تحولات منطقه

سریال «سرو، سپید، سرخ» با موضوع جنگ رمضان، تولید مشترک سیمافیلم و سازمان اوج توسط ۱۴کارگردان در ۱۴قسمت در حال تولید است و از سه شنبه ۱۸ فروردین روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود.

سربازان وطن پای لانچرند، ما پای دوربین
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

سریال «سرو، سپید، سرخ» با موضوع جنگ رمضان، تولید مشترک سیمافیلم و سازمان اوج توسط ۱۴کارگردان در ۱۴قسمت در حال تولید است و از سه شنبه ۱۸ فروردین روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود. هر قسمت از این سریال، داستانی مجزا با شخصیت‌ها و موقعیت‌های متفاوت را دنبال می‌کند، اما همه در بستر مشترک جنگ رمضان شکل می‌گیرند. کارگردانی قسمت‌های این مجموعه را بابک خواجه پاشا، لیلی عاج، محمود کریمی، دانش اقباشاوی، مهدی شامحمدی، امیرعباس ربیعی، محمد علیزاده فرد، رضا کشاورز، محمد پایدار، امیر داسارگر، حسن حبیب‌زاده، ابوذر حیدری، فرزاد رنجبر و سیدمحمدحسین حسینی و تهیه‌کنندگی این مجموعه را محمدرضا شفاه، محمدجواد موحد و حبیب والی‌نژاد به صورت مشترک برعهده دارند. درباره جزئیات بیشتر این پروژه به سراغ سازندگان دو اپیزود از سریال رفتیم.

از واقعیت تا فیلم

اپیزود «نگاه» به کارگردانی سیدمحمدحسین حسینی، در شهر تهران فیلم‌برداری شده و روایتگر تلاش‌های حرفه‌ای یک عکاس‌-خبرنگار است که در لحظات ملتهب پس از بمباران یک مکان حساس به آنجا می‌رسد و دچار چالش‌های امنیتی پیچیده‌ای می‌شود. در این قسمت بازیگرانی همچون علیرضا جلالی تبار، مهدی علیپور، حامد محمودی، داود بخشی‌خانی و عباس داودی مهرانی ایفای نقش می‌کنند. حسینی در خصوص ایده و نوع شکل‌گیری این قسمت از سریال به خبرنگار ما می‌گوید: ایده کار کاملاً بر اساس یک اتفاق واقعی بود که رخ داد. من در انفجار خیابان ترکمنستان در نزدیکی پلیس دیپلمات حضور داشتم اما ماجرا دقیقاً به همان شکلی که در فیلم‌نامه مطرح کردیم نبود. منطقه‌ای که مورد هدف قرار گرفت، بسیار شلوغ بود و یکی از همسایه‌ها به مأموران گفت دو سه تا از اسلحه‌ها گم شده است و مردم آن‌ها را با خود می‌برند. وقتی این ماجرا را برای یکی از دوستانم تعریف کردم، ایشان گفتند اگر در داستان یک متهم هم وجود داشته باشد و او را در همان هرج ‌و مرج از زیر آوار فراری بدهیم، روایت جذاب‌تر می‌شود؛ که واقعاً هم ایده درستی بود و خوب از کار درآمد. در همین بحبوحه، ما یک عکاس هم داریم که از برخی صحنه‌ها عکس گرفته و این تصاویر به خط داستانی متهم فراری اضافه می‌شود و در نهایت به نیروهای انتظامی کمک می‌کند.
وی با اشاره به نحوه انتخاب بازیگران در شرایط کنونی خاطرنشان می‌کند: ما در مجموع سه تا چهار روز بیشتر برای پیش‌تولید فرصت نداشتیم و اگر می‌خواستیم به سراغ بازیگران شناخته‌شده‌ برویم، قطعاً زمان بیشتری لازم بود. بهترین کار این بود که به سراغ چهره‌های جدید برویم و آن‌ها را معرفی کنیم. اپیزود «نگاه» در این شرایط ساخته و کامل شد و اکنون در جدول پخش سیما قرار دارد. احتمالاً پس از مجموعه‌های آقای خواجه‌پاشا و خانم عاج، این اپیزود پخش خواهد شد.

صدای انفجارها شنیده نمی‌شد!

کارگردان سریال «سرو، سپید، سرخ» که مدیریت یکی از اپیزودهای شلوغ و بزرگ این سریال را بر عهده داشته، از سختی‌های سریال‌سازی در شرایط کنونی می‌گوید: اپیزودی که من روی آن کار می‌کردم، به‌خاطر وجود صحنه انفجار، فضای پلیسی و رخ‌ دادن یک قتل، گروه بسیار شلوغی داشت. در بعضی شب‌ها حدود ۲۰۰نفر سر پروژه حضور داشتند که واقعاً تعداد قابل ‌توجهی است. شبی که قصد داشتیم سکانس اصابت را ضبط کنیم، برخی از مردم از صحنه‌ها فیلم می‌گرفتند و منتشر می‌کردند و می‌گفتند «اینجا را زدند و نیروهای امدادی نیامدند». خیلی عجیب بود، چون ما خبرها را در شبکه‌های معاند می‌دیدیم و این موضوع گاهی ما را آزار می‌داد و با ناملایمتی‌هایی روبه‌رو می‌شدیم که در آن شرایط دل آدم را می‌شکست.
حسینی ادامه می‌دهد: در آن شب‌ها صدای پهپاد، جنگنده و انفجار از اطراف می‌آمد، اما حس عجیبی وجود داشت؛ انگار واقعاً صداها را نمی‌شنیدیم. در شرایط عادی حتی صداهای بسیار ملایم‌تر می‌تواند بچه‌ها را بترساند ولی نمی‌دانم چه حسی بود که هیچ‌ کدام از بچه‌ها صدا و موج انفجار، پهپاد یا جنگنده را نمی‌شنیدند و فقط کارشان را انجام می‌دادند؛ چیزی که در روزهای معمولی اصلاً قابل تصور نیست و از یک جهت برای ما خوشایند بود. تمام کار من در خیابان اتفاق می‌افتاد، آن هم در شب و فیلم حال ‌و هوای بارانی داشت. به ما می‌گفتند این محدوده «قرمز» است، ولی بچه‌ها بدون هیچ دلهره و ترسی کارشان را می‌کردند و ضبط ادامه داشت. در شرایط عادی چنین کاری اصلاً امکان نداشت و می‌توانم بگویم عملاً سریال‌سازی جنگی انجام دادیم و یک کار جنگی ساختیم.

جهاد سینمایی

حسینی درباره موضع‌گیری برخی هنرمندان در جنگ کنونی می‌گوید: عقب‌نشینی برخی هنرمندان در برابر تجاوز دشمن به سرزمینمان، دیدگاهی نیست که بپسندم. اینکه به کشور ما حمله شده و نخواهیم موضع بگیریم، نامردی و ناملایمتی است. خاکی که در آن زندگی می‌کنیم، به آن تجاوز شده است، بازیگران ما در این کشور شناخته شدند و رشد کردند. اینکه این افراد سکوت کنند، من نمی‌توانم به آن‌ها احترام بگذارم. چون نشانه بی‌تفاوتی است.
وی می‌افزاید: بچه‌هایی که اکنون پای کار هستند، با بچه‌هایی که پای لانچر هستند فرقی ندارند، هر دو دارند خدمت می‌کنند؛ هر دو سربازند. از کارگردان گرفته تا کارکنان خدمات، تدارکات و پس‌تولید، همه در خط مقدم هستند. همین که برویم و کاری تولید کنیم، برای من جهاد است. اینکه در این برهه‌ از تاریخ، توانستم کاری بسازم، برایم خوشحال‌کننده بود. حتی اگر فقط در چند دقیقه، مردم با دیدن این سریال صدای انفجارها را نشنوند، برایم کافی است. ما جلسه‌ای با آقای جبلی داشتیم و ایشان به ما لطف داشتند و گفتند: «فکر می‌کنم بعد از انقلاب، این تنها پروژه‌ای بوده که در دل جنگ ساخته شده است». کار ما یک کار جهادی است. همان طور که زیر یک ساعت به تجاوز نظامی دشمن پاسخ دندان‌شکن می‌دهیم، کار فرهنگی هم یک کار جهادی است. ما از روز سوم جنگ شروع به کار کردیم؛ از ایده‌پردازی و قصه‌پردازی گرفته تا پیدا کردن موقعیت‌های اجرا.

