۱۷ شوال روزی است که با نام امام علی(ع) و رشادتهای او در صحنه نبرد پیوند خورده است. روزی که در جنگ احزاب که با نام خندق هم خوانده میشود، این امام بزرگوار در میدان نبرد، یکی از دشمنان معروف مسلمانان را به نام عمرو بن عبدود به هلاکت رساند. واقعهای که در تاریخ اسلام ماندگار شده است.
«غزوه احزاب» که آن را «غزوه خندق» نیز میخوانند در ماه شوال سال ۵ هجری رخ داد. گفته میشود این نبرد سومین رویارویی مسلمانان مدینه و مکیان و از نبردهای مهم تاریخ اسلام است. در این جنگ، مشرکان قریش و چند قبیله دیگر به تحریک یهودیان بنیقریظه به قصد نابودی کامل مسلمانان جمع شدند و با ۱۰هزار نفر به سوی مدینه حرکت کردند. هجومی که در ادامه با تدبیر مسلمانان به شکست انجامید. در اهمیت این جنگ میتوان به سوره احزاب اشاره کرد که بخش عمدهای از آن به این غزوه اختصاص دارد. یکی از وقایع مهم این نبرد هلاکت یکی از مشرکان به دست امام علی(ع) بود. در این باره آمده است پس از آنکه مسلمانان گرداگرد شهر خندق حفر کردند، چند تن از مشرکان توانستند از این خندقها عبور کنند.
یک تن برابر هزار مرد جنگی
چنانکه در منابع آمده، عمرو بن عبدود عامری، همراه با عکرمة بن ابیجهل، هبیرة بن ابیوهب، نوفل بن عبدالله بن مغیرة و ضرار بن خطاب، بهسختی از خندقی که مسلمانان کنده بودند، گذشت (تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۵۷۳-۵۷۴). آمده است او سومین جنگجوی برتر قریش بود و قدرت او را برابر با هزار مبارز میدانستند. او در این جنگ مسلمانان را تحقیر کرده و به مبارزه میطلبید و چنین رجز میخواند: «صدایم گرفت از بس فریاد مبارزطلبی در میانتان سر دادم». چنانکه در منابع آمده است امام علی(ع) پس از هر رجزخوانی عمرو برای جنگ با او از جای خود برمیخاست اما پیامبر(ص) مانع او میشدند. در این باره میخوانیم: «رسولخدا(ص) گفت: چه کسی به جنگ او میرود. هیچکس برنخاست. وقتی چند بار این سخن را تکرار کرد، علی(ع) برخاست و گفت: یا رسولالله(ص)، من با او جنگ میکنم. پیامبر(ص) به او فرمان داد که بنشیند و انتظار داشت کسی جز علی(ع) بلند شود. عمرو همچنان بانگ هماوردخواهی سر میداد و مردم همچنان خاموش بودند، گویی بر سرشان پرنده نشسته است. عمرو گفت: مردم، شما که چنین میپنداشتید کشتگان شما در بهشت خواهند بود و کشتگان ما، در دوزخ. آیا کسی از شما دوست ندارد به بهشت رود یا دشمن خود را به جهنم فرستد؟ بازهم هیچکس برنخاست. علی(ع) برای بار دوم برخاست و گفت: یا رسولالله(ص)، من با او میجنگم. پیامبر(ص) او را به نشستن دستور فرمود. عمرو بن عبدود شروع به جستوخیز با اسب خویش کرد و جلو و عقب میرفت. در این هنگام علی(ع) برخاست و فرمود: یا رسولالله(ص)، برای جنگ با او به من اجازه فرمای. پیغمبر(ص) فرمود: نزدیک بیا. علی(ع) نزدیک رفت. رسول خدا(ص) عمامه خویش را بر سر علی(ع) بست و شمشیر خود، ذوالفقار را بر دوش او آویخت و فرمود: از پی تصمیم خود باش، و برای او چنین دعا کرد: بار خدایا! او را بر عمرو یاری فرمای»(تفسیر قمی، ۲/ ۱۸۱- ۱۸۵).
