«بلاخره آمریکا به ایجاد خشکسالی عمدی در ایران اعتراف کرد»... مطلبی با این عنوان را لابد طی چند روز گذشته، در فضای مجازی زیاد دیدهاید از غلط املایی «بلاخره» که بگذریم، نشانههای دیگری هم در پست منتشرشده این روزها وجود دارد که نشان میدهد طرفداران مطالب شبهعلمی نه فقط از تغییرات جوی بلکه از جنگ و شرایط جنگی هم برای داغ کردن شایعهها سوءاستفاده میکنند.
تا نباشد چیزکی...
به متن این ادعای شبهعلمی خوب دقت کنید: «کارشناس آب و هوایی آمریکا اعلام کرده ۱۸ عدد از رادارهایی را که ایران در منطقه نابود کرده است، تنها رادارهای نظامی موشکی و ضدهوایی نبودند بلکه برخی از آنها رادارهای موسوم به هواشناسی برای دور کردن ابرهای بارانی در منطقه جغرافیایی ایران بودند... هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باهدف قراردادن و تخریب کامل این رادارخانهها که در اربیل عراق و امارات عربی بوده فضا را برای ورود ابرهای بارانزا و هوای مطلوب به ایران باز کردند... یعنی ۲۵ سال خشکسالی ایران، به خاطر اثر مغناطیسی و سیستم (هارپ) دشمن با مردم عزیز ایران بوده و جنگ آب و غذا و جنگ بیولوژیکی، قحطی درست کرده بودند».
منبع ادعایی خبر، «کارشناس آب و هوایی آمریکا»ست که خدا میداند ساخته و پرداخته ذهن کیست و کی و کجا، در گفتوگو با چه کسی، آن هم در این بحبوحه جنگ-آتشبس، اعلام شده است؟ برای موجه و حقیقی جلوه دادن خبر از «هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» هم سوءاستفاده شده تا خوانندگان زودباور خبر، احساس کنند موی لای درز صحت و سقم آن نمیرود! استفاده از«هارپ» هم لابد برای این است که شما فکر کنید با یک خبر علمی سروکار دارید و خبرنویسش هم آدم عالِم و کاردرستی بوده است.
حالا اگر اِنقُلتهای مختصری که ما بر خبر وارد کردیم را قبول ندارید و هنوز فکر میکنید «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها»، مجبورید وقت بگذارید و نقد و نظرهای قدیمی یا تازهای را که کارشناسان درباره تأثیر رادارها و امواج رادیویی مطرح کردهاند بخوانید.
«تابناک» در این باره نوشته است: «این روزها در شبکههای اجتماعی، فیلمها و پستهایی دستبهدست میشوند که در آنها سامانههای راداری نظامی یا حتی خطوط سفید بهجا مانده از هواپیماها، از متهمان اصلی کاهش بارشهای ایران در سالهای اخیر معرفی میشوند». البته و صد درصد رادارهای نظامی آمریکایی در منطقه، حال مردم منطقه و ایرانیان را بد کرده بودند، اما در اوضاع فعلی نمیتوان با مطرح کردن اینکه رادارها توان ایجاد تغییرات آب و هوایی را دارند، ادعاهای شبهعلمی کرده و حال مردم را خوب کرد.
هارپ واقعیت دارد؟
اما بیایید ببینیم واقعیت از نظر علم فیزیک و هواشناسی چیست؟ آیا واقعاً یک دستگاه رادار چند کیلوواتی میتواند ابری به بلندای چند کیلومتر و پهنای دهها کیلومتر را از باریدن بیندازد؟ متخصصان در این باره چه نظری دارند؟
رادار، چه نظامی و چه هواشناسی، در سادهترین تعریف، یک فرستنده و گیرنده امواج رادیویی است. امواج رادیویی منتشر میشوند، به قطرات باران یا بدنه هواپیما میخورند و بازمیگردند. رادار با محاسبه زمان برگشت این امواج، فاصله و اندازه هدف را تخمین میزند.
