جامعه دینی تنها مجموعهای از افراد کنار هم نیست؛ شبکهای از دلها و مسئولیتهاست که در سختترین لحظات، حقیقت ایمان را آشکار میکند. گاهی یک حادثه، یک فقدان یا یک تجلی مظلومیت، لایههای پنهان روح جمعی را بیدار میکند؛ همان لایههایی که در روزهای عادی سخن نمیگویند اما در بزنگاههای تاریخ، با صدایی رسا خود را به صحنه میرسانند. قرآن کریم بارها یادآور شده پیوند اجتماعی مؤمنان، بخشی از هدایت الهی و شرط تحقق غایات انسانی است؛ پیوندی که نه از احساسات زودگذر، بلکه از ایمان و تکلیف میجوشد. برای بررسی این موضوع با حجتالاسلام والمسلمین سیدعباس لاجوردی، کارشناس دینی گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
مسئولیت اجتماعی؛ عقلانیت یا ایمان؟
حجتالاسلام لاجوردی در آغاز سخنان خود، مسئولیت اجتماعی را مفهومی دو ریشهای میداند: ریشهای عقلی و ریشهای ایمانی. او توضیح میدهد: انسان به حکم طبیعت و ساختار وجودیاش موجودی اجتماعی است. نیازهای متعدد، او را به زندگی در جمع وامیدارد و این ورود به اجتماع به معنای پذیرش محدودیتها و در مقابل، ایفای نقش و انجام تکالیف است. از این منظر، مسئولیت اجتماعی امری کاملاً عقلانی است؛ چون جامعهای که در آن هنجارها، قواعد و ارزشها رعایت نشود، نمیتواند نیازهای افراد را برآورده کند.
وی با تأکید بر اینکه هیچ انسان اجتماعی نمیتواند فقط مصرفکننده مزایای جامعه باشد و نقشی در تقویت ساختارهای آن نداشته باشد، اضافه میکند: وقتی یک فرد برای رسیدن به خواستههایش نیاز به امنیت، نظم، اعتماد و عدالت دارد، باید در حفظ این عناصر نیز نقش فعال ایفا کند. این قاعده، بنیان عقلانی مسئولیت اجتماعی است.
این کارشناس دینی سپس نگاه دینی را اضافه کرده و توضیح میدهد: در جامعه ایمانی، مسئولیت اجتماعی تنها یک ضرورت عقلانی نیست؛ یک فریضه الهی است. حدیث نبوی «کلّکم راعٍ و کلّکم مسئولٌ عن رعیته» تنها بیان یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه اعلام یک ساختار مسئولیتپذیری در جامعه اسلامی است. به تعبیر او، دین از مؤمنان میخواهد فراتر از رعایت هنجارهای اجتماعی، به تقویت و پاسداری از آنها بپردازند؛ زیرا جامعه، میدان تحقق غایات الهی انسان است.
قرآن و افق تمدنی مسئولیت اجتماعی
استاد لاجوردی با اشاره به چند آیه کلیدی، توضیح میدهد که قرآن، مسئولیت اجتماعی را بخشی از هویت تمدنی امت اسلامی میداند. او به آیه «ولتکن منکم أمّة یدعون إلی الخیر...» استناد کرده و میگوید: خداوند تنها بر اصلاح فردی تأکید نکرده، بلکه تشکیل امت کنشگر را مطرح کرده است؛ امتی که خیر را مطالبه میکند، ظلم را برنمیتابد و نسبت به سلامت جامعه مسئول است.
وی در ادامه به سوره عصر اشاره میکند: قرآن در این سوره، ایمان را به عمل صالح و توصیه به حق و صبر گره میزند؛ یعنی ایمان بدون کنشگری اجتماعی، ایمانی ناقص است. خداوند در این چارچوب به ما میآموزد ایمان، زیست فردی نیست؛ بلکه یک حضور جمعی و مسئولانه است.
برداشتن بارهای سنگین اجتماعی؛ آموزهای قرآنی
حجتالاسلام لاجوردی در بخش دیگری از سخنان خود، آیه نورانی «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا» (آلعمران، آیه ۲۰۰) را کلید فهم مسئولیت اجتماعی میداند؛ آیهای که به تعبیر او نقشه راه جامعه ایمانی در هنگام مواجهه با بارهای سنگین و مسئولیتهای مشترک است. او توضیح میدهد: قرآن در این فرمان سهگانه، مؤمن را تنها به صبر فردی دعوت نمیکند، بلکه او را وارد ساحتی میکند که بدون پشتیبانی و همراهی دیگران قابل تحقق نیست. «صابروا» یعنی صبرهای فردی را به یکدیگر پیوند بزنید و «رابطوا» یعنی در میدان بمانید، کنار هم باشید، پیوندهای اجتماعی را مستحکم کنید و حضور مداوم داشته باشید.
حجتالاسلام لاجوردی تأکید میکند: این آیه به ما میآموزد مسئولیت اجتماعی یک حرکت فردی نیست؛ یک اراده جمعی است. مؤمن باید احساس کند استواری جامعه به مشارکت، پایداری و حضور او وابسته است. همانگونه که بدن با هماهنگی اعضا زنده میماند، جامعه ایمانی نیز با پیوند دلها، تحمل مشترک دشواریها و همافزایی نیروها قوام میگیرد. پیام روشن آیه این است: بارهای بزرگ تاریخ را کسانی برمیدارند که در مسیر الهی تنها نیستند، بلکه پشتدرپشت و دلبهدل یکدیگر ایستادهاند.
غایات انسانی و ضرورت جامعه استوار
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ...» (نور، آیه ۶۲) توضیح میدهد: خداوند در این آیه معیار تشخیص مؤمن راستین را تنها ایمان قلبی نمیداند، بلکه حضور فعال در لحظههای «امر جامع» یعنی موقعیتهای اجتماعی و سرنوشتساز را نشانه بلوغ ایمانی معرفی میکند. مؤمن واقعی کسی است که وقتی جامعه به حضور او نیاز دارد، صحنه را ترک نمیکند و از مسئولیت تاریخی خود نمیگریزد. حتی اگر فردی به دلیل عذر شرعی از حضور معذور باشد، قرآن کریم نشان میدهد باز هم از دستدادن چنین صحنهای نوعی محرومیت از برکت الهی است؛ چنانکه خداوند به پیامبر(ص) میفرماید برای آنان نیز استغفار کن. براساس این آیه، مسئولیتپذیری اجتماعی معیار روشن ایمان است و جامعه مؤمنان با حضور جمعی و همدلانه در این بزنگاهها استوار میماند.
او سپس با طرح این نکته که «خالق حکیم، انسان را با غایات مشخصی آفریده و مسیر رسیدن به آن غایات از دل جامعه میگذرد» توضیح میدهد: تزلزل هنجارهای اجتماعی، خدشه در امنیت عمومی یا سستشدن پیوندهای انسانی، عملاً مسیر رشد انسان را ناهموار میکند و از همین رو است که دین به شکل جدی بر حفظ نظم، انسجام و سلامت جامعه تأکید میورزد. هر مؤمن مسئول است شرایط رسیدن جامعه به اهداف الهی را فراهم نگه دارد. یکی از نمودهای امروزین این مسئولیتپذیری حضور شبانهروزی مردم در روزهای اخیر است که نمونهای آشکار از همین تعهد اجتماعی است. حضوری که فردگرایی را کمرنگ و همبستگی را تقویت کرده است. همچنان که در آیه ۴۶ سوره انفال آمده است «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ»؛ هر عاملی که همبستگی جامعه را مخدوش کند، در حقیقت بنیاد آن را از درون تهی میسازد.
فراست مؤمنانه و افق بعثت مردم
این کارشناس دینی در ادامه به خطبه ۲۵ نهجالبلاغه نیز اشاره کرده و یادآور میشود: امیرالمؤمنین(ع) علت شکست یاران حق را نبود انسجام و علت پیروزی باطل را اتحاد آنان معرفی میکند؛ نکتهای که بیانگر قانون الهی درباره نقش همبستگی در استواری جامعه است. این اصل در زمان ما نیز صادق است. یکی از دلایلی که دشمنان نتوانستهاند خللی جدی در جامعه ایجاد کنند، همین همبستگی مردم است که در روزهای اخیر با جلوهای موحدانه و مسئولانه بروز یافت. این همبستگی مردم پس از شهادت رهبر معظم انقلاب دو ساحت دارد. نخست ساحت عقلانی که ناشی از فرو ریختن تصویرهای برساخته تبلیغات رسانههای معاند بود؛ تبلیغاتی که چهرهای غیرواقعی ساخته بودند اما صحنه شهادت، حقیقت را آشکار کرد؛ حقیقت حکیمی که مقتدرانه در دفتر کارش و با مشت گرهکرده به شهادت رسید. این تضاد میان واقعیت و القائات رسانهای بسیاری از دلها را بیدار کرد و پردهای تازه از آگاهی جمعی گشود. دوم، ساحت ملکوتی این بیداری است. جامعهشناسی مدرن قادر نیست این حجم از حضور، بیداری و همگرایی را در چند روز توضیح دهد؛ زیرا این پدیده، یک سنت الهی است و «خون شهید، جامعه را زنده میکند».
حجتالاسلام لاجوردی در پایان با اشاره به سخن رهبر شهید درباره «بعثت مردم» میگوید: این تعبیر از عمق شناخت ایشان نسبت به جامعه برمیآمد، زیرا برخی مؤمنان به فراستی دست مییابند که حدیث از آن بهعنوان «نوری از جانب خدا» یاد میکند. همانگونه که پیامبر اکرم(ص) در جنگ بدر بهواسطه پیام وحی از فرجام پیروزمندانه نبرد آگاه شد، اولیای الهی نیز به اذن پروردگار گاه به افقهایی نظر میکنند که چشمهای عادی از درک آن ناتوان است. این همان بصیرت ملکوتی است که دل را از حصار محاسبات معمول فراتر میبرد و حقیقتهای آینده را پیش از وقوع در جان انسان آشکار میکند. رهبر شهید نیز با اتکا به چنین نوری بود که از «بعثت مردم» سخن گفتند و با آرامشی عمیق به طلوع فردایی روشن اطمینان داشتند؛ آرامشی که از فهم الهی سرچشمه میگرفت و پشتوانه قاطعیت ایشان در پیمودن راه خدا بود.






نظر شما