از علی آموز اخلاص عمل
در خصوص این نبرد روایتهای متعددی در تاریخ موجود است. آمده است امیرالمؤمنین(ع) نخست عمرو بن عبدود را دعوت کرد به یگانگی خدا و رسالت شهادت دهد و پس از آنکه او نپذیرفت، از او خواست از همان راهی که آمده بازگردد و وقتی قبول نکرد، به او گفت از اسب پیاده شده و با یکدیگر تن به تن مبارزه کنند. عمرو این پیشنهاد را پذیرفت و حتی براساس نقل ابنابیالحدید اسب خویش را پی کرد. بنابر نقل جابر بن عبدالله انصاری که همراه امام علی(ع) بوده است، جنگ میان امام علی(ع) و عمرو بن عبدود بالا گرفت، تا آنکه صدای تکبیر علی(ع) بلند شد و مسلمانان دریافتند عمرو بن عبدود کشته شده است (شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۰۲). جابر بن عبدالله که شاهد این صحنه بوده فرار دیگر مشرکان پس از کشته شدن عمرو را به کشته شدن جالوت توسط داوود(ع) و شکست سپاه جالوت تشبیه کرده است. همچنین بنابر آنچه در کتاب مناقب آلابیطالب، نوشته ابن شهرآشوب(درگذشته ۵۸۸ق) به نقل از امام علی(ع) آمده، عمرو بن عبدود در خلال مبارزه با امام علی(ع)، بر چهره او آب دهان انداخت و علی بن ابیطالب(ع) برای پرهیز از آنکه کشتن عمرو بن عبدود از روی خشم و تشفی خاطر باشد، چند لحظه او را رها کرد و پس از فرونشاندن خشم خود، عمرو را در راه خدا به قتل رساند (مناقب آل ابیطالب، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۳۸۱). در ادبیات و قصص به این واقعه اشاره شده است. بهطور مثال مولوی در این خصوص چنین سروده است: «از علی آموز اخلاص عمل/ شیر حق را دان منزه از دغل...».
همه اسلام در برابر همه کفر
در برخی گزارشها آمده «امام علی(ع) پس از کشتن عمرو بن عبدود سر او را برابر رسول خدا(ص) گذاشت در این هنگام ابوبکر و عمر برخاستند و صورت علی(ع) را بوسیدند و پیامبر(ص) که خوشحالی در سیمایش آشکار بود، فرمود: این پیروزی(واقعی) است یا فرمود: این نخستین پیروزی است و شوکت و هیبت مشرکان از میان رفت و از امروز به بعد آنان دیگر با ما نمیجنگند و این ما هستیم که با آنان میجنگیم» (ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۹، ص۶۲).
همانگونه که در کلام پیامبر(ص) مشهود است این پیروزی بسیار در نیروبخشی به مسلمانان و شکست کفار مؤثر بود. در فضیلت این نبرد از پیامبر خدا(ص) میخوانیم: ضربت علی(ع) از عبادت (جن و انس= ثقلین) بهتر یا برتر بود و به روایتی دیگر فرمود مبارزه علی با عمرو، از همه اعمال امت من تا روز قیامت برتر است و هنگام هماوردی حضرت علی(ع) با عمرو فرمود: همه اسلام(یا ایمان) در برابر همه کفر(یا شرک) قرار گرفته است. آری این ایستادگی و شجاعت در میدان به این اندازه مؤثر و بافضیلت بود و درس و قوت قلبی برای امروز ماست تا با توکل به پروردگار پا در میدان دفاع گذاشته و تمام قد دربرابر دشمنان ایران و اسلام بایستیم. در این باره از رهبر شهیدمان حضرت آیتالله العظمی خامنهای میخوانیم: «در جنگ احزاب وقتی سرباز شجاع اسلام علی بن ابیطالب(ع) به میدان عمروبنعبدود وارد شد، پیغمبر(ص) فرمود: «قد برز الایمان کله الی الکفر کله» کفار همه نیروی خود را در عمروبنعبدود متمرکز کردند، او را به میدان اسلام فرستادند اما نیروی رزمنده مؤمنِ اسلام یعنی امیرالمؤمنین(ع) او را در خاک و خون غلتاند». ۴/۷/۱۳۵۹ «اگر بخواهیم جبهه امروز دشمن علیه جمهوری اسلامی را در صدر اسلام مشابهسازی کنیم، میشود جنگ احزاب، همه قدرتطلبان و جنایتکاران مقابل جمهوری اسلامی صف کشیدهاند... وقتی ایمان در دل قوی شد، مواجهه با همه مشکلات آسان میشود». ۱/۴/۱۳۹۵






نظر شما