اما نکته مهم این است که انرژی ارسال شده توسط رادار، در مقیاس ابر و باران، بینهایت ناچیز است. یک رادار نظامی برد بلند معمولی، توانی در حدود ۵۰ کیلووات را در هر پالس منتشر میکند. این عدد در نگاه نخست، بزرگ به نظر میرسد، اما وقتی این انرژی در سطح وسیعی پخش میشود، چگالی آن در فاصله چند کیلومتری از رادار به کمتر از چند وات بر مترمربع میرسد. حالا بیایید این عدد را با منبع اصلی انرژی روی زمین یعنی خورشید مقایسه کنیم. در یک روز آفتابی معمولی، حدود هزار وات بر مترمربع انرژی خورشیدی به سطح زمین و ابرها میتابد. یعنی خورشید حدود ۲۰۰ تا ۵۰۰ برابر پرتوانتر از یک رادار نظامی به ابرها انرژی میدهد. اگر راداری با آن توان ناچیز میتوانست جلو بارش را بگیرد، خورشید که هر روز ابرها را با هزاران برابر قدرت رادارها، انرژیباران میکند باید تا حالا تمام ابرهای کره زمین را برای همیشه نابود کرده بود.
کارشناسان و متخصصان معتقدند مأموریت اصلی یک رادار نظامی، دیدن هواپیما یا موشک دشمن در پشت ابرها و در میان باران است. اگر این رادارها قرار بود بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف گرم کردن یا تغییر ابرها کنند، هیچگاه نمیتوانستند هدف خود را ببینند.
عدهای البته به پروژه معروف «هارپ» در آلاسکا اشاره میکنند و آن را نمونه بارز «تسلیحات جوی» معرفی میکنند. واقعیت اما این است که هارپ یک تأسیسات پژوهشی است که با توان بالا (در حد چند مگاوات) امواج رادیویی را به سمت «یونوسفر» میفرستد؛ لایهای از جو در ارتفاع ۶۰ تا ۵۰۰ کیلومتری از سطح زمین. مشکل بزرگ طرفداران نظریه توطئه «هارپ» این است که آب و هوا و بارش، در لایه «تروپوسفر» شکل میگیرد. بین یونوسفر و تروپوسفر، لایه استراتوسفر قرار دارد که دست نخورده باقی میماند. گرمایش موقتی که هارپ در یونوسفر ایجاد میکند هیچ راهی برای نفوذ به پایین و تأثیرگذاری بر یک ابر بارانی در ارتفاع ۳ کیلومتری ندارد.
عوامل خشکسالی
حالا اگر رادارها و هارپ نقشی در کاهش بارش ندارند، پس علت واقعی خشکسالیهای اخیر ایران چیست؟ پیش از این کارشناسان مختلف و بهخصوص رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی ایران به سه عامل اصلی اشاره کردهاند که البته هر کدامشان پشتوانه تحقیقاتی گستردهای دارند.
اول، تغییر اقلیم است. دمای کره زمین از دوران پیشاصنعتی تاکنون حدود ۲/۱ درجه سانتیگراد افزایش یافته است. هر یک درجه افزایش دما، ظرفیت جو برای نگهداری بخار آب را ۷درصد بیشتر میکند. این یعنی جو تشنهتر میشود و رطوبت را از سطح زمین میمکد، اما بارش را فقط به شکل نامنظم، شدید و کوتاهمدت رها میکند.
دوم، آلودگی شهری است که ابرها را عقیم میکند. دود کارخانهها و اگزوز خودروها، ذرات معلق بسیار ریز (مانند سولفاتها و نیتراتها) را به درون ابرها میفرستد تا تبدیل به «هستههای میعان» شوند. وقتی تعداد این هستهها بیش از حد شود، قطرات آب به جای اینکه بزرگ و سنگین شوند، به صورت میلیونها قطره ریز درمیآیند که برای باریدن خیلی سبک هستند. این قطرات ریز یا در هوا تبخیر میشوند یا هرگز به زمین نمیرسند. تحقیقات بینالمللی نشان داده در پاییندست کلانشهرهای بزرگ مانند تهران، لسآنجلس یا دهلی نو، بارش میتواند تا ۲۵درصد کاهش یابد.
سوم، خشکسالی طبیعی است. ایران در کمربند خشک جنبحاره قرار دارد و هزاران سال است که دورههای خشک و تر را تجربه میکند. الگوهایی مانند النینو و لانینا میتوانند بارش یک منطقه را تا ۵۰ درصد از سالی به سال دیگر تغییر دهند. وضعیت امروز ایران، تلفیقی از این خشکسالی طبیعی با تغییر اقلیم و آلودگی است.




نظر شما