بهگزارش قدس آنلاین، روزنامه عبری «هاآرتص» در تحلیلی از آنشِل ففر، خبرنگار اکونومیست، به چشم انداز «دکترین نتانیاهو» پرداخته است، رویکردی که قرار است نقشه خاورمیانه را به نفع اسرائیل تغییر دهد و اکنون در مواجهه با ایران در آخرین مرحله آزمون خود قرار دارد. اما این دکترین چیست و چرا نمیتوان چشمانداز روشنی برای آن متصور بود؟
بر اساس گزارشهای مؤسسه «اورشلیم برای استراتژی و امنیت» (JISS) و نیز تحلیلهای فایننشال تایمز، دکترین نتانیاهو را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: « امنیت از طریق انزوا و استحکامات مرزی ممکن نیست، بلکه مستلزم اقدام پیشدستانه و تهاجمی در عمق خاک دشمنان است». ایهود باراک، نخستوزیر اسبق رژیم صهیونیستی برای توصیف وضعیت اسرائیل در منطقه خاورمیانه از تعبیر «ویلا در جنگل» استفاده کرد؛ یعنی اسرائیل همچون جزیرهای امن در جنگلی به اسم خاورمیانه است. نتانیاهو یک هفته پیش از اینکه در معیت آمریکاییها به ایران حمله کند، در مراسم فارغالتحصیلی دانشجویان افسری ارتش اسرائیل با این عبارات به تبیین دکترین مدنظرش پرداخت: «دیگر خبری از مهار تهدیدات نیست. اگر به جنگل نروی، جنگل به سراغت میآید». این عبارت که خود نتانیاهو آن را بارها تکرار کرده، نشاندهنده گذار از مفهوم «ویلا در جنگل» ایهود باراک و دکترین کلاسیک بنگوریون (جنگهای کوتاه و دفعی) به رویکردی تهاجمی و توسعهطلبانه است.
در عمل، دکترین نتانیاهو چهار رکن اصلی دارد: پایان راهبرد مهار و به جای آن تغییر رژیم در کشورهای هدف، حملات پیشدستانه و مستمر و نه فقط پاسخ به تهدیدات، هماهنگی کامل نظامی با آمریکا به عنوان «شریک جنگی» و نه صرفاً یک حامی و دست آخر ایجاد مناطق حائل در خاک کشورهای همسایه. نمودهای عینی این رویکرد تهاجمی در پسا هفت اکتبر بهوضوح قابل مشاهده است، اما نکتهای که هاآرتص نیز روی آن دست میگذارد این است که تجربه ۷۸ ساله رژیم صهیونیستی و بهخصوص جنگ سوئز(۱۹۵۶) و لبنان (۱۹۸۲) اثبات میکند «اسرائیل هرگز نتوانسته نقشه خاورمیانه را تغییر دهد».
فارغ از تجربه شکست خورده تاریخی، براساس تلفیق گزارش هاآرتص و تحلیل اندیشکدههای غربی، سه عامل اصلی سبب ناکامی این دکترین در برابر ایران شده است: اول از همه، اشتباه در محاسبه هزینههای جنگ بهخصوص با در نظر داشتن این نکته که حملات هوایی هر چقدر هم دقیق باشند، توان از پای درآوردن کشوری ۸۵میلیونی را ندارند. دومین نکته، نادیده گرفتن تواناییهای ایران در تلافیجویی است. ضمن اینکه استفاده از کارت تنگه هرمز و اختلال در زنجیره انرژی جهانی توسط ایران چیزی بود که به اذعان مقامات آمریکایی، در حساب و کتاب جنگ، روی آن به قدر کافی فکر نشده بود. آخرین نکته نیز این است با اینکه دکترین نتانیاهو «سرنگونی» حاکمیت را هدف قرار میدهد، ولی طرح مشخص و دقیقی برای «روز بعد» ندارد. نکتهای که به باور هاآرتص، بازسازی برنامه موشکی ایران پس از جنگ ۱۲روزه شاهد مثالی برای آن است. خلاصه اینکه «دکترین نتانیاهو» نه تنها در مورد ایران جواب نداد بلکه اسرائیل را در باتلاقی گرفتار کرد که مشابه آن را در ویتنام (برای آمریکا) و افغانستان (برای شوروی) دیده بودیم.





نظر شما