود روبه‌رو شوند و راهی برای مدیریت آن‌ها پیدا کنند. این کار می‌تواند شامل آموزش تکنیک‌های ساده مانند تنفس عمیق، شمارش اعداد تا ۱۰ برای آرام شدن یا کشیدن نقاشی از احساساتشان باشد. به آن‌ها بیاموزید هر احساسی، حتی اضطراب، موقتی است.
حاتمی عنوان می‌کند: بچه‌ها، به‌ویژه نوجوانان ممکن است در معرض حجم زیادی از اطلاعات اغلب ترسناک از طریق رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی باشند، به همین دلیل لازم است با آن‌ها صحبت کرده و منابع اطلاعاتی را مدیریت کنیم؛ همچنین می‌توانیم با تشویق کودکان و نوجوانان به ارتباط با همسالان خود حس تعلق، عادی بودن و حمایت اجتماعی را در میان آن‌ها تقویت کنیم.
وی بر نقش مدارس و مراکز آموزشی در حفظ آرامش کودکان و نوجوانان تأکید می‌کند و ادامه می‌دهد: مدارس، حتی اگر به صورت غیرحضوری فعالیت می‌کنند، می‌توانند پناهگاه‌هایی امن و فضاهایی برای یادگیری و تعامل اجتماعی باشند؛ معلمان باید آموزش ببینند تا نشانه‌های اولیه مشکلات روانی در دانش‌آموزان را شناسایی کنند و حمایت‌های اولیه را ارائه دهند. برنامه‌های آموزشی باید بر تقویت مهارت‌های اجتماعی، عاطفی و مقابله‌ای تمرکز کنند.

حفظ آرامش کودکان با شرایط خاص

این کارشناس سلامت روان در ادامه به یکی از گروه‌هایی که بیشتر به کمک و حفظ آرامش در شرایط بحرانی و جنگی نیاز دارند اشاره می‌کند و می‌افزاید: کودکان دارای معلولیت جسمی، ذهنی، حرکتی یا شرایط پزشکی مزمن، در شرایط جنگ با چالش‌ها و مشکلات بیشتری مواجه هستند؛ آن‌ها ممکن است در دسترسی به مراقبت‌های پزشکی، داروها یا وسایل کمکی با موانع بیشتری مواجه شوند.
همچنین اختلال در روال‌های عادی و دسترسی به خدمات تخصصی، وضعیت روانی آن‌ها را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد، بنابراین لازم است برنامه‌های حمایتی به‌گونه‌ای طراحی شود که نیازهای خاص آن‌ها مانند دسترسی فیزیکی، ارتباطات جایگزین و مراقبت‌های تخصصی انجام شود؛ در این شرایط، آموزش والدین و مراقبان این کودکان درخصوص مدیریت اضطراب و ارائه حمایت‌های لازم، حیاتی است.
وی با تأکید بر اینکه تأثیر بحران‌هایی مثل جنگ بر سلامت روان کودکان، پدیده‌ای بلندمدت است، بیان می‌کند: حتی پس از پایان جنگ، کودکان ممکن است همچنان با چالش‌های روانی دست و پنجه نرم کنند؛ بنابراین، برنامه‌های حمایتی باید فراتر از دوران بحران فوری بوده و شامل مداخلات بلندمدت برای بازسازی سلامت روان، ادغام مجدد در جامعه و فراهم آوردن فرصت‌های رشد و شکوفایی باشند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha