تاریخ سراسر از یادمان های تلخ و شیرین است. یادمان هایی که هر چند با شماره و عدد روزها به یاد سپرده می شوند اما گذر سالیان هیچ از ابهت و شکوهشان کم نمیکند و در حافظه ملتها باقی میمانند. یکی از روزهایی که در ماه شوال برای ما شیعیان یادآور واقعی تلخ و جانگاه است، هشتم شوال است. در این روز به سال ۱۳۴۴ هجری قمری قبرستان بقیع به عنوان مهمترین قبرستان اسلام به دست وهابیون تخریب شد. آرامگاهی که برای مسلمانان تنها یک گورستان نیست که شهادت پژوهشگران شناسنامه و بخشی از هویت ماست. آنچنان که میخوانیم : «بقیع فقط گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ جهان اسلام است» (قاضی عسکر، تخریب بقیع به روایت اسناد.).
و ما عبادتگاهی برای آنان میسازیم
ساختن بارگاه بر قبور بزرگان، پیش از اسلام و پس از آن در تاریخ اسلام متداول و معمول بوده است و بخصوص شیعیان در بسیاری از شهرهایشان مرقدهای مطهر ائمه و بزرگان دین را متبرک و محترم شمردهاند و این امری است که منعی بر آن در کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) مطرح نشده است؛ چنان که خداوند متعال نیز در داستان اصحاب کهف، از تصمیم مردان یکتاپرستی که قصد داشتند در غار اصحاب کهف پرستشگاهی بنا کنند، ایـن گونه یاد میکند: «ولی کسانی که از راز آنان آگاهی یافتند، گفتند: ما عبادتگاهی کنار [مدفن] آنها میسازیم» (سوره کهف: آیه ۲۱).
بقیع هم یکی از همین قبور مطهر است که متاسفانه در غربت گرفتار آمده و مدفونین والا و بزرگ آن از دسترس ما دور مانده و به جهت تکریم آنان نمیتوانیم کاری آنچنان که باید انجام دهیم. اما میتوانیم با مطالعه در خصوص سرگذشت و تاریخچه آن با جایگاه و اهمیتش آشنا شویم.
مدفنی برای اولیای خدا و بزرگان
میدانیم که این آرامگاه تاریخی در شهر مدینه و در شرق مسجد النبی واقع شدهاست. «هم اکنون با تخریب همه بخشهای محله بنیهاشم، بقیع بدون واسطه به حرم پیامبر(ص) متصل شده است.»(آرش قندچی، فضای مبکی، طراحی قبرستان بقیع و حرم ائمه معصومین (ع)، ص ۸۵.)
آمده است که پس از هجرت پیامبر به مدینه این گورستان که در بیرون شهر قرار داشت به عنوان مکانی برای دفن مسلمانان مورد استفاده قرار گرفت. به همین خاطر با گذر زمان بسیاری از اهل بیت، صحابه، تابعین، زهاد و مشهورین تاریخ اسلام در آن به خاک سپرده شدند. تا قبل از تسلط سعودیها بر شبه جزیره عربستان، بقیع به عنوان مکانی مقدس پس از مسجد النبی مورد توجه مردم و حکومتها بود، اما با روی کار آمدن خاندان سعودی، همه بناها و آثار معماری توسط وهابیان به طور کامل ویران شد. به همین خاطر در حال حاضر چنان که میدانیم بقیع اکنون قطعه زمینی در حصار در منطقه مرکزی شهر مدینه است. قطعه زمینی که در اطراف آن برجها و خیابانها وجود دارند و همه چیز امروزی و مدرن است. هر چند مسجد النبی در جاور آن قرار دارد اما نمیتوان بر غربت آن اندوهگین نبود. بهخصوص که این آرامگاه در گذشته به دلیل مدفونان والای آن دارای عظمت و شکوه و احترام ویژهای بود.
