وجه تسمیه
۱. چندین وجه تسمیه برای تنگهٔ هرمز ذکر شده است. از هور+ مُغ بهمعنای «سرزمین نخلهای خرما» تا هُرمُس در زبان یونانی به معنای «شاخاب» یا «خلیج». همچنین گمانهزنیهایی هست که «هرمز» از نام پادشاهی هرمز، یکی از توابع سلسله سلجوقیانِ کرمان در سدهٔ ۱۱ میلادی اخذ شده است. برخی برآنند «هرمز» از نام مادر پادشاه ساسانی، شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹ میلادی)، ایفراهرمزد، اخذ شده است. اما تقریباً اغلب زبانشناساسان موافقند که بهلحاظ ریشهشناسی «هرمز» دگردیسیدهٔ «اورمزد» یا «اهورامزدا» است. اینکه نیاکان ما نام خدای خدایان، اهورامزدا، را برای تنگه هرمز برگزیدهاند بیسببی نیست. بیش از دو هزار سال است که این تنگه نقش حیاتی در حفظ و بقای ایران داشته است. درواقع جاده ابریشم در شمال و تنگهٔ هرمز و خلیج فارس در جنوب جایگاه ایران را بهعنوان قلب مواصلاتی جهان متمدن تثبیت کرده است؛ جایگاهی کلیدی برای تبادلات فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی که شرق و غرب و شمال و جنوب را بههم متصل میکند.
تنگه و بندر هرمز در گزارشهای تاریخی در کتاب راهنمای دریانوردی اریتره (پریپلوس دریای اریتره) مربوط به سده نخست میلادی
۲. تنگهٔ هرمز بدون ذکر نام چنین توصیف شده است: «در انتهای بالایی جزایر کالایی (Calaei islands)، رشتهکوههایی به نام کالون (Calon) قرار دارند، و در فاصلهای نه چندان دور، دهانه خلیج فارس واقع شده است، جایی که در آن صید مروارید فراوان است. در سمت چپ تنگه[=جنوب تنگه، بخشی که امروز در عمان واقع است] کوههای بزرگی به نام آسابون (Asabon) قرار دارند و در سمت راست [=شمال تنگه، بخشی که امروز در ایران واقع است]، کوهی گرد و مرتفع به نام سِمیرامیس (Semiramis) به وضوح دیده میشود؛ فاصله عبور از تنگه بین این دو کوه حدود ششصد استادیا (حدود۹۴.۵ تا ۱۱۱ کیلومتر) است. پس از این تنگه، دریای بسیار بزرگ و وسیع خلیج فارس به پهنای سرزمینهای داخلی امتداد مییابد. در انتهای بالایی این خلیج، بازاری قانونی به نام آپولوگوس قرار دارد که در نزدیکی خاراکس اسپاسینی [=نزدیک خرمشهر کنونی] و رود فرات واقع شده است.».
مارکو پولو دو بار، یک بار در مسیر رفت به چین (حدود ۱۲۷۲ میلادی) و بار دیگر در مسیر بازگشت (حدود ۱۲۹۳ میلادی)، از بندر هرمز (میناب فعلی) در شمال تنگه هرمز بازدید کرد. مشاهدات او تصویر دقیقی از وضعیت تجاری، اقلیمی و حتی رژیم غذایی مردم این منطقه در قرن سیزدهم ارائه میدهد. نکات کلیدی گزارشهای او درباره هرمز عبارتند از:
•مرکز بزرگ تجاری: او هرمز را بندری عظیم توصیف میکند که بازرگانان از سراسر هند کالاهایی نظیر ادویه، مروارید، ابریشم، عاج فیل و سنگهای قیمتی را به آنجا میآوردند.
•کشتیهای بدون میخ: مارکو پولو به شدت از کیفیت کشتیهای هرمز متعجب شده بود. او توضیح میدهد که این کشتیها به جای میخ با طنابهایی از الیاف نارگیل (لیف) به هم دوخته میشدند و چون با قیر پوشانده نمیشدند، سفر با آنها را بسیار خطرناک میدانست.
•گرمای طاقتفرسا و بادهای مرگبار: او به گرمای شدید منطقه اشاره کرده و از بادهای فصلی سوزانی (مانند تشباد) میگوید که گاهی باعث مرگ ساکنان میشد. او همچنین سیستم بادگیرها را که برای خنک کردن خانهها استفاده میشد، توصیف کرده است.
•رژیم غذایی و نخلستانها: او تایید میکند که غذای اصلی مردم محلی خرما و ماهی شور بوده و آنها از خرما و ادویه نوعی شراب قوی درست میکردند. این مشاهده دقیقاً با ریشه کلمه "مُغ" (به معنی نخل) همخوانی دارد.
•هرمز قدیمی (خشکی): لازم به ذکر است که در زمان بازدید مارکو پولو، شهر هرمز هنوز در بخش خشکی (نزدیک میناب فعلی) قرار داشت و بعدها به دلیل حملات مکرر، مرکزیت آن به جزیره هرمز منتقل شد.
حملهٔ پرتغالیها در اوایل قرن شانزدهم میلادی
۳. پرتغالیها به دنبال گسترش امپراتوری دریایی خود و کنترل مسیرهای تجاری بین اروپا و آسیا بودند. آنها متوجه اهمیت استراتژیک خلیج فارس شدند و در سال ۱۵۰۷ میلادی به جنوب ایران حمله کردند. هدف اصلی پرتغالیها از این حمله، تسلط بر تجارت ادویه، ابریشم و دیگر کالاهای ارزشمند بود. آنها جزایر و بنادر مهمی مانند هرمز، قشم و لارک را تصرف کردند و با ایجاد پایگاههای نظامی و تجاری، کنترل خود را بر این مناطق تثبیت کردند. بندر هرمز بهویژه به دلیل موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود، یکی از اهداف اصلی پرتغالیها بود. شاه عباس صفوی با درک اهمیت اقتصادی و استراتژیک خلیج فارس، تصمیم به بازپسگیری این مناطق گرفت. او در سال ۱۶۲۲ موفق شد پرتغالیها را از جزیره هرمز و دیگر مناطق جنوب ایران بیرون براند.
ایرج آذرافزا، سردبیر ژورنال متافیزیک




نظر شما