حوزههای علمیه نقش بیبدیلی در تاریخ سیاسی قرون اخیر داشتهاند و ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز از درون این نهاد دینی برخاسته است، تا جایی که رهبر شهید انقلاب تعبیر «مادر نظام» را برای حوزههای علمیه بهکار بردند.
با وجود این، تبیین نسبت حوزه علمیه و نظام اسلامی از مهمترین تأکیدات رهبر شهید انقلاب بود و راههای نرفته زیادی را در همراهی این دو نهاد میدیدند. حالا با شهادت رهبر انقلاب و انتخاب جدید خبرگان، حوزههای علمیه نقش پررنگتری در پشتیبانی از ولیفقیه و نظام اسلامی ایفا خواهند کرد. به این بهانه مروری داریم بر بیانات رهبر شهید آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای که در مواقف مختلف بر این ضرورت تأکید کردهاند.
حوزه، جزیره نیست!
حوزه و روحانیت جزیرهای نیست که با پیرامون خود ارتباطی نداشته باشد. برحسب بافت معمولیِ همیشگیِ تغییرناپذیر نظام اجتماعی و روابط انسانی ما، حوزه و روحانیت مثل خونی است که در سرتاسر پیکره جامعه در جریان است؛ در حرکت است؛ با همه جا مرتبط است. لذا مسائل روحانیت و مسائل حوزه، پیوندی ناگسستنی با مسائل کشور، مسائل نظام اسلامی، مسائل دنیای امروز و حتی مسائلی از تاریخ و گذشته دارد. [فیضیه: ۱۰/۴/۷۹]
حوزه علمیه باید نظام اسلامی را از خود بداند و برای تکمیل و رفع نقص آن، همه کوشش خود را مبذول کند... نظام دینی است؛ نظامی است که براساس معارف، احکام و ارزشهای دینی شکل گرفته است. حوزه در مقابل چنین نظامی نمیتواند بیتفاوت باشد. هیچ مصلحت و هیچ انگیزه شخصی یا صنفی یا سیاسی نمیتواند و حق ندارد از حمایت حوزه نسبت به نظام مانع شود. [فیضیه: ۱۰/۴/۷۹]
هیچکس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار دهد، نمیتواند خود را از نظام اسلامی جدا بگیرد... اینکه یک آقایی در یک گوشهای عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است. روحانی باید از وجود یک چنین نظامی که پرچمش اسلام و قانونش فقه اسلامی است، با همه وجود استقبال کند. مراجع تقلید کنونی، مکرر به بنده گفتند که ما تضعیف این نظام را به هر کیفیتی حرام قطعی میدانیم. [خراسانشمالی: ۱۹/۷/۹۱]
حوزه علمیه نمیتواند سکولار باشد
یقیناً مسئولان نظام، از صدر تا ساقه، ضعفهایی دارند. بنده خودم در اول صف قرار دارم؛ مجمع ضعفهای فراوان و عیوب بیشمار. در این تردیدی نیست. باید این ضعفها را برطرف و جبران کرد؛ باید به رفع عیبها کمک کرد. نمیشود گفت یا صد درصد یا هیچ؛ یا باید مثل حکومت امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم علیهماالسلام باشد، یا اصلاً نباشد! [فیضیه: ۱۰/۴/۷۹]
حالا یک معممی در یک گوشهای بیاید خودش را از نظام کنار بگیرد؛ بهانه هم این است که ما فلان انتقاد را داریم... وجود انتقاد و عیب در یک مجموعه مگر موجب میشود که انسان این همه محسنات و نقاط قوت را در آن مجموعه نبیند و ملاحظه نکند؟ در روحانیت هم همینجور است... صد تا اشکال در ما هست؛ اما این صد تا اشکال موجب میشود ما از روحانیت اعراض کنیم؟ ابداً. در مقابل این صد تا اشکال، هزار تا حسن وجود دارد. در کسر و انکسار مصالح و مفاسد است که انسان میتواند خط مستقیم را پیدا کند... بنابراین حوزههای علمیه نمیتوانند سکولار باشند. اینکه ما به مسائل نظام کار نداریم، به مسائل حکومت کار نداریم، این سکولاریسم است. [خراسانشمالی: ۱۹/۷/۹۱]
مادر نظام اسلامی
حوزه علمیه، بهخصوص حوزه علمیه قم، مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بیتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست. بنابراین نسبت بین حوزههای علمیه و نظام جمهوری اسلامی، نسبت حمایت متقابل است؛ نظام از حوزهها حمایت میکند و حوزهها هم از نظام حمایت میکنند؛ همکاری میکنند و به یکدیگر کمک میکنند. [قم: ۲۹/۷/۸۹]
جریان نظام اسلامی و در دل آن، جریان حوزههای علمیه، دو جریانی هستند که به هم مرتبط و متصلاند و سرنوشت آنها یکی است. امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خورده به سرنوشت نظام اسلامی است. نظام اسلامی اندک لطمهای ببیند، یقیناً خسارت آن برای روحانیت و اهل دین و علمای دین از همه آحاد مردم بیشتر خواهد بود. البته نظام زنده است، سرپاست، قوی است و با اطمینان کامل عرض میکنم که بر همه چالشهایی که در مقابلش قرار دارد، فائق و پیروز خواهد شد. [قم: ۲۹/۷/۸۹]
برترین مصداق امر به معروف و نهی از منکر
تقسیم روحانی به حکومتی و غیرحکومتی و ارزش و ضدارزش قلمداد کردن اینها هم یک غلط فاحش است. رفتن به سمت حکومت و غیرحکومت، اگر برای دنیا شد، بد است؛ اگر برای هوای نفس شد، بد است؛ مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست... همان مصداق دخول در دنیاست که فرمود: «الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا»؛ اما اگر رفتن به سمت حکومت با هدف معنوی و الهی است، این از برترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است؛ از برترین مصادیق مجاهدت است. اگر روحانیِ حکومتی به آن کسی گفته میشود که برای ادای مسئولیت شرعی خود، برای خاطر خدا از نظام اسلامی حمایت میکند یا از مسئولی حمایت میکند، این ارزش است. [قم: ۲۹/۷/۸۹]
مسابقه اظهارفضل، ممنوع!
امروز با تشکیل نظام اسلامی و مطرح شدن حکمرانی به شیوه اسلام، موضوعات مهمی برای حوزه اولویت یافته که در گذشته مطرح نبوده است؛ مسئلههایی از قبیل روابط دولت با مردمش و با دولتها و ملتهای دیگر، موضوع نفی سبیل، نظام اقتصادی و پایههای اصولی آن، پایههای اصولی نظام اسلامی، منشأ حاکمیت از نظر اسلام، نقش مردم در آن و موضعگیری در قضایای مهم و در مقابل نظام سلطه، مفهوم و محتوای عدالت و دهها موضوع اساسی و بعضاً حیاتی دیگر، برای امروز و فردای کشور دارای اولویت و منتظر پاسخ فقهی است. [حوزه پیشرو و سرآمد: ۱۷/۲/۱۴۰۴]
در شیوه کار کنونیِ حوزه، توجه کافی به این اولویتها دیده نمیشود. گاه میبینیم برخی مهارتهای علمی یا بعضی موضوعات فقهی یا اصولی خارج از اولویتها، فقیه و محقق را با شیرینی وسوسهانگیز خود، چنان در خود غرق میکند که ذهن او را بهکلی از آن مسائل اصلی و اولویتدار منصرف میسازد و فرصتهای بیجایگزین و سرمایههای انسانی و مالی را فدا میکند، بیآنکه در وانفسای هجوم کفر، کمکی به تبیین سبک زندگی اسلامی و هدایت جامعه برساند. اگر هدف کار علمی، اظهار فضل و سُمعه علمی و مسابقه در فاضلنما شدن باشد، مصداق فعل مادی و دنیاگرایانه و «اِتَّخَذَ اِلٰهَهُ هَواه» خواهد بود. [حوزه پیشرو و سرآمد: ۱۷/۲/۱۴۰۴]
از فقه اداره فرد تا فقه اداره نظام
فکر جدایی دین و سیاست، به عنوان یک آفت، به کلی ریشهکن نشده است... اینکه دین در خدمت اداره زندگی مردم باشد و سیاست از دین تغذیه بکند، هنوز در بعضی از اذهان درست جا نیفتاده است. ما بایستی این فکر را در حوزه ریشهدار کنیم... یعنی استنباط فقهی، براساس فقه اداره نظام باشد، نه فقه اداره فرد. فقه ما از طهارت تا دیات، باید ناظر به اداره یک کشور، اداره یک جامعه و اداره یک نظام باشد... بایستی همه اینها را به عنوان جزئی از مجموعه اداره یک کشور استنباط کنیم. این در استنباط اثر خواهد گذاشت و گاهی تغییرات ژرفی را به وجود خواهد آورد. [بیانات در آغاز درس خارج فقه: ۳۱/۶/۷۰]
کسی جوابگو نیست!