و آن را قبه ای است سر به فلک کشیده
با این وجود که ما تصویری از این آرامگاه با عظمت در ذهن نداریم اما با نگاهی به اسناد و آثار به جای مانده در باره آن میتوانیم این مکان مطهر و مهم را در ذهن خود بازسازی کنیم. آمده است که بنا به گفته ابن نجار، مدینهشناس معروف (م. ۶۴۷ه. ق) حرم ائمه بقیع علیهم السلام، دارای دو در بود که یکی از آنها همیشه و در تمام اوقات روز به روی زائران باز بوده است. او در ضمن اشاره به عظمت، قدمت و ارتفاع ساختمان این گنبد و بارگاه مینویسد: «و هی کبیره عالیه قدیمیه ابناء و علیها بابان یفتح أحدهما فی کل یوم للزیاره». این گنبد، بزرگ، مرتفع و دارای قدمت زمانی است، دو در دارد که یکی از آنها هر روز باز است(نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع.). در قرن هفتم ابن جبیر جهانگرد معروف (م. ۶۱۴ مق) در مورد گنبد بقعه ائمه بقیع علیهم السلام میگوید؛ «و هی قبه مرتفعه فی الهواء علی مقربه من باب البقیع». «و آن قبهای است، مرتفع و سر به فلک کشیده که در نزدیکی درب بقیع واقع است.»
در قرن هشتم، خالدبن عیسی البلوی المغربی که در سال ۷۴۰ه. ق به مدینه سفر کرده است، میگوید: «و هی قبه مرتفعه فی الهواء». «این گنبدی است، بزرگ، مرتفع و سربه فلک کشیده». مشابه همین جمله را ابن بطوطه جهانگرد معروف (م. ۷۷۹ه. ق) آورده است که «و هی قبه ذاهبه فی الهواء بدیعه الاحکام». «و آن قبهای است سر به فلک کشیده و از نظر استحکام، بدیع و اعجابانگیز است». همچنین سهمودی در قرن دهم مینویسد: «و رأیت فی أعلی محراب هذا المشهد: أمر بعلمه المنصور المستنصر بالله» که این نوشته گویای وجود محراب در این حرم شریف است. مرحوم میرزا حسین فراهانی(۴) که در سال ۳-۱۳۰۲ ه. ق این حرم شریف را زیارت کرده است، این چنین مینویسد: «اول چهار نفر از ائمه اثنی عشر - صلوات الله علیهم اجمعین است که در بقعه بزرگی که به صورت هشت ضلعی ساخته شده است، قرار دارند و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است.»
بر روی قبرها دسته گل و ریحان قرار میدهند
برای دست یافتن به تصویری روشن از مناسک و آداب زیارت در بقیع نیز میتوان به سفرنامهها مراجعه کرد؛ آنچنان که نایب الصدر شیرازی میگوید: «سه شنبه هجدهم محرم ۱۳۰۶ ه. ق به عنوان آستانبوسی حضرت مجتبی(ع) به بقیع رفتم، با اینکه سه ساعت از آفتاب برآمده بود، خدام نیامده بودند.» (نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع.)
همچنین امین الدوله در سفرنامه خویش مینویسد: یکشنبه یازدهم محرم ۱۳۱۶ ه. ق، علی الصباح مُحرم کعبه مقصود و فوز به مقام محمود شدم و از دل و جان به آن آستان نماز آوردم. هوا روشن شد، هوای بقیع و زیارت ائمه هدی کردم، آنجا جز حاج صادق یزدی و یک کفشدار و یک سقا کسی نبود. کلیددار، متولی و زیارتنامهخوان حضور نداشتند. درب بقعه متبرکه بسته و مقفل بود، بیآنکه سبب معلوم شود. از بیرون سر بر آستان نهاده، زیارت خواندم و نماز زیارت گزارده، برگشتم.»
ابراهیم رفعت پاشا که برای آخرین بار در سال ۱۳۲۵ ه. ق به عنوان امیرالحاج مصری به حج مشرف شده است، مینویسد: «مردم مدینه در روزهای پنجشنبه به زیارت بقیع میروند و بر روی قبرها دسته گل و ریحان قرار میدهند و هیچ شیعه داخل حرم اهل بیت نمیشود، مگر اینکه پنج قروش (به خدام) بپردازد.»(نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع.)
از آنچه شرحش رفت میتوان دریافت که بقیع برای اهالی مدینه و زائرانش آرامگاهی مقدس و محترم بوده است و مردم به قصد قربت به زیارت قبور آن در رفت و آمد بودهاند و اگر از تخیل خود بهره بگیرم می توانیم این گذشته را همراه با خدام از انواع کفشدار، زیارتنامه خوان، فراش و ... تجسم کنیم که به زائران و دوستدارن در حین به جای آوردن زیارت خدمت می کنند. گذشتهی که امید است به عنوان یک میراث هویتی مسلمانان پاسداشت شود و به زودی زود انشالله احیاء گردد.
در نگارش این گزارش از اطلاعات مقالهای با عنوان «بقعهای بدون صحن» فاطمه باقری، بهره گرفته شده است.






نظر شما