در شرایط پیچیده و مرگبار میادین نبرد، وقتی گلولهها همچنان سوت میکشند و خاکستر باروت در هوا میرقصد، نخستین «سلاح» یک سرباز ممکن است کلت یا تفنگ نباشد، بلکه دانش «طب رزم» او باشد.
همان دانشی که در آن لحظات بحرانی، وقتی خون از زخم فوران میکند و ثانیهها مثل روزها طول میکشند، مرز میان زندگی و مرگ را تعیین میکند. امروز طب رزم، این شاخه تخصصی از پزشکی اورژانس، با بهرهگیری از تکنیکهای شگفتانگیز مثل تورنیکههای پیشرفتهای که با یک دست بسته میشوند، پلاسمای منجمدی که در کیسههای مخصوص تا قلب میدان نبرد حمل میگردد و حتی پهپادهایی که کیتهای امدادی را چون کبوتران نجات بر فراز خط مقدم به پرواز درمیآورند، موفق شده است آمار مرگ و میر ناشی از خونریزیهای میدانی را تا ۵۰درصد کاهش دهد. این یعنی نیمی از آنهایی که پیشتر در راه بیمارستان جان میباختند، امروز نفس میکشند. در ادامه برای بررسی چالشها و دستاوردهای این شاخه حیاتی از پزشکی جنگی به سراغ رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی رفتیم.
تفاوت طب معمولی و طب بحران
رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی با بیان اینکه اساسا مأموریت نیروهای مسلح در حوزه بهداشت و درمان، طب رزم است، به ما میگوید: طب رزم نه قابل خرید است و نه قابل واگذاری به دیگری؛ به این معنا که نه میتوان نیرو از بیرون برای انجام آن جذب کرد و نه میتوان آن را به کشور یا نیروی دیگر واگذار کرد. بنابراین، یکی از وظایف هر نیروی مسلح، برخورداری از نیروی بهداشت و درمان آمادهبهکار و مسلط بر حوزه بهداشت و درمان محسوب میشود. به همین دلیل نیروهای مسلح کشور در دانشگاههای علوم پزشکی حضور دارند و به تربیت پزشک، پرستار، پیراپزشک و نیروهای بهداشتی، درمانی و امدادی مشغول هستند؛ بهگونهای که بخشی از دروس این نیروها در حوزه طب رزم خلاصه و بخشی دیگر از دروس رسمی و کلاسیک آنان نیز با تغییراتی متناسب با موضوعات طب رزم و بحران ارائه میشود. در این راستا، طب رزم به عنوان حضور همه عناصر عملیاتی حوزه بهداشت و درمان در زمینه جنگ تعریف میشود.
او ادامه میدهد: تفاوت عمدهای که بین پزشکی معمولی و پزشکی در شرایط بحران وجود دارد، این است که پزشک تربیتشده در شرایط عادی، معمولاً در یک محیط آرام و بدون سروصدا، مانند مطب، کلینیک، درمانگاه یا بیمارستان، به ارائه خدمت میپردازد. در بیمارستان، کلینیک و درمانگاه، تقریباً تمامی وسایل مورد نیاز پزشک موجود است و اساساً شرایط اضطرار، بحران یا نگرانی جدی برای ارائه خدمت حتی در بیمارستانهای ترومایی وجود ندارد. اما در زمان جنگ یا بحران، موضوع متفاوت است. طب رزم الزاماً مختص به حوزه زمان جنگ یا دفاع نیست، بلکه در حوزههایی مانند سیل، زلزله یا سایر حوادث قهری و طبیعی نیز تیمهای اضطراری تشکیل میشوند. این تیمها متشکل از پزشکان، پیراپزشکان، بهداشتکاران و امدادیارانی هستند که در حوزه طب رزم توانایی بیشتری دارند. برای مثال، آگاهی از نحوه حمل مجروح با برانکارد و جزئیات آن و چگونگی جایگزینی وسایل در صورت نبود تجهیزات مناسب. همچنین نحوه تخلیه بیمار، هماهنگی با نیروهای امدادی و نیروهای رزمی و از سوی دیگر، روشهای پیشگیری و جلوگیری از خونریزی(ناشی از گلوله، موشک و تجهیزات نظامی) که مهمترین آسیب در زمان جنگ محسوب میشود، در کوتاهترین زمان ممکن برطرف میشود. افزون بر این، برپایی بیمارستانهای صحرایی ثابت و سیار نیز ازجمله اقدامهایی است که عمدتاً در طب رزم انجام میشود.