ما امروز در باب اداره کشور به مسائلی برخورد میکنیم که مشکلات و معضلات دینی و فقهی ماست؛ ما پاسخ اینها را میخواهیم، اما کسی جوابگو نیست! باید خودمان بنشینیم، یا آقایی را ببینیم و از او بخواهیم، یا فرضاً بگوییم در کتابها بگردند و جواب این مسئله را پیدا کنند. باید دستگاهی آماده باشد و تمام مشکلات و معضلات نظام را پیشبینی کند؛ به آنها فکر کند، راهحل ارائه کند و جواب و پاسخ آماده را برای آن آماده کند. این جزو وظایف حوزههای علمیه است. [بیانات در آغاز درس خارج فقه: ۳۱/۶/۷۰]
امروز کارهای نشده و سؤالهای بیجواب خیلی هست؛ از اولی که این انقلاب پیروز شد، هرجا رفتیم و هرکس آمد، دیدیم به ما میگوید شما چه میگویید؟ حرفتان چیست؟ ما باید پایههای تفکر اسلامی و جهانبینی اسلامی و مبانی نظام اسلامی و ارکان و خطوط اصلی انقلاب اسلامی، یعنی این تحول و از شکلی به شکل دیگر شدن را توضیح دهیم؛ بعد ارکان نظام جمهوری اسلامی و اقتصاد و سیاست و روابط جمعی و روابط فردی و اخلاق و فرهنگ و جایگاه علم را در آن توضیح دهیم... اینها باید از حوزه علمیه بجوشد و سرریز شود. [دیدار روحانیون: ۱/۱۲/۷۰]
پرهیز از افراط و تفریط
حوزههای علمیه بایستی از سیاست هرگز دور نمانند؛ طلاب باید آگاهی سیاسی پیدا کنند. مبادا جریانهای سیاسی روز، بر ذهن طلاب در حوزه علمیه سبقت بگیرند. طلاب باید در فضای سیاسی حضور داشته باشند؛ بلکه جلوتر از زمان باشند و فکر سیاسی روشن داشته باشند. [بیانات در آغاز درس خارج فقه: ۳۱/۶/۷۰]
جوان طلبه انقلابی اهل عمل است، اهل فعالیت است، اهل تسویف و امروز به فردا انداختن کار نیست، اما باید مراقب باشد؛ نبادا حرکت انقلابی جوری باشد که بتوانند تهمت افراطیگری به او بزنند. از افراط و تفریط بایستی پرهیز کرد. جوانهای انقلابی بدانند؛ همانطور که کنارهگیری و سکوت و بیتفاوتی ضربه میزند، زیادهروی هم ضربه میزند... مأیوس نشوید، در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید رفتار بعضی از کسانی که به نظر شما جای اعتراض دارد، شما را عصبانی نکند و از کوره درنبرد... البته این را هم به همه توصیه کنیم که نیروهای انقلابی را متهم به افراطیگری نکنند... این هم انحرافی است که به دست دشمن انجام میگیرد. [قم: ۲۹/۷/۸۹]






نظر شما