در وصف رهبر شهید انقلاب و ویژگیهای برجسته قائد امت اسلام میتوان سطرهای بیشماری نوشت؛ سطرهایی که بدون شک یکی از طلاییترین آن پیوندی با امام رضا(ع)؛ خورشید ایران زمین دارد؛ زیرا رهبر شهید نه تنها اهل مشهد الرضا(ع) بودند؛ بلکه خادم و دلبسته آستان مبارک ایشان هم بودند؛ دلبستگی که در منظومه فکری رهبر شهید موهبت و برکتی برای ما ایرانیان بود. «مرقد منور حضرت علیبنموسیالرّضا(ع) منبع برکات بیشماری است و بهخصوص برای من یکی از برکات بزرگ الهی محسوب میشود». (۲۹/۰۱/۷۰) برکتی که برخورداری از آن بسته به قبول حق و ولیاش است. «قبولی زیارت معنایش این است که آن فیضی که از ملاقات این ولیّ خدا به ملاقاتکننده میرسد، آن فیض به شما برسد؛ این معنای قبولی زیارت است». (دیدار ۱/۶/۸۲)
به همین خاطر عجیب نیست که بیشتر ما زائران و مجاوران وقتی برای زیارت امام رضا(ع) دنبال نسخه و الگو بودهایم، سری به توصیههای مختصر رهبر شهید انقلاب زدهایم؛ توصیههایی که خیلی مختصر و مفید، رسم و راه دیدار با رئوفترین امام را پیش رویمان گذاشتهاند. این توصیههای مفید و مختصر هر چند بارها در شکلهای مختلف توزیع و تکثیر شدهاند؛ اما به شکلی مجموع و مفید در کتابی گردآوری شدهاند؛ کتابی که در چهلمین روز شهادت قائد امت اسلام و در روزهای نزدیک به دهه کرامت میتواند هدیه و میراثی از رهبر شهید برای ما زائران و دلبستگان حضرتش باشد. دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید در یادداشتی به معرفی این اثر پرداخته که در ادامه، گزیدهای از آن را با هم مرور میکنیم.
مختصر و مفید در محضر امام رئوف(ع)
گفتیم اگر به دنبال اثری هستی که مختصر و مفید درباره زیارت راهنمایت باشد و دستت را بگیرد و پا به پایت تا حرم مطهر امام رضا(ع) بیاید، آن اثر کتاب «محضر رئوف» خواهد بود. اثری در ۱۳۶ صفحه که مجموعهای از بیانات رهبر شهیدمان است؛ کتابی که زیارت را پیش از سفر، از قلب زائر شروع میکند و طبق بیانات رهبر معظم انقلاب درباره امام رضا(ع) تدوین و گردآوری شده است.
در بخش نخست، نکاتی از بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد آداب زیارت آمده است. همین که «معرفت، محبت را زیاد میکند، محبت هم وقتی قدری زیاد شد و توسل ایجاد شد، معرفت را بیشتر میکند؛ لذا روی هم اثر میگذارند». یعنی برای اینکه امام رضا(ع) را بیشتر دوست داشته باشیم، باید در مورد زندگی و کلامش بیشتر بدانیم. کمتر کسی میداند که زندگی امام رضا(ع) سه بخش داشته است؛ نخست در دوران هارونالرشید که قلدر مستبد فاسد خودرأی ظالمی بوده که قدرت او را «امروز در دنیا، این سیاستمداران و حاکمان و پادشاهان و رؤسای جمهور دنیاپرست، هیچکدام ندارند». حضرت(ع) در دوران هارون، یک «مبارزه تشکیلاتی عاقلانه و آرام» را دنبال میکردند و کوشش ایشان «این بود که نگذارند آن اندیشه درست اسلامی و تفسیر صحیح قرآن از ذهن مردم دور شود». در این دوران، حضرت(ع) مبتنی بر تقیه که به غلط، شکلی از انفعال معنا شده، در پی آن بودهاند که خود و شیعیان را از تیررس دشمنان دور کرده و مراکز تشیع در سراسر کشورهای اسلامی را «با یک پیوند فکری و مالی» به هم متصل کنند.
این مبارزه حضرت رضا(ع) اتفاقاً یک مبارزه کاملاً انقلابی بوده؛ چرا که حضرت با هدف آگاهیبخشی در پی آن بودند که اثبات کنند «اولاً خلفا غاصب مقام خلافت الهیاند. دوم به مردم بفهمانند که اینها غاصب بیتالمالاند. سوم به مردم بگویند و خبر بدهند که حاملان اصلی اسلام و مفسران واقعی قرآن، یعنی فرزندان پیغمبر(ع)، صاحبان حق خلافت و حق حکومتاند. چهارم به مردم بگویند اگر میخواهند مسلمان و مؤمن واقعی باشند، بایستی پیوندشان را با خاندان پیغمبر(ع) محکم کنند؛ ولایت. ولایت یعنی این». کتاب، از بیانات رهبر معظم انقلاب طی سالهای مختلف در مورد سیره حضرت رضا(ع) بوده که البته با دقت کنار هم قرار گرفته است. گویی یک سخنرانی طولانی را میخوانیم؛ اما به خاطر جداسازیهای هنرمندانهای که کتاب هم در بخشبندی و هم در ترکیب فرازهای مرتبط دارد، خواننده دچار خستگی و ملال نمیشود.
برای شناخت حق، باطل را بشناسید
بخش دوم سیره حضرت رضا(ع) به تدبیر و ابتکار ایشان در پنج سال اختلاف و ستیز امین و مأمون، فرزندان هارونالرشید در تصدی مقام خلافت اختصاص دارد و در نهایت، در دوران پایانی که اندکی بیش از دو سال طول کشید، امام(ع) توانست کید و نیرنگ پیچیده مأمون در اعطای مقام ولایتعهدی به حضرت را علیه خود او به کار گیرد و در نهایت، از تکتک عملیاتهای مأمون در راستای تقویت تشیع استفاده کند. در نظر رهبر معظم انقلاب، مأمون میخواست با کشاندن امام(ع) از مدینه به مرو، مبارزه انقلابی شیعیان را دچار محافظهکاری و انفعال کند و «ادعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافتهای اموی و عباسی» را تخطئه کند. همچنین «ادعای دیگر شیعیان مبنی بر زهد و پارسایی و بیاعتنایی ائمه(ع) به دنیا نیز با این کار نقض میشد». در مقابل، امام(ع) ابتدا نشان داد قبول ولایتعهدی در سایه تهدید است و دوم قبول ولایتعهدی بدون پذیرش مسئولیت سیاسی آن مثل حق انتصاب و برکناری، در واقع «یعنی تهیه و تقسیم امکانات میان عناصر انقلابی و زبده».
کتاب به سادگی نشان میدهد مأمون تا چه اندازه مکار و حیلهگر بوده و تاکتیکهایی که امام(ع) به کار گرفته، مانند تماس با شیعیان در مسیر مدینه تا مرو یا آمادگی برای نماز عید به شکل کاملاً خاضعانه و پابرهنه، تا چه اندازه مبتکرانه و خلاقانه و سیاستمدارانه و در عین حال، شگفتانگیز بوده است. همچنین بیان میکند فهم سیره منحصر بهفرد اهلبیت معصومین(ع) در گرو درک تاریخ سیاسی حکومت امویان و عباسیان است چنانکه به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) برای شناخت حق باید باطل را بشناسید.
دلتان باید متصل شود
در بخش پایانی کتاب، ۲۲ حدیث از امام رضا(ع) که در سالهای مختلف شرح و بسط داده شده، آمده که برای استفاده مخاطبان و ارتقای بینش و معرفت آنها بسیار مفید است. نویسنده یا به تعبیری مؤلف کتاب، در صفحه ۲۱ آن گفته «بعضی خیال میکنند حتماً باید بروند به ضریح بچسبند... بعضیها چسبیدهاند به ضریح؛ اما دلشان اصلاً متصل به امام رضا(ع) نیست. یکی هم ممکن است دورتر باشد؛ اما دلش متصل باشد، این خوب است». اتصال به امام رضا(ع) شدنی است و شیرین. کمی از این شیرینی را کتاب «محضر رئوف» به شما میچشاند.






نظر شما