امدادگران؛ دلگرمی رزمندگان در خط مقدم
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این پرسش که چه توانمندیهایی در حوزه طب رزم داریم، بیان میکند: ما نهتنها در عرصههای نظامی مانند نقطهزنی موشکی، سامانههای پهپادی و انواع تسلیحات نظامی و جنگی که امروز شاهد آن هستیم، پیشرفت چشمگیری داشتهایم، بلکه در حوزه بهداشت، امداد، درمان و آموزش پزشکی در بستر نظامی نیز بسیار بسیار پیشرفته هستیم.
باوجود تمام محدودیتها، کمبود امکانات و همه موانعی که بهویژه در حوزههای پژوهشی و آموزشی برای ما ایجاد کردهاند (که این نیز از عوارض تحریمهای اعمالشده علیه کشور است)، دو دانشگاه علوم پزشکی ارتش و دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله که زیرمجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند، در حال حاضر فعالاند. هر دو این دانشگاهها به تربیت نیروهای مستخدم رسمی نیروهای مسلح میپردازند و از امکانات بسیار خوبی برخوردارند. وجود استادان مجرب و هیئت علمی، آزمایشگاههای متعدد و مراکز تحقیقاتی فراوان، همگی در زمان عملیات و جنگ، یاریرسان میدان خواهند بود. از طرف دیگر، موضوع بسیار مهم این است که نیروهای ما پشتوانه روانی برای سه سطح هستند: نیروهای خط بهداشت و درمان، نیروهای خط امداد و نیروهای خط اول عملیات (یا به عبارتی «لجمن» که همان لبه جلویی منطقه نبرد است). این نیروها، پشتیبان افرادی محسوب میشوند که در این منطقه مشغول فعالیت هستند.
لاریپور اظهار میکند: هر نیروی رزمی که به خط مقدم میرود و مشغول عملیات میشود – چه نیرویی که پشت لانچر نشسته باشد، چه نیرویی که در هر منطقه عملیاتی از جمله هوا، زمین، دریا یا خشکی حضور دارد – دلگرم به نیروهای امدادی است که پشت سر او قرار دارند. به عبارت دیگر، در خط دوم عملیات، این گونه است که اگر یک نیروی رزمنده مشغول فعالیت باشد، دلگرمی او به این است که یک پزشک یا یک امدادگر میتواند او را نجات دهد و در سریعترین زمان ممکن به منطقه امن برساند. این ماجرا را در زمان جنگ هشتساله یا جنگ دفاع مقدس تجربه کردیم. همه شاهد بودند که امدادگران ما چه تأثیرات مهمی در کاهش تلفات نیروی انسانی داشتند. بیمارستانهای صحرایی متعددی تشکیل شد و تعداد عملهای جراحی که در روز انجام میشد، گواه توانمندی جراحان و پزشکان عالیقدری بود که در دوران جنگ مشغول فعالیت بودند. بخشی از همین افراد، هماکنون از استادان برجسته دانشگاههای کشور هستند.
نیروهای شجاع سلامت؛ پشت خط دفاع از میهن
وی میافزاید: از طرف دیگر، بخش دیگری در حوزه طب رزم وجود دارد که به بهداشت و پیشگیری اختصاص دارد. در جنگ هشتساله، با وجود اینکه در بسیاری از جنگهای جهان، بیماریهای واگیر شیوع پیدا میکنند، کشور ما هیچ همهگیریای را تجربه نکرد. همچنین در زمینه حفاظت از آب، منابع زیستی و محیط زیست نیز عملکرد بسیار خوبی داشتیم. این موفقیتها حاصل تلاش حوزه بهداشتی طب رزم ایران است. در حال حاضر نیز همین وضعیت ادامه دارد. با وجود تمام کمکهای دولت و همکاریهای بینبخشی در گروههای مختلف، پزشکان، پرستاران و متخصصان آموزشدیده در حوزههای میکروبی، شیمیایی، هستهای، آب، غذا و مسائل مرتبط، به گونهای عمل کردهاند که هیچ کمبودی نداریم. در درجه دوم، برای رزمندگان ما نیز تمام آنچه باید در دسترس باشد – از جمله آب آشامیدنی سالم، خطوط لولهکشی و امکانات مربوط به نظافت البسه – هماکنون به خوبی تأمین میشود. علاوه بر این، در حوزه بهداشت روان نیز فعالیتهای بسیار مثبتی توسط دو دانشگاه علوم پزشکی ارتش و علوم پزشکی بقیهالله و همچنین توسط ادارههای بهداشتی و درمانی نیروهای مسلح (نیروهای زمینی، دریایی، هوایی و پدافند) در حال انجام است.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی به دستاوردهایی که در جنگ رمضان داشتیم اشاره میکند و میگوید: ما بیش از ۲۵ شهید در حوزه بهداشت و درمان داشتیم. متأسفانه بخشی از این شهدا از همکاران پزشک و پرستار ما بودند که به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. دو نفر از همکاران پزشک که تازه دانشآموخته شده و شماره نظام پزشکی گرفته بودند، در ناو دنا حضور داشتند. آنها همراه یک ناو صلح و دوستی و یک ناو آموزشی برای یک سفر دریایی رفته بودند و به هیچ وجه قصد جنگ نداشتند. با این حال، به طور کاملاً ناجوانمردانه و وحشیانه توسط نیروهای دشمن مورد اصابت قرار گرفتند و از میان ما رفتند. همین الان نیز جوانان جانبرکفی در حوزه بهداشت و درمان از جمله پزشک، پرستار و پیراپزشک وجود دارند. آنها در جزایر مختلف، در مناطق کمتربرخوردار و در مناطق اصلی نبرد حضور دارند و با روحیه شهادتطلبی در این مناطق فعالیت میکنند. همچنین نیروهای شجاعی که از وقت و کار و زندگی خود گذشتهاند، برای وطن و کشورشان، هماکنون در مراکز بهداشتی و درمانی مناطق شهری و روستایی حضور دارند. این عزیزان نیز در حال اداره نظام درمان کشور هستند تا آسیب بیشتری از آنچه در جنگ رخ میدهد، بر ما وارد نشود.
