آن زمان که آموزگار سیاست، پیشوا و رهبری که پرچمدار بزرگ اسلام و قرآن بود به همه دولتها نشان داد که قدرت اراده و تصمیم ملتها را دریابند و بیش از این سر عصیان به سنگ جهالت نکوبند و همه ابرقدرتها را وادار کرد که سر تسلیم در برابر قدرت این ملت اعجازگر فرود آورند شاید کسی باور نمیکرد قریب به نیمقرن، این تسلیمپذیری تداوم یابد و امروزه با حضور در خیابان، رشتههای رؤیاهایشان را پنبه کنند و این جان خواران جهان را به زیر افکنند و از کودک تا کهنسالترین افراد، آنها را به تمسخر گیرند و رسوایشان سازند.
باید پرسید چه شد ثمره آن همه دسیسهها و برنامههایتان؟ چه شد نتیجه آنهمه ابتذالات فرهنگی و ظلمها و فسادهایتان؟ تحریمها نتیجهاش ورشکستگی ایران شد؟ کجا رفت آنهمه برنامه و طرحها و تحلیلهای مغزهای الکلیتان؟ از اینهمه بمب و موشک و کودککشی چه عایدتان شد؟
آیا ملتی که از جانب خدایش برانگیخته شده و جانش را با خداوند معامله میکند و «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ» سر میدهد و عاشقانه تا محرم نفس میکشد ممکن است با یزیدیان بیعت کند؟ «مِثلی لا یُبایع مثلَ یزید»
امروز جامعه ایران با الهام از آن خطمشی مقاومتی که جریان ولایت ایجاد کرد، «از امام کبیر که بارقههای امید را در جان این ملت زنده کرد تا امام شهید که این جریان را همچون نهالی آبیاری نمود و تناور ساخت تا امام جدید که سکاندار کشتی طوفانزده جامعه ایران شده است.» ضروریترین نیاز قرن پانزدهم یعنی «مرگ بر اسرائیل و امریکا» را در جهان فریاد میزند.
تاریخ کجا سراغ دارد ملتی را که خدا را بر همهچیز ترجیح دهد و یک قطره زلال عزت و آزادگی را از دریایی ذلت و رفاه برتر بشمارد؟
تاریخ کجا سراغ دارد ملتی که زخم شهادت فرزندان خویش را بر جگر داشته باشد و زیر بمباران شبانه دشمن با جراحتی بر جسم و جان، هنوز سرود مقاومت خواند و فریاد استقامت زند و هرگونه سازش و تسلیم را مدفون سازد
این ملت همان ملت میرزای شیرازی است که تمام منافعتان را در کمتر از آنی نابود ساخت؛ این ملت همان پیروان شیخ فضلالله نوریاند که پرده از چهره نفاقتان برداشت؛ این ملتِ میرزای جنگلی، شیخ محمد خیابانی، رئیسعلی دلواری و مدرسها و فرزندان همان قنداقههای پانزدهم خردادی هستند که افتخار جانفشانی در راه اسلام را داشتند این آرزویتان را به گور خواهید برد همچنان که اتحاد ملت از ابتدای جنگ تا کنون، حقیقت را برای شما مسلم ساخت؛ بیگمان پنجه بر سنگ میسایید.
این حدیث ماست و غم هجران پدری که همه امید یک امت بود و صدای رسای رهبری که جان جهان شده است.





نظر شما