در پی شهادت جانسوز رهبر، ملت ایران در بزنگاهی حساس با پیوندی عمیقتر از گذشته، به استقبال دوران جدیدی از ولایت رفت. این دوران که با غم شهادت آغاز شد و با شادی استقرار ولیّ جدید ادامه یافت، بار دیگر نشان داد غم در مکتب ولایت، نه عامل افسردگی، بلکه نیروی محرکهای برای استقامت و آمادگی است. در این شرایط که دشمنان همچنان در پی توطئهافکنی هستند، حفظ هوشیاری و تقویت پیوندهای مردمی، حیاتیتر از همیشه به نظر میرسد.
در ادامه، رهنمودهای حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی درخصوص ابعاد این آمادگی و ضرورت تجدید بیعت سهگانه را میخوانید.
استقامت در سوگ و استقرار ولی جدید
لحظات آن روز در خاطرهها باقی است؛ روزی که دوستان با چه استقامت و سروقامتی کوشیدند خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اعلام شود. با تمام وجود ایستادیم تا دشمن لحظهای اشک ما را نبیند؛ هرچند در دل اشکبار بودیم، اما ظاهر را حفظ کردیم. آن روزها به سختی گذشت، تا اینکه به این شبهای زیبا رسیدیم؛ شبهایی که خدای سبحان، ولی جدیدی را به جای ولی قبلی روزی ما کرد.
همواره این نکته مطرح میشود که هر امامی که از دنیا میرود و به شهادت میرسد، همان شب شهادت، در حقیقت شب اقامه و استقرار امام بعدی است. لذا خدای سبحان، غمگینترین و شادترین خبر را با هم جمع کرده است؛ غمگینترین خبر، شهادت اماممان بود و شادترین خبر، جایگزینی ولی جدید که چقدر دلها را آرام کرد. در کل نظام امامت و ولایت نیز همینگونه است. خداوند این دو را کنار هم قرار داده تا به ما یادآوری کند مراقب باشیم؛ غمهای ما غم افسردگی نیست، بلکه غم انگیزهساز است.
خنثیسازی توطئه آسمان و زمین دشمن
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، نقش حضور مردم در خنثیسازی کامل نقشه دشمن است. دشمن امیدوار به از بین رفتن نظم داخلی بود. میتوان گفت دشمن حساب کرده بود آسمان را به زمین پیوند دهد؛ منظورشان از آسمان، نیروی هوایی و از زمین، پیادهنظام تعلیمدیده و آمادهشان بود. این نیروها شامل کسانی میشدند که قرار بود از مرزها وارد شوند و همچنین کسانی که در شهرها کمین کرده بودند. اما آنها نه در آسمان موفق شدند، نه در زمین.
در بخش زمینی، حضور مردم توطئه را بهطور کامل خنثی کرد؛ به نحوی که حتی یک موشک زمینی هم از جانب نفاق نتوانست شلیک شود. این پیروزی قاطع مردمی، به لطف خدا، بینظیر بود. در بخش آسمانی نیز نیروهای قوی نظامی ما، شامل ارتش، سپاه و بسیج، با قاطعیت آسمانهای منطقه را در اختیار گرفتند. نه تنها دشمن به نتیجهای نرسید، بلکه ما در آسمان منطقه جولان دادیم؛ جایی که آنها باور نمیکردند بتوانیم به این راحتی، از میان پیچوخم رادارها و آن همه امکانات عبور کنیم و با کمال آزادی رادارهایشان را هدف قرار دهیم.
این موفقیت، متکی بر نیروی ایمان ماست. در آسمان، با وجود قدرت ما، زد و خوردی در کار بود، اما در زمین، حتی یک ذره «خوردن» (آسیب دیدن) در کار نبود و همهاش «زدن» (پیروزی) بود. دشمن همان نقشهها و توطئهها را برای زمین نیز داشت، اما پیروزی ما در زمین، قاطعِ قاطع بود. با ایمان محض مردم و بریدنشان از تمام اسباب مادی، هیچ توطئهای به ثمر ننشست و بهراستی باید از این مردم تشکر کرد.
آمادگی برای تقابلهای طولانیتر و تشکیل هستههای خدمت
در ادامه این مسیر و در عرصه حضور میدانی، اکنون لازم است «هستههای خدمت» شکل بگیرد. اگر قرار باشد تقابلها طولانیتر شود، باید آمادگیهای لازم را داشته باشیم. در کنار هستههای مقاومت، از این پس باید هستههای خدمت نیز ایجاد شود؛ هستههایی که از جنس پویش ایران همدل هستند، اما در سطحی بالاتر. باید هستههای بههمپیوسته و زنجیرهای ایجاد شود تا کار تشکیلاتی انجام دهند. اگر این تقابل بخواهد ادامه پیدا کند، هرچند امیدواریم بهزودی پیروزی قاطع محقق شود و دشمن با ذلت عقبنشینی کند؛ ما باید برای هر حالتی آمادگی داشته باشیم. نیروهای خالصی که در میدان حضور داشتند، باید این هستههای خدمت را شکل دهند تا بر فرض محال یا احتمال ضعیفی که ساختارها و زیربناها آسیب دیدند، اداره شهرها کاملاً در دست مردم و این هستهها باشد؛ آن هم با طمأنینه، آرامش و سکینه، بدون اینکه کار به اضطراب و اضطرار کشیده شود.
این آمادگی برای احتمال ضعیف، دو اثر مهم دارد: نخست اینکه دلهای مؤمنانِ حاضر در صحنه به این اتحاد، همدلی و خدمت خوش میشود. دوم، دشمنان وقتی این سطح از آمادگی را میبینند، میفهمند ما برای هر طرح آنها آمادهایم؛ در نتیجه ناامید میشوند و دست از اقداماتشان برمیدارند.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، تشکر از همه نیروهای نظامی، انتظامی، ارتش و سپاه است. در شرایطی که مردم با اشکِ ریزان و دلِ سوزان، به دعا مشغول هستند، این عزیزان در وسط میدان حضور دارند. همانطور که سردار موسوی عزیز ما فرمود: «شما ما را دعا کنید؛ ما پشت این دستگاهها آماده دفاع از شما هستیم و شما هم در میدان برای ما دعا کنید» انشاءالله که دعای همه دوستان بدرقه راه این عزیزان خواهد بود.
سه مرتبه بیعت با ولایت
در مکتب ولایت، بیعت با امام دارای مراتب و درجات مختلفی است. در این زمینه، امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَنَا بِلِسَانِهِ وَ قَاتَلَ مَعَنَا أَعْدَاءَنَا بِیَدِهِ فَهُوَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا»؛ به این معنا که اگر کسی در سه مرحله با ما بیعت کند، در مرتبه ما خواهد بود. این روایت شریف به زیبایی مراحل سهگانه بیعت را تشریح میکند: محبت قلبی و پیوند درونی؛ نخستین مرحله بیعت، محبت قلبی است. فرد ممکن است در خلوت خود و بدون انجام عمل بیرونی خاصی، در دل به ولایت عشق بورزد. این محبت درونی، خود نوعی از اطاعت و ارتباط با امام محسوب میشود و سنگ بنای بیعت است.
مرحله بعدی دفاع زبانی و اظهار مودت است. فراتر از محبت قلبی؛ دفاع زبانی و اظهار مودت است. در این مرحله، فرد علاوه بر علاقه درونی، در فضای بیرونی و اجتماع نیز از ولایت دفاع کرده و فضائل آن را بازگو میکند. این دفاع زبانی، مصداق آیه شریفه «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی» است؛ چرا که مودت، همان «اظهار محبت» است. در طول تاریخ (بهجز این چهل و چند سال پس از انقلاب اسلامی) اظهار محبت به اهلبیت(ع) در فضای عمومی، اغلب بهای سنگینی داشت و جرمی نابخشودنی محسوب میشد. بنابراین، جاری کردن محبت بر زبان، مرتبه دوم بیعت را شکل میدهد.
سومین و کاملترین مرتبه بیعت، یاری عملی با دست است؛ به تعبیر روایت: «وَ قَاتَلَ مَعَنَا أَعْدَاءَنَا بِیَدِهِ». در این مرحله، فرد با دشمنان ولایت میجنگد، اسلحه به دست میگیرد و به صورت فعال در صحنه حضور پیدا میکند. اگر کسی در هر سه مرتبه با ولایت بیعت کند، به مقام «معیّت»(همراهی) میرسد که رتبه بسیار بالایی است. معیت از تبعیت(صرفاً پیروی کردن) برتر است؛ نظیر مقام سلمان که به «مِنّا اَهلَالبَیت» مفتخر شد. روایت در ادامه میفرماید اگر کسی تنها دو مرتبه (قلبی و زبانی) را داشته باشد، در درجه پایینتری قرار میگیرد و اگر فقط به محبت قلبی بسنده کند، رتبهاش از آن هم کمتر خواهد بود.
تجدید بیعت سهگانه و آمادگی برای تقابلهای آینده
در پی شهادت رهبر معظم، جامعه برای چند روزی در خلأ رهبری قرار گرفت. در آن دوره پرتکاپو، احساس جدیدی برایمان ایجاد شد؛ دغدغهای که از عادت گذشته به حضور مستمر رهبر، به این پرسش تبدیل شد که «اگر ایشان نباشد، چه میشود؟» همین تأمل در احتمال فقدان، سبب شد قدردانی ما از نعمت ولایت عمیقتر شود و حق تبعیت را بیش از پیش ادا کنیم. اکنون که خدای سبحان، ولی جدیدی را روزی ما کرده، لازم است بیعت خود را با ایشان تجدید کنیم. همانطور که بیعت با امیرالمؤمنین(ع) دارای سه مرتبه (محبت قلبی، دفاع زبانی و یاری عملی) است، ما نیز متعهد میشویم بیعتمان با نایب امروز ایشان نیز سهجانبه باشد: هم قلباً دوستدار باشیم، هم زباناً دفاع کنیم و هم با دستمان پای کار باشیم. برای آمادگی در برابر تقابلهای احتمالی طولانیتر، باید هستههای خدمت را شکل دهیم. نیروهای مخلص میدان باید این هستهها را ایجاد کنند تا بر فرض محال اگر زیرساختها آسیب دیدند، اداره شهرها با طمأنینه، آرامش و سکینه کاملاً در دست مردم باشد. این آمادگی، علاوه بر حفظ آرامش داخلی، پیامی قاطع به دشمن میدهد که ما برای هر سناریویی آمادهایم و دست از اقدامات خود بردارند.






نظر شما