او اضافه میکند: در حوزه دیگری از عملیات طب رزمی، میتوان به این نکته اشاره کرد که بسیاری از مجروحان و آسیبدیدگان حوادث شهری که بر اثر تخریب مکانهایی مانند خانههای شخصی، بیمارستانها و سایر محلهای سکونت غیرنظامیان ایجاد شده است، در کمترین زمان ممکن، از دو جهت مورد اقدام قرار گرفتند. نخست، توسط شهرداریها و نیروهای امدادی شهری پاکسازی انجام شد. دوم، در بیمارستانهایی که برای این منظور اختصاص یافته بودند، رسیدگیهای لازم به عمل آمد. در این میان، تعدادی از مصدومان تریاژ شدند، آنهایی که امکان نجات داشتند، سریعاً نجات یافتند. همچنین افرادی که نیاز به بستری داشتند، در بیمارستانها پذیرش شدند و هماکنون خدمات درمانی با بهترین کیفیت به آنها ارائه میشود.
چالشهای حوزه طب رزم؛ از قطعی اینترنت تا فواصل طولانی
لاریپور در خصوص چالشهای حوزه طب رزم اینگونه میگوید: قطعی اینترنت یکی از عوامل بسیار مهم است که دسترسیهای ما را برای کارهای پژوهشی و استفاده از مقالههای جدید تا حدی دچار مشکل کرده است. از طرف دیگر، ممکن است بخشی از نیروهای بهداشت و درمان از محلهای اصلی خود فراخوانده شده و در نقاط دیگری مستقر شده باشند که این مسئله میتواند در برخی مناطق، کمبودهایی را ایجاد کرده باشد. همچنین با توجه به دشمن مکار و حیلهگری که متأسفانه با آن روبهرو هستیم، بخشی از مکانهای ارتباطی ما ممکن است دچار اختلال شده باشد. افزون بر این، فواصل کشور نسبتاً طولانی و مسافتها زیاد است، بنابراین رساندن برخی از اقلام بهطبع دشوار خواهد بود. با این حال و با همه این اوصاف، آنچه در توان نیروهای رزم ما بوده است بهویژه در حوزه دریا و خشکی، این کارها را به خوبی توانستهایم پیش ببریم. امیدوارم فرماندهان حوزه بهداشت و درمان، مدیران و رؤسایی که در حوزه بهداشت و درمان نیروهای مسلح فعال هستند، همچنان با قوت، قدرت و شجاعت به کار خود ادامه دهند. از طرف دیگر، امید میرود نظام بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور به عنوان متولی اصلی سلامت، بتواند پشتوانه عظیمی برای آنها باشد، زیرا باری که شبکه بهداشتی و درمانی نظامی کشور از دوش وزارت بهداشت برمیدارد بهویژه در حوزه مناطق مرزی، بسیار سنگین است. به عبارت دیگر، در مناطقی که وزارت بهداشت عملاً امکان پوشش ندارد یا اعزام نیروهای طرحی و قراردادی برای آن بسیار دشوار است، بسیاری از پزشکان نظامی ما مشغول معاینه و درمان بیماران غیرنظامی هستند و بار درمانی کشور را به دوش میکشند. بهطبع انتظار میرود وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هم از لحاظ بودجه و امکانات مالی و تجهیزاتی و دستکم از لحاظ امکانات روحی و تشویقهای لازم، بتواند به این نیروهای جانبرکف خدمات ارائه و در بخشهایی از سیستم خود، این موضوع را مورد توجه قرار دهد.





نظر شما