این روزها و با طولانی شدن جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسیاری از تحلیلگران و روشنفکران آمریکایی تلاش دارند ثابت کنند ترامپ و رفتارها و گفتارش یک استثنا به حساب میآید و امیدوارند بهزودی با تغییر رئیسجمهور، آمریکا به ریل برگردد و در مسیر دیگری قرار بگیرد. تأکید بر استثنا بودن ترامپ برای این است که بگویند این حجم از آشفتگی که در برنامهها، سیاستها و رفتارهای دولت آمریکا میبینید، نشاندهنده شخصیت خاص و حماقتهای «ترامپ»» است نه نشاندهنده واقعیت آمریکا.
از توهمات دست بکشیم
برخی از اندیشمندان و تحلیلگران دیگر آمریکایی اما اینگونه فکر نمیکنند و اصرار دارند آنچه امروز میبینید، همان واقعیت و موجودیت آمریکاست. یک نمونهاش «لیدیا پولگرین» است. روزنامهنگار مشهور آمریکایی که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ مدیر تحریریه «نیویورکتایمز گلوبال» و رئیس دفتر غرب آفریقا بود و مدتی هم ریاست دفتر نیویورک تایمز در آفریقای جنوبی را بر عهده گرفت و بعد هم پنج سال سردبیر«هافپست» بود. او از سال ۲۰۲۲ به عنوان ستوننویس ثابت نیویورکتایمز فعالیت میکند و چند روز پیش در همین روزنامه نوشت: «مثل خیلی از آمریکاییهای دیگر، من هم در این روزهای تاریک میان دو احساس متضاد سرگردان بودهام. گاهی به خودم میگویم دونالد ترامپ چهرهای استثنایی و بدخواه است و به محض اینکه از صحنه خارج شود، میتوان امیدوار بود که نوعی احیای دموکراسی و قانون اساسی در آمریکا رخ دهد.
اما در روزهای تیرهتر، به روایتی بنیادیتر متمایل میشوم: اینکه ترامپ تجسم همان چیزی است که آمریکا همیشه بوده، ملتی ازخودراضی که اسطورههایش درباره مشیت الهی و استثناگرایی به آنها این اجازه را دادهاند که هر کاری دلشان میخواهد بکنند. حالا جنگ در ایران این دوگانگی را فرو ریخته است. بیتردید، این جنگ حاصل بیپروایی خاص ترامپ است؛ او بیمحابا خود را به دل منازعهای میاندازد که پیشینیانش عاقلانه از آن پرهیز کرده بودند. اما در عین حال، این جنگ فرجام منطقیِ چندین دهه تاریخ آمریکا نیز هست. یعنی شیفتگی این کشور به جادوی فناوری برای جنگیدن از راه دور، این باورِ کور که میتواند با زور رخدادهای نقاط دوردست جهان را شکل دهد... .
ترامپ در طول ریاستجمهوریاش بیماریای بسیار قدیمیتر را عیان کرده است، یعنی باور آمریکا به اینکه میتواند جهان را مطابق میل خود شکل دهد، بیاعتنا به خواست دیگران و با اطمینانی مطلق به اینکه تنها راه درست همان راهی است که خودش میرود! آمریکا زیستن در جهانی را که زیر سلطهاش نباشد بلد نیست. این کشور از همان آغاز به خودش القا کرده که هیچوقت ناچار نمیشود بهای سنگینی برای کارهایش بپردازد... تنها راه رهایی ما این است که یکبار برای همیشه از توهماتمان دست بکشیم».
فرزندان رئیس مافیا
«مارک ای.اشویل» فعال رسانهای آمریکایی هم در تأیید تحلیل «لیدیا پولگرین» مینویسد: من اغلب این نظر را از همکاران آمریکاییِ خوشنیت خودم میشنوم که: این ما نیستیم! اما من همیشه در پاسخ به این ادعاها میگویم: این دقیقاً همان چیزی است که ما هستیم!
اگر تاریخ ایالات متحده، خوبیها، بدیها و زشتیهایش را مطالعه کرده باشید و با تأثیرات سیاست خارجی آمریکایی و این واقعیت که ما در بیشتر طول عمرمان در جنگ بودهایم، آشنا باشید، یقین میکنید امروز آمریکاست که دارد خودش را نابود میکند، نه ترامپ. من به عنوان یک مرد سفیدپوست باقیمانده از میراث استعماری مهاجران، میدانم که اجدادم از انگلستان، اسکاتلند و جاهای دیگر به نام دین، سود و ایدئولوژی با همنوعان خود چه کردهاند، ازجمله قتل، شکنجه، آوارگی و بردهداری... صمیمانه امیدوارم وضعیت امروز آمریکا برای آمریکاییها آموزنده باشد. در سال ۲۰۱۸ «بیل بلوم» نویسنده کتاب «دولت یاغی، راهنمایی برای تنها ابرقدرت جهان» گفت: مردم آمریکا بسیار شبیه فرزندان یک رئیس مافیا هستند که نمیدانند پدرشان چه کاره است و نمیخواهند هم بدانند، اما وقتی میشنوند یک نفر، بمبی آتشزا را به اتاق نشمین یک خانه پرتاب کرده، تعجب میکنند... از منظر سیاست خارجی، ما دقیقاً مصداق همین مثالی هستیم که زدم»!




نظر شما