می‌ترسیدیم اما ادامه دادیم

حسن حبیب‌زاده نیز که پیش از این کارگردانی سریال «بوقچی» و دو اپیزود از سریال «تازه‌وارد» را بر عهده داشته است در این سریال، اپیزود «نگران» داستان دختری به نام «لیال» را ساخته که با اندوه از دست دادن پدرش درگیر است، در حالی که هم‌خانه‌اش رها قصد ترک شهر را دارد، تصمیم می‌گیرد بماند. پس از یک حمله هوایی شدید، لیال دچار بحران عصبی شده و در بیمارستان بستری می‌شود و در آنجا با شخصیت‌هایی مواجه می‌شود که هر کدام به نوعی درگیر پیامدهای جنگ هستند. گلنوش قهرمانی، آزیتا ترکاشوند، آندیا عبدالرضایی و رضا فیاضی در این اپیزود نقش‌آفرینی می‌کنند.
حبیب‌زاده درباره شکل‌گیری و ایده اصلی این داستان می‌گوید: ما یک طرح اولیه داشتیم و من آن را به عنوان یک خط اولیه بین سایر طرح‌ها که می‌خواند، انتخاب کردم. این طرح، روایتی بود درباره یک بیمارستان که کنارش بمباران شده و حمله موشکی صورت گرفته بود؛ در آن مکان، یک نفر خودکشی کرده و جزو نجات‌یافتگان بود.
در بحث ایده‌های داستانی و رابطه آن با واقعیت، مسئله این است که این دو اصلاً قابل تفکیک نیستند. ایده داستانی می‌تواند کاملاً واقعی باشد، یا کاملاً تخیلی، یا ترکیبی از هر دو.
کارگردان اپیزود «نگران» درباره چالش‌های کارگردانی در شرایط جنگی توضیح می‌دهد: بخشی از چالش ما در مرحله فیلم‌نامه و انتخاب قصه بود. چون محدودیت زمان داشتیم و باید در مدت زمان کوتاهی فیلم‌برداری می‌کردیم، به خصوص تعداد لوکیشن که باید کم می‌بود تا در روزهای محدود، فیلم‌برداری کنیم پس نمی‌توانستیم به سراغ قصه‌های پرلوکیشن و شرایط سخت فیلم‌برداری برویم.
او اضافه می‌کند: در حوزه انتخاب بازیگر و انتخاب عوامل مشکلی نداشتم و با شرایط غیرجنگی تفاوتی نداشت. کست خوبم را بستم ولی در زمان فیلم‌برداری چون دو تا لوکیشن داشتیم، جایی بود که اطرافش خیلی انفجار رخ می‌داد و صدای مهیب می‌آمد. همه عوامل فضا را می‌دانستند و پای کار بودند، با اینکه ترس هم وجود داشت اما باز هم ایستادیم. با اینکه بیشترین کار در شب فیلم‌برداری می‌شد، مانند فیلم‌برداری در زمان جنگ بود که وسط پلان ناگهان انفجاری رخ می‌داد و بازیگر می‌ترسید. در این شرایط فیلم‌برداری کردیم و باید مدیریت بحران می‌داشتیم. یک بار انفجار مهیبی رخ داد که تمام دیوارها لرزید ولی پس از توقف کوتاهی، به کارمان ادامه دادیم. ما در این شرایط کار ساختیم.

هنرمندانی که پای کار آمدند

حبیب‌زاده در خصوص هنرمندانی که با وجود سختی‌های فیلم‌برداری در شرایط جنگی پای کار هستند، عنوان می‌کند: من بازیگرانی داشتم که می‌گفتند «دلمان می‌خواست یکی صدایمان کند و بگوید، بیایید بازی کنیم؛ ما دوست داریم الان کاری بکنیم».
این سخنان نشان‌دهنده‌ انرژی واقعی و هدفمند بود که در میان بحران به وجود آمده بود. بخش بزرگی از انرژی و اراده‌ ما همین بود؛ اینکه هر کسی در حد توان خودش، حضور و اثر داشت مانند کسی که می‌رود در خیابان پرچم به دست می گیرند و صدای پدافند می‌آید ولی او میدان را ترک نمی‌کند. در منطقه‌ فیلم‌برداری ما، شهر قدس، هر لحظه‌ای که اطرافمان را می‌زدند، ترس و دلهره داشتیم، اما من و فیلمبردار با شوخی، فضا را تلطیف می‌کردیم. هر وقت بمباران می‌شد، می‌گفتیم: «صدای در است!» می‌خندیدیم و همه دوباره به کارشان ادامه می‌دادند. همه پای کار بودند، هر کسی در حد توان و اثر خودش، با وجود ترس و فشار، به کارشان پایبند بود. بعضی از عوامل و بازیگران حرفه‌ای واقعاً دوست داشتند که در این فضا کار کنند و بی‌چون و چرا پذیرفتند و حتی این نگاه را داشتند که هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم. آن‌ها نه تنها به عنوان عواملی حرفه‌ای‌ بلکه به عنوان افرادی که در شرایط بحران می‌خواهند نقشی داشته باشند، پای کار آمدند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha