تحولات منطقه

در سال‌های اخیر یکی از مفاهیم مهم در ادبیات راهبردی جبهه مقاومت، «وحدت ساحات» یا هماهنگی میدان‌ها بوده است؛ راهبردی که بر این اصل استوار است که امنیت و سرنوشت جبهه‌های مختلف مقاومت به یکدیگر پیوند خورده است.

بدون لبنان هرگز
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، در سال‌های اخیر یکی از مفاهیم مهم در ادبیات راهبردی جبهه مقاومت، «وحدت ساحات» یا هماهنگی میدان‌ها بوده است؛ راهبردی که بر این اصل استوار است که امنیت و سرنوشت جبهه‌های مختلف مقاومت به یکدیگر پیوند خورده و هیچ ‌یک از اضلاع این جبهه نباید در برابر فشارها و تجاوزها تنها بمانند. تجربه تحولات منطقه نیز نشان داده است این مفهوم صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه در بزنگاه‌های میدانی به یک اصل عملیاتی تبدیل می‌شود.

حزب‌الله لبنان در سال‌های اخیر بارها نشان داده این منطق را نه در سطح شعار بلکه در میدان عمل دنبال می‌کند. از حمایت از مردم غزه گرفته تا ورود به تحولات اخیر، این جریان با پذیرش هزینه‌های سنگین در کنار دیگر اضلاع مقاومت ایستاده است. به همین دلیل نیز در شروط اعلام‌شده برای پایان درگیری‌ها تأکید شده بود هر گونه توقف جنگ باید همه جبهه‌ها را دربرگیرد؛ از جمله توقف حملات علیه مقاومت اسلامی لبنان.

با این حال، همزمان با اعلام آتش‌بس موقت، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی آشکارا اعلام کرد لبنان و حزب‌الله مشمول این آتش‌بس نیستند و حملات علیه آن جبهه ادامه خواهد یافت. این موضع در عمل به معنای شکل‌گیری نوعی «آتش‌بس گزینشی» است؛ وضعیتی که در آن یک جبهه از درگیری خارج می‌شود اما جبهه‌ای دیگر همچنان در معرض حملات باقی می‌ماند.

تحولات میدانی نیز نشان داد این موضوع فقط یک موضع رسانه‌ای نبود. بعدازظهر دیروز رژیم صهیونیستی حمله‌ای گسترده علیه لبنان انجام داد که بنا بر گزارش رسانه‌های صهیونیستی با مشارکت بیش از ۱۰۰جنگنده صورت گرفت و از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین حمله پس از ماجرای «جنگ پیجرها» یاد شده است.

تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، دشمن تلاش می‌کند از دوره‌های توقف یا کاهش درگیری برای تمرکز بر یک جبهه خاص استفاده کند. در چنین شرایطی، اگر یکی از اضلاع مقاومت در میدان تنها بماند، احتمال تشدید فشارها و عملیات‌های گسترده علیه آن جبهه افزایش می‌یابد.

از این منظر، موضوع تنها یک مسئله سیاسی یا رسانه‌ای نیست، بلکه به یک معادله راهبردی مربوط می‌شود. راهبرد «وحدت ساحات» دقیقاً برای جلوگیری از چنین وضعیتی طراحی شده است؛ وضعیتی که در آن دشمن می‌کوشد با تفکیک میدان‌ها و جدا کردن جبهه‌ها از یکدیگر، فشار نظامی خود را بر یکی از آن‌ها متمرکز کند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که این پرسش در فضای تحلیل منطقه‌ای مطرح شود که اگر حزب‌الله در مقاطع مختلف در حمایت از دیگر جبهه‌ها وارد میدان شده و هزینه پرداخته است، آیا اکنون می‌توان پذیرفت که لبنان از معادله کنار گذاشته شود و حملات علیه آن ادامه یابد؟

پاسخ به این پرسش در واقع آزمونی برای میزان پایبندی به راهبرد وحدت ساحات است. اگر این راهبرد قرار است فقط در سطح ادبیات سیاسی باقی بماند، طبیعتاً در بزنگاه‌های میدانی کارکرد خود را از دست خواهد داد. اما اگر به‌عنوان یک اصل واقعی پذیرفته شود، لازمه آن این است که هیچ ‌یک از اضلاع مقاومت در برابر فشارها و حملات تنها گذاشته نشود.

در نهایت باید توجه کرد که آتش‌بس زمانی معنا پیدا می‌کند که همه جبهه‌های درگیر را دربرگیرد. آتش‌بسی که در آن یک جبهه از میدان خارج شود اما جبهه‌ای دیگر همچنان زیر آتش قرار داشته باشد، بیش از آنکه به کاهش تنش کمک کند، می‌تواند به تغییر تمرکز فشار و تشدید حملات در یک میدان خاص منجر شود.

از این رو، تحولات امروز لبنان را باید در چارچوب همین معادله بزرگ‌تر تحلیل کرد؛ معادله‌ای که در آن سرنوشت میدان‌های مختلف به یکدیگر گره خورده و هر گونه تصمیم یا اقدام در یک جبهه، بر سایر جبهه‌ها نیز تأثیر خواهد گذاشت.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha