عصر جمعه گذشته ساختمان دانشکده لیزری و حرارتی دانشگاه شهید بهشتی در نتیجه تهاجم دشمن آمریکایی- صهیونیستی دچار خسارت و آتشسوزی شد.
پیش از این نیز در بامداد شنبه هشتم فروردین در پی حمله هوایی دشمن به دانشگاه علم و صنعت ایران و ساختمانهای پژوهشی و آموزشی این دانشگاه، کلاسها، کتابخانهها و آزمایشگاهها و اتاق استادان که سالها محل تحصیل، پژوهش و تربیت هزاران دانشجو و پژوهشگر بود، در هم شکست.
صبح روز ۱۱ فروردین هم مجتمع کارگاهی مربوط به دانشکده مهندسی برق دانشکدگان شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی تهران مورد حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت.
این حملات درست چند روز پس از حمله به منزل دکتر سعید شمقدری، دانشیار دانشکده مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت انجام شد که به شهادت وی همراه با پسر هجدهساله و دختر یازدهسالهاش انجامید. حمله به دانشگاهها و مراکز علمی از همان روزهای نخست در دستور کار اتاق فکر دشمن آمریکایی – صهیونیستی قرار گرفت؛ بهگونهای که مسئولان تا امروز از هجوم رژیم صهیونی و ارتش آمریکا به ۳۰ دانشگاه، مرکز علمی و خوابگاه دانشجویی طی جنگ رمضان خبر میدهند.
این در حالی است که مهاجمان بهخوبی میدانند براساس ماده ۸ اساسنامه رم و کنوانسیونهای چهارگانه ژنو، حمله عمدی و مستقیم به ساختمانهای وقفشده به آموزش، پژوهش و درمان، در صورتی که به هدف نظامی تبدیل نشده باشند، بهصراحت «جنایت جنگی» محسوب میشود.
هدف از حمله به دانشگاهها چیست؟
چندی پیش، یک استاد دانشگاه علم و صنعت در حالی که پشت به محل ساختمان تخریب شده دانشگاه علم و صنعت ایستاده بود، در گفتوگوی ویدئویی به خبرگزاری دانشجو عنوان میکرد: اینجا دانشگاه علم و صنعت ایران است... ما در این دانشکدهها نه موشک میساختیم و نه اسلحه؛ بلکه مغزهای دانشجویان ایرانی پرورش پیدا میکرد و دانش و فناوری توسعه داده میشد. دشمن نمیخواست ببیند دانش و فناوری توسط جوانان ما توسعه پیدا کند. دشمن در لیبی، عراق و سوریه نیز دانشمندان و مراکز تحقیقاتی را مورد هدف قرار داده بود. استکبار به دنبال ایجاد رعب و وحشت در دل دانشمندان ماست اما نمیتواند جلو پیشرفت علم را بگیرد.
فهم و چرایی حمله به دانشگاهها و مراکز علمی را بهروشنی میتوان در بیانات رهبر شهید انقلاب دریافت.ایشان در دیدار جمعی از نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی با اشاره به نقش نخبگان دانشگاهی به عنوان یکی از مهمترین ثروتهای انسانی کشور تأکید کردند: «هر چه دانشگاه را بتوانند لنگ و تعطیل و خراب و ناقص کنند برای دشمنان کشور و برای دشمنان پیشرفت کشور مغتنم است.
دانشگاه یکی از بزرگترین موانع در مقابل سلطه استکبار است، ما باید این را بدانیم که قدرتهای گردن کلفت جهانی هدفشان سلطه است، به چه وسیله؟ یک روز با اسلحه، یک روز با فریب، یک روز با علم؛ با علم هم سلطه پیدا میکنند. دانشگاه جلو سلطه را میگیرد، یعنی شما اگر چنانچه توانستید سطح علم کشور را بیاورید بالا، در مقابل سلطه دشمن یک مانعی ایجاد کردهاید».فرزانه شهید انقلاب، در مناسبتی دیگر با تأکید بر اینکه یک رکنِ مهم پیشرفت کشور، دانشگاه و در دانشگاه هم عمدتاً نخبگان علمی هستند، فرمودند: «اینکه شما میبینید در مقاطع مختلف تلاش شده که دانشگاهها و کلاسها تعطیل بشود، ناشی از این است که هر چه دانشگاه را بتوانند خراب و ناقص کنند، برای دشمنان پیشرفت کشور مغتنم است».دانشمند شهید محمدمهدی طهرانچی نیز در گفتاری که پیش از این از وی منتشر شده بود، چرایی هجوم به دانشگاهها را با نگاهی به حمله رژیم صهیونیستی به مراکز علمی و دانشگاهی پس از طوفانالاقصی اینگونه بیان کرده: «تا پیش از طوفانالاقصی، غرب مدعی بود علم، دانشگاه و جامعه دانشمندان را بهصورت دموکراتیک پیش میبرد و همواره با بزک، بر استقلال علم و نهاد علم تأکید میکرد؛ اما طوفانالاقصی روشن کرد که «سیاست علم» چگونه بیرحمانه نسبت به دانشگاه اظهارنظر میکند. دانشگاههای غزه را با خاک یکسان کردند، رتبه برتر کنکور غزه و استاد دانشگاه را به شهادت رساندند؛ نه رحمی بود، نه زن، نه زندگی و نه آزادی. رؤسای سه دانشگاه برتر دنیا را بهخاطر حمایت دانشجوهای این دانشگاهها از غزه محاکمه کردند. حتی در این جریان، خود رؤسای دانشگاهها حمایتی نداشتند؛ بلکه فقط بعضی از دانشجویان این دانشگاهها در حمایت از غزه حرف زده بودند. این همان بازی علم در غرب است که در بزنگاه و وقتی کِشتی سیاستهایشان در حال غرق شدن است، دستکش مخملی را از دست چدنی خود برمیدارند.
باید بدانیم که ذات دیکتاتوری غرب یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب «دیکتاتوری اتوکشیده» غرب، نه فقط در دفاع از صهیونیسم، بلکه بارها در تحمیل نظام و فهم علمی خود بر دیگران و به سخره گرفتن و حتی دست به ترور زدن آنانی که این فهم و نظام را قبول ندارند، دیده شده است».
علم در مغز استادان و دانشجوهاست
جواد مشایخ، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت میگوید: اگر بخواهیم حمله به دانشگاهها را از منظر نمادین تحلیل کنیم، این پیام را دارد که دشمن با هرگونه پیشرفت پایدار و مبتنی بر علم و دانش که خاستگاه آن، نهادهای آموزشی، پژوهشی و دانشگاه هستند، مخالف است. دشمن، این نهاد مقدس و معتبر را مورد هدف و تهاجم قرار میدهد و با دانشگاه و دانشمندان ستیزهجویی کرده و آنها را از بین میبرد. محمد خلج امیرحسینی، دیگر عضو هیئتعلمی و استاد تمام دانشگاه علموصنعت ایران نیز هدف از این حملات را جلوگیری از رشد علمی ایران میداند و با تأکید بر اینکه چنین حملاتی نمیتواند اقتدار علمی ایران را کاهش دهد، میگوید: علم در مغز استادان و دانشجوهاست. بسیاری از استادان اعلام کردهاند پس از این اتفاقات با انگیزه بیشتری کار میکنند و تلاش خواهند کرد درسها و پژوهشها را به سمت مسائل کاربردی و حل مسئله ببرند.رضا رحیمپور، استاد علوم سیاسی دانشگاههای زنجان هم حمله به دانشگاهها را مصداق بارز خصومت با عقلانیت و توسعه میداند و اظهار میکند: دانشگاه نهاد تولید فکر، اندیشه، مهارتورزی و محل تربیت تخصصی برای پیشرفت انسان است و به همین دلیل هرگونه تعرض و حمله به این مراکز علمی، اساساً برخلاف عقلانیت جمعی و فرایند تکامل بشری محسوب میشود.
مگر میتوان با علم جنگید؟
علم با خشونت خاموش نمیشود؛ تاریخ نشان داده حتی در سختترین شرایط، چراغ دانش در دانشگاهها روشن مانده است. اما پاسداری از این چراغ نیازمند هوشیاری، همبستگی و تعهد جامعه علمی جهانی است. دانشگاهها نماد خرد انسانیاند و حفاظت از آنها حفاظت از آینده تمدن بشری به شمار میرود.
این همان واقعیتی است که چندی پیش، اعضای هیئت مدیریت انجمن ترویج علم ایران نیز در بیانیه خود بر آن تأکید کرده بودند.با پذیرش این واقعیت، مگر با علم میتوان جنگید؟ علم نه سلاح است و نه تهدید؛ علم میراث مشترک بشریت است. دانشگاهها مکانهایی هستند که در آنها اندیشه برای بهبود زندگی انسانها شکل میگیرد، بیماریها درمان میشوند، فناوریهای نو برای رفاه بشر توسعه مییابد و مسیرهای تازهای برای فهم جهان گشوده میشود. از همین رو، هر اقدامی که زیرساختهای علمی را هدف قرار دهد، درواقع تلاشی برای آسیب رساندن به سرمایهای است که متعلق به همه انسانهاست.
و چه زیبا نوشته بود نهاد ترویجی نانو دانشگاه علم و صنعت ایران (فولرن) به بهانه بمباران دانشگاه علم و صنعت: «دشمن شاید دیوارها را ویران کند، اما اندیشه را نه. شاید سقفها فرو بریزد، اما امید نه.
آتش میتواند بر دیوارها بنشیند، میتواند شیشهها را فروبریزد و سکوتی سنگین بر حیاط دانشگاه بگذارد؛ اما چراغ دانایی با این چیزها خاموش نمیشود، زیرا هرجا کتابی دوباره باز شود، هرجا قلمی دوباره روی کاغذ حرکت کند، هرجا جوانی با چشمانی روشن به فردا نگاه کند… دانشگاه دوباره زاده میشود و آن روز دور نیست؛ روزی که دوباره درهای دانشگاه باز میشود، صدای قدمها در راهروها میپیچد و زندگی به کلاسها بازمیگردد.
آن روز، در میان خاطره دود و ویرانی، همه خواهند فهمید که این سرزمین نه با آتش میشکند و نه با تهدید از پا میافتد. دانشگاه دوباره خواهد ایستاد و ایران نیز سربلند خواهد ماند».




نظر شما