قطعاً شما هم وقتی نمایش دو روز پیش ترامپ و روایتش از عملیات نجات دومین خلبان آمریکایی از ایران را شنیدید متوجه شدهاید که ادعای به کارگیری ۲۰۰ هواپیما و پرنده مختلف برای نجات خلبانی که در دل کوههای صعبالعبور ایران مخفی شده و بعد منهدم شدن دو هواپیمای غولپیکر در بیابانهای اطراف اصفهان-۲۰۰ کیلومتر دورتر از محل مخفی شدن خلبان – روایتی است که خیلی از جاهایش میلنگد. با این همه چون هنوز روایتی رسمی از سوی منابع ایرانی ارائه نشده بود، همه چیز بر محور حدس و گمان پیش رفت.
مشخص نیست
«ایندیپندنت» همان دو روز پیش در روایتی که بیشتر فنی و کارشناسانه بود به این نکته پرداخت که چرا انهدام هواپیماها و بالگردهای خودی توسط آمریکاییها منطقی به نظر میرسد و در کنارش بخشی از ماجرای اتفاق افتاده در اطراف اصفهان را به نقل از «وار زون» روایت کرد: «بالگردهای لیتلبرد احتمالاً مستقیماً به محل پرواز کردهاند، سپس از هواپیمای سی-۱۳۰ روی زمین سوختگیری کرده و عملیاتشان را انجام دادهاند، هرچند برد این بالگردها حتی با مخازن سوخت کمکی نیز محدود است... اینکه چرا بالگردهای لیتلبرد در همان محل نابود شدند، هنوز مشخص نیست، اما خروج نیروها احتمالاً و بهویژه به خاطر زمینگیر شدن دو فروند سی-۱۳۰ با عجله زیادی انجام شده است... نابود کردن هواپیماهای عملیات ویژه هم که در محل باقی ماندند، کاملاً حیاتی است زیرا مملو از حسگرهای حساس، تجهیزات ارتباطی، سیستمهای دفاعی و موارد دیگر هستند. محل فرود شناسایی شده و در جنوب اصفهان قرار دارد. این مکان حدود ۳۲۰ کیلومتر با ساحل ایران و تقریباً ۳۷۰ کیلومتر با مرز زمینی فاصله دارد. بسیار بعید است بالگردهای لیتلبرد این مسافت را خودشان طی کرده باشند و تقریباً میتوان این احتمال را کاملاً رد کرد»!
مشکل گزارش ایندیپندنت این است که ابتدای تحلیل میگوید بالگردهای کوچک احتمالاً به صورت مستقیم به محل فرود هواپیماها پرواز کردهاند، اما در انتها تأکید میکند «بسیار بعید است بالگردهای لیتلبِرد، خودشان این مسیر را طی کرده باشند!» و البته به جز یکبار اشاره به عملیات نجات خلبان، چیز دیگری درباره هدف و مکان اصلی مأموریت نمیگوید.
گرد و غبار جنگ
به جز روایتهای ضد و نقیض داخلی، دیروز «ایندیا تودی» و «فایننشال ریویو» درباره اینکه احتمال دارد عملیات نجات خلبان یک فریب برای انجام عملیات اصلی در اصفهان و ربایش اورانیوم غنیشده، بوده است نوشتند.
«ایندیا تودی» نوشت: در گرد و غبار و فضای پرابهام جنگ، اغلب اوقات از شفافیت خبری نیست. اما رسانههای اجتماعی ادعا میکنند عملیات پرسروصدای نجات خلبان آمریکایی آن طور که به نظر میرسد نبوده است.
طبق این ادعاها، آنچه در ظاهر مأموریتی برای بیرون کشیدن خلبان آمریکاییِ سقوط کرده معرفی شد، درواقع تلاشی پنهانی برای خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران بود. طرفداران این نظریه ادعا میکنند این عملیات شکست خورده و نیروهای آمریکایی را مجبور کرده است عمداً هواپیمای خود را منهدم کنند تا شواهد را از بین برده و ردپای خود را بپوشانند. «فایننشال ریویو» هم عصر دیروز بدون نام بردن به اظهارات برخی مقامهای ایرانی اشاره کرد و نوشت: «در حالی که ترامپ به عملیات نجات خلبان اف۱۵ افتخار میکند و ارتش کشورش را میستاید، منتقدان جنگ و همچنین ایرانیها این داستان هالیوودی را به چالش کشیدهاند... این روایت میگوید لاشه در حال سوختن یک هواپیمای باری ۳۰۰ میلیون دلاری و بالگردهای کوچک نیروهای ویژه که پس از عملیات نجات در بیابان منفجر شدند، ثمره یک ضدحمله ایران علیه نیروهای آمریکایی است که برای ربودن ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده آمده بودند. برخی از روایتها حاکی از کشته شدن دهها آمریکایی است که با ادعای ترامپ مبنی بر عدم تلفات جانی مغایرت دارد. ذخایر اورانیوم ایران، در کنار بستن نسبی تنگه هرمز، یکی از اهرمهای اصلی جمهوری اسلامی در مذاکرات با ایالات متحده است و سرنوشت هر دو به عنوان بخشی از هرگونه توافق صلح تعیین خواهد شد. از طرف دیگر، اگر آمریکاییها اورانیوم را به غنیمت بگیرند، ترامپ میتواند ادعای پیروزی و پایان جنگ را داشته باشد. محل این اورانیوم از زمان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، زمانی که هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی تأسیسات تحقیقات هستهای ایران را بمباران کردند، برای جهان یک راز بوده است.
رافائل گروسی، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بهتازگی گفته است که به احتمال زیاد ایرانیها بیشتر اورانیوم را زمانی که تأسیسات اصفهان، محل برنامه تحقیقات هستهای این کشور، به شدت آسیب دید، دفن کردهاند.
با این حال، این موضوع به طور مستقل تأیید نشده است. طبق گزارشها، اورانیوم در ظروف فولادی سنگین و ضخیمی به اندازه مخازن غواصی نگهداری میشود».
یک روایت دیگر
اما عصر دیروز «پرستیوی» به نقل از مقامهای امنیتی گزارشی را منتشر کرد که شاید پاسخی به ابهامهای این ماجرا باشد: «ساعت صفر برای عملیات شکستخورده اصفهان طی یک جلسه محرمانه در کاخ سفید و تحت نظارت مستقیم رئیسجمهور آمریکا تعیین شده بود. اکنون مشخص شده است که این عملیات هیچ ارتباطی با ادعای نجات خلبان جنگنده اف۱۵ ساقط شده نداشته است. محل فرود هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ که بر اساس شناساییهای قبلی انتخاب شده بود، یک باند فرودگاه متروکه بود که به طرز خطرناکی در نزدیکی یکی از سایتهای هستهای قرار داشت... اولین هواپیمای سی-۱۳۰ که حامل دهها کماندو نیروهای ویژه بود هنگام فرود در باند فرودگاه خاکی متروکه، تا حدودی از باند خارج شد... دقایقی بعد، دومین هواپیمای سی-۱۳۰ نزدیک شد که حامل خودروهای تخصصی، چندین بالگرد لیتلبِرد و سایر تجهیزات پشتیبانی بود... نیروهای ایرانی حاضر در صحنه، هواپیمای دوم را قبل از فرود هدف قرار دادند و فرود عادی آن را به فرود اضطراری تبدیل کردند... دو بالگرد بلک هاوک نیز کمی بعد از راه رسیدند... در این لحظه بود که هواپیماها، بالگردها و کماندوهایی که از هواپیمای اول پیاده شده بودند، به اهداف کاملی برای نیروهای مسلح ایران تبدیل شدند... آمریکاییها بلافاصله چندین هواپیمای کوچکتر را برای تخلیه نیروهای خود فرستادند و به سختی توانستند افراد را جمعآوری کرده و از آن موقعیت مرگبار خارج کنند. پس از تخلیه کماندوها، جتهای جنگنده آمریکایی خط آتشی به شعاع ۵ کیلومتر ایجاد کردند تا از نزدیک شدن نیروهای ایرانی به هواپیماهای سی-۱۳۰ رها شده در باند فرودگاه جلوگیری کنند. این جتها همچنین تجهیزات خودی را به شدت بمباران کردند تا از افتادن آنها به دست ایرانیها جلوگیری شود... پس از این شکست بود که ترامپ عجولانه و با آشفتگی کنفرانسهای مطبوعاتی متعددی برگزار کرد تا بر این شکست سرپوش بگذارد و آن را به دروغ عملیات نجات خلبانان جلوه دهد. اطلاعات موجود نشان میدهد ترامپ به جعل عملیاتهایی «به سبک هالیوود» برای ادعای دروغین دستاوردها و خشنود کردن افکار عمومی در ایالات متحده ادامه خواهد داد».





نظر شما