لحظههایی که در آن، اشکهای یک دختر جوان و تلاش بیوقفه تیم درمان در کنار هم، سرنوشت یک خانواده را، تغییر داد.
به گزارش آستان نیوز، صبح یکی از روزهای فروردین ۱۴۰۵، اورژانس بیمارستان فوقتخصصی رضوی شاهد یکی از نفسگیرترین عملیاتهای احیای قلبی در میان بیماران بدحال بود؛ زمانی که یک خانم ۴۶ ساله با سطح هوشیاری پایین و شرایطی بسیار بحرانی توسط اورژانس ۱۱۵ به این مرکز درمانی، منتقل شد.
فاطمه باغشنی، سرپرستار واحد اورژانس بیمارستان رضوی، درباره لحظات نخست ورود این بیمار میگوید: بیمار حدود ساعت ۸ و ۲۴ دقیقه صبح وارد اورژانس شد.
سطح هوشیاری بسیار پایین بود، فشار خون افت شدیدی داشت و ضربان قلب هم شرایط مناسبی نداشت. بلافاصله تیم احیا در کنار تخت بیمار حاضر شد و اقدامات درمانی آغاز شد.

به گفته وی، این بیمار در همان دقایق ابتدایی با وضعیت بسیار وخیمی وارد اورژانس شد و تیم درمان بلافاصله اقدامات تخصصی برای پایدارسازی شرایط او را، آغاز کرد.
سرپرستار اورژانس بیمارستان رضوی ادامه میدهد: با توجه به علائم بیمار، احتمال مشکل جدی قلبی مطرح شد. پس از انجام نوار قلب و بررسیهای اولیه، تصمیم گرفته شد برای بررسی بیشتر، بیمار به بخش تصویربرداری منتقل شود و سیتیاسکن برای او انجام شود.
اما در همان لحظاتی که بیمار برای انجام سیتیاسکن به بخش رادیولوژی منتقل شده بود، وضعیت ناگهان بحرانیتر شد.
باغشنی در تشریح آن لحظات میگوید: در بخش رادیولوژی ناگهان بیمار دچار آریتمی شدید شد و ضربان قلب به شرایط خطرناکی رسید. تیم درمان بلافاصله عملیات احیای قلبی ریوی (CPR) را آغاز کرد. همه ما امیدوار بودیم که تلاشها نتیجه بدهد.
او ادامه میدهد: خوشبختانه پس از تلاشهای مداوم تیم اورژانس و پزشکان، ضربان قلب بیمار دوباره بازگشت و امید به ادامه درمان زنده شد.
به گفته این پرستار باسابقه، در چنین شرایطی هماهنگی تیمی مهمترین عامل نجات بیماران بدحال است. در اورژانس همه چیز به کار تیمی وابسته است. پزشک اورژانس مانند یک رهبر تیم را هدایت میکند و پرستاران و سایر اعضای تیم با هماهنگی کامل تلاش میکنند تا بیمار را به زندگی بازگردانند.
اما در کنار تلاشهای پزشکی، صحنهای انسانی و فراموشنشدنی نیز در بیرون اتاقهای درمان جریان داشت.
باغشنی با لحنی احساسی میگوید:از لحظه ورود بیمار به بیمارستان، دختر این خانم همراه ما بود. اضطراب و نگرانی را میشد در چهرهاش دید. مدام از ما میخواست که برای نجات مادرش هر کاری میتوانیم انجام دهیم. هنوز هم چهره آن دختر، از ذهنم پاک نشده است.
او، ادامه میدهد: وقتی بعداً به بخش آیسییو رفتم و دیدم این خانم هوشیار شده، واقعاً احساس عجیبی داشتم.
مادر خودم در قید حیات نیست ولی وقتی دیدم توانستیم مادری را به فرزندش برگردانیم، واقعاً خوشحال شدم.
روایت دختر بیمار از لحظههای اضطراب
دختر این بیمار که از لحظات ابتدایی همراه مادرش در بیمارستان حضور داشت، درباره آن دقایق پراضطراب، میگوید: وقتی مادرم را آوردند اورژانس، حالش خیلی بد بود. فقط از خدا میخواستم دکترها بتوانند کاری برایش انجام بدهند. هر لحظه فکر میکردم ممکن است مادرم را، از دست بدهم.
او، ادامه میدهد: وقتی دیدم تیم درمان با تمام توان برای احیای مادرم تلاش میکنند، امیدوار شدم. لحظهای که گفتند ضربان قلب مادرم برگشته، واقعاً باورم نمیشد. انگار دنیا را دوباره به ما داده بودند.
قدردانی همسر بیمار
همسر این بیمار نیز که پس از انتقال همسرش، خود را به بیمارستان رسانده بود، از تلاش کادر درمان قدردانی میکند و میگوید: وقتی خبر دادند حال همسرم وخیم است و به بیمارستان منتقل شده، سریع خودم را رساندم.
وقتی رسیدم دیدم تیم درمان با تمام توان برای نجات او تلاش میکنند، واقعاً از همه پزشکان و پرستاران بیمارستان رضوی ممنونم.
او با اشاره به شرایط دشوار آن لحظات میگوید: هیچ خانوادهای دوست ندارد چنین لحظههایی را تجربه کند، اما وقتی دیدم همسرم دوباره به زندگی برگشت، احساس کردم خدا دوباره او را، به ما بخشیده است.
لحظهای که امید زنده شد
پس از احیای موفق و انجام اقدامات تخصصی از جمله آنژیوگرافی، وضعیت بیمار بهتدریج پایدار شد و اکنون روند درمان او با شرایط مناسب، ادامه دارد.
سرپرستار اورژانس بیمارستان رضوی، در پایان میگوید: برای ما در کادر درمان، هیچ چیز خوشحالکنندهتر از این نیست که نتیجه تلاشهایمان را در لبخند یک خانواده ببینیم. نجات جان یک انسان بزرگترین پاداش برای ماست.





